• 6 6
  • 0

نیم‌نگاهی تحلیلی به «ابراهیم» محسن چاوشی انداخته‌ایم

نا امیدمان کردی آقای خاص!

چهارشنبه 14 شهریور 1397 ساعت 17:40
حالا بعد از چند روز از انتشار آلبوم جدید محسن چاوشی به نام «ابراهیم» شاید بشود نیم‌نگاهی تحلیلی به این آلبوم و قطعاتش انداخت. در این صفحه تلاش کرده‌ایم همین کار را بکنیم. شما هم اگر نظری داشتید برایمان بفرستید.

«حسین صفا کلماتی را انتخاب می‌کند که در کنار هم تصاویر و احساسات خاصی را قادرند منتقل کنند ولی در کلیت کلام، آنقدر درهم‌ریخته و بی‌هدف آورده می‌شوند که انگار جز هذیان‌های یک شاعر چیز دیگری نیستند.» اینها کامنتی است که کاربری به نام محمد در شبکه اجتماعی گودریدز (شبکه کتابخوانان) نوشته است. هرچند محمد کامنت خودش را این شکلی شروع کرده اما ترجیح داده که این را هم به جملات خودش اضافه کند که «من اینچنین نمی‌پسندم ولی شاید کسانی باشند که برایشان اینطور نوشته‌ها دوست داشتنی باشد. به نظرم در این عصر تکثر آنها هم محترمند.» جملات آخر محمد را می‌توان به حساب رعایت جوانب احتیاط برای شعردوستان تلقی کرد اما از کنار موضوعی که در ابتدای جملاتش به آن اشاره کرده نمی‌شود بی‌تفاوت گذشت.

کمتر کسی است که نتواند به ترانه‌های حسین صفا نمره قبولی ندهد. اوج این ترانه‌سرایی را می‌‍شود در بعضی قطعات آلبوم پرچم سفید چاوشی دید. آلبومی که بعضی ترانه‌هایش روی لب خیلی‌ها زمزمه می‌شود. با این حال ابراهیم که منتشر شد خورد به ذوق خیلی‌ها. چاوشی بعد از چند ماه شمشیرکشی و بالا و پایین کردن‌، مخاطبان خودش را تشنه تا لب چشمه برده بود و در نهایت تن به انتشار «ابراهیم» داد. کاش بودید و توی همین تحریریه واکنش بعضی از بچه‌های گروه فرهنگی را بعد از شنیدن قطعات ابراهیم می‌دیدید. دوستانی که از قضا نظر مثبتی هم به چاوشی دارند.

در بحثی که بعد از گوش کردن قطعات داشتیم صابر محمدی، همکار صفحه هنر و ادبیاتِ گروه که از قضا شاعر هم هست و دستی در شعر و ادبیات دارد اعتقاد داشت که غزل‌های حسین صفا مانند ترانه‌هایش قوی نیست. به اعتقاد شاعر گروه فرهنگی، ترانه‌های صفا در چند سال گذشته نشان داده بود می‌توان جلف و سبک نبود و در عین حال ساده‎فهم و امروزی هم حرف زد و روی لب افکار عمومی و مردم کوچه و بازار هم زمزمه شد. زینب مرتضایی‌فرد، دیگر خبرنگار گروه فرهنگی که از قضا ادبیات‌خوانده هم هست و دستی هم در داستان‌نویسی دارد، نظری مشابه دارد و ترانه‌های صفا را بالاتر از غزل‌هایش می‌داند. جالب است به اتفاق هم این نتیجه حاصل شد که قطعه درخشانی که از بقیه بالاتر باشد در ابراهیم نیست هرچند نباید از قطعه ابراهیم غافل شد که در جلب سلیقه مخاطب شاید از باقی قطعات موفق‌تر باشد.

با همه اینها «ابراهیم» چاوشی احتمالا نتواند به نسبت کارهای قبلی‌اش موج ایجاد کند و بشکافد و جلو برود. انگار که خواننده عامه‌پسند و خاص چند سال اخیر موسیقی که کارهایش با اقبال مخاطب عام هم روبه‌رو می‌شد این بار محصولی را روانه بازار کرد که نه مانند کارنامه سال‌های اخیرش، ناظر به موضوعات روز است و نه زبان و ساختار ساده‌فهمی دارد. اجازه بدید به جای فلسفه‌بافی، متن بعضی قطعات را با هم مرور کنیم:

«این بچه لاک‌پشت نگون‌بخت سال‌هاست

از تخم درمی‌آید و سوی تو می‌دود

اما مقدر است در آخرین قدم

یعنی در آستانه دریا دَمَر شود

نُه ماه غلت خوردم و اصرار داشتم

در آن رَحِم لباس شوم تا بپوشی‌ام

یا کاسه‌ای شراب شوم تا بنوشی‌ام

هر نطفه‌ای که دوست ندارد پسر شود

هر نطفه‌ای که دوست ندارد وَرَم شود

گفتم ورم شوم ورمی در درونِ تو

تا هِی بزرگ‌تر بشوم تا جنون تو

همراه قد کشیدن من بیشتر شود»

تلفیق این سروده‌ها با تُن صدا و موسیقی خاص آقای خواننده باعث شده اثری نداشته باشیم که با بالا گرفتن از دیگر قطعات در صدر قرار گیرد و نام «ابراهیم» در سایه آن قطعه قرار گیرد. نتیجه چنین فرآیندی همانی است که چند سطر بالاتر متذکرش شدیم. این‌که مخاطب عام اقبال کمتری به این آلبوم پیدا کند و صرفا هواداران 12 سیلندر چاوشی همچنان حاضر باشند قطعات