• 41 4
  • 0

گزارشی از مراسم نخستین سالگرد شهید مدافع حرم «حاج شعبان نصیری»؛

جاودانه بود، جاودانه ماند

چهارشنبه 26 اردیبهشت 1397 ساعت 10:56
«کسانی که نزدیک او بودند، عطر و بویش حس می کردند اما جامعه ما بوی شهید نصیری را حس نمی کرد. او یک بطری بزرگ عطری بود که باید در آن را برمی داشتیم تا این عطر منتشر می شد.» . این جمله ای است که سردار قاسم سلیمانی در توصیف شهید حاج شعبان نصیری جهان آرای موصل به زبان آورده....

به گزارش جام جم آنلاین ، اما حالا در این شیشه باز شده است و حالا دیگر عطر آن جاودانه شده و این رایحه خوش روز به روز بیشتر و بیشتر می شود. رایحه عطر حاج شعبان همه جا جاری و ساری است، او به آنچه که می خواست رسیده. شهادت را با پیشکش کردن «پهلویش» با تمام وجود درآغوش کشیده و حالا نزدیک به یک سال است که جاودانه شده. «جاودانه شعبان» میراث بسیار بزرگی از خود بر جای گذاشته است، میراثی نورانی و ابدی. شهادتِ او برای خانواده اش واقعه ای تلخ نبود و اکنون به جهان آرایی که نامش جاودانه است افتخار هم می کنند اما دلتنگی پدر و بوی عطرش به هر حال ناراحت کننده است.

روز گذشته در تالار حوزه هنری اندیشه تهران واقع در خیابان سمیه مراسمی برای بزرگداشت این شهید والا مقام برگزار شد، مراسمی پر از عطر و رنگ و بوی او، مراسمی با حضور یادگارهای او و مراسمی برای یادآوری راه او. جهان آرا همان جا بود، حی و حاضر و با همان صلابت.

حاج شعبان نصیری چه کسی بود؟

نزدیک به یک سال از شهادت دلاورانه «حاج شعبان نصیری» می گذرد و در این یک سال «جهان آرای موصل» و نشانه هایش در هر زمان و هر مکانی دیده می شود.

شهید نصیری از اعضا و بنیانگذاران سپاه کرج بود و از سال ۱۳۵۹ در جنگ ایران و عراق شرکت داشت. وی پنجم خرداد سال گذشته در حین عملیات مستشاری در موصل عراق به شهادت رسید.

شهید نصیری در مدت زمان حضور نبردهای حق علیه باطل سمت‌هایی همچون جانشین فرمانده گردان امام سجاد و جانشین فرمانده گردان حضرت علی اکبر لشکر ۱۰ سیدالشهدا (ع) را برعهده داشت. نصیری در قرارگاه فوق سری نصرت حضور داشت و فعالیت‌های گوناگونی را در کنار فرماندهان این قرارگاه از جمله محمد باقری و علی هاشمی انجام می‌داد. وی مدتی بعد رئیس ستاد لشکر ۹ بدر شد. شهید نصیری در سوریه و عراق و لبنان حضور مؤثر داشته ‌است.

وی در حین عملیات مستشاری در غرب موصل و در تاریخ ۵ خرداد ۱۳۹۶ به شهادت رسید. پیکر پاک وی در قطعه ۲۹ بهشت زهرا به خاک سپرده شد.

به احترام جهان آرا

عطر و بوی «شهید و شهادت» به شکل حیرت انگیزی در تالار اندیشه حوزه هنری پیچیده بود. هر فردی پا به مراسم بزرگداشت جهان آرای موصل می گذاشت ردی از نام یک شهید بود. این مراسم با حضور چهره های مختلف عرصه رزم و نبرد علیه باطل و البته خانواده های معظم شهدا برگزار شد.

یکی از افراد حاضر در این مراسم ابومهدی مهندس رئیس و فرمانده میدانی شبه‌نظامیان بسیج مردمی عراق بود، او بسیج مردمی مبارزه علیه داعش را فرماندهی می کند.

سردار نقدی، جانباز معروف یعنی موسی سلامت، پدران شهید حججی و شهید احمدی روشن، سردار حاج سعید قاسمی و ... از دیگر حضار در این مراسم بودند. به احترام جهان آرای موصل همه آمده بودند...

سرودی برای شهدای جاودانه

در این مراسم میلاد هارونی خواننده جوان سرودهای مذهبی و مناسبتی دو قطعه اجرا کرد، قطعاتی برای بزرگداشت مقام شهید و تکریم فرهنگ شهادت.

محمد یاسر نصیری نوه نوجوان شهید نصیری نیز دکلمه ای را اجرا کرد که بسیار مورد تحسین قرار گرفت.

ابومهدی مهندس رئیس و فرمانده میدانی شبه‌نظامیان بسیج مردمی عراق و همرزم جهان آرای موصل بر روی سِن آمد و خاطراتی را در باب دلاوری ها و فداکاری های شهید نصیری به دو زبان عربی و فارسی به زبان آورد.

مستند «حاج شعبان»

در جریان بزرگداشت این شهید والا مقام مستندی کوتاه از وی با نام «حاج شعبان» پخش شد. در این مستند به این موضوع پرداخت که شهید نصیری فعالیت های متعددی در زمینه های مختلف داشته، چه در جریان جنگ تحمیلی، چه در جریان نبرد حق علیه تروریست های داعش، چه در زمینه تلاش برای ایجاد گفتمان های دانشگاهی و چه در زمینه حضور در کشورهای سوریه و لبنان برای ترویج راه مبارزه و نبرد حق علیه باطل.

در بخشی از این مستند سلمان نصیری فرزند آن شهید پدرش را فردی توصیف کرد که هرگز برای پشت میز نشینی آفریده نشده بود.

اوج این مستند کوتاه مدت جایی بود که صحبت های شهید پخش شد. وی در بخشی از سخنان خود با اشاره به شهادت همرزمانش تاکید کرد شهادت ناراحتی ندارد و مثل این می ماند که به شما بگویند فلانی عروسی کرده و من نباید ناراحت شوم. وقتی هم خبر شهادت کسی را می شنویم نباید ناراحت شویم. تاثیرگذارترین جمله مستند «حاج شعبان» این چنین بود: «شهید به بی نهایت وارد می شود، قبل از آن در دنیای عدد و رقم بوده است. شهادت ناراحتی ندارد. من از شهادت کسی ناراحت نمی شدم، ناراحت خودم بودم که چرا ما ماندیم…»

به اشتراک گذاری
کد خبر : 3293897805120171410
لینک کوتاه :

اخبار مرتبط

ارسال نظر

  • مخاطبان گرامی، برای انتشار نظرات لطفا نکات زیر را رعایت فرمایید:
  • 1- نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • 2- نظرات حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های اسلامی منتشر نمی‌شود.
  • 3- نظرات پس از ویرایش ارسال می‌شود.
تصویر امنیتی: