• 55 10
  • 15

گلایه های «نورالدین پسر ایران» در گفت و گو با جام جم آنلاین

آنچه برایش جنگیدیم این نبود/ مسوولان با هم بودن را فراموش کرده اند

جمعه 17 دی 1395 ساعت 15:45
نورالدین عافی، جانباز آذری کشورمان که خاطراتش در کتاب «نورالدین، پسر ایران» نزدیک به هفتاد بار تجدید چاپ شده است و مقام معظم رهبری هم بر آن تقریظ نوشتند، می گوید برخی مسوولان فراموش کرده اند که رمز پیروزی در دوران جنگ تحمیلی چه بود؟ او وحدت، پشت سر ولایت حرکت کردن و در یک کلام «با هم بودن» را از مسوولان می خواهد.

گفت و گوی جام جم آنلاین با نورالدین عافی، همین چند روز پیش پس از بازگشت او از زیارت امام رضا(ع) انجام شد، زیارتی که خودش داستان جالبی دارد.

نورالدین درباره این زیارت می گوید: دو هفته پیش برای برنامه ای به قم سفر کرده بودم و هنگام زیارت حضرت معصومه(س) در حرم این بانوی بزرگوار اسلام دعا کردم همراه خانواده توفیق زیارت ثامن الحجج(ع) را به ما بدهد که بلافاصله پس از بازگشت به تبریز فرصتی فراهم شد و شاه خراسان رخصت زیارت داد و ما را طلبید و الان هم تازه از مشهد برگشته ام و در خدمت شما هستم.

از نورالدین می پرسم ، وقتی به حرم امام رضا (ع) مشرف می شوید چه دعایی می کنید؟ می گوید: زمان جنگ در تمام عملیات ها ذکر یا امام رضا(ع) و مدد از او همراه ما بود و این روزها هم پیروزی رزمندگان مان را طلب می کنم و همچنین سلامتی رهبر عزیز انقلاب را خواستارم که از ایشان عزیزتر نداریم.

به نورالدین می گویم می دانی کتابت چند چاپ خورده است که می گوید: اوایل پیگیر بودم اما دیگر حسابش از دستم در رفته است، از من می پرسد: شما می دانید؟ ، می گویم بر اساس اعلام انتشارات سوره مهر، نزدیک هفتاد بار تجدید چاپ شده است.

از کتاب نورالدین پسر ایران، تاکنون یک انیمیشن تلویزیونی و یکی، ‌دو مستند ساخته شده است و چند باری هم حرف فیلم سینمایی درباره آن به میان آمد، از نورالدین می پرسم دوست دارید فیلم خاطرات و کتابتان ساخته شود که توضیح می دهد: ساخته شود که بهتر است، به شرطی که آدم های ارزشی بیایند نه این که برخی هنرپیشه ها باشند که خودشان برخی موضوعات را قبول نداشته باشند، باید کسی بازی کند و فیلم را بسازد که از ته دل به آنچه در کتاب و زندگی من اتفاق افتاده ایمان داشته باشد.

اما صحبت های بعدی نورالدین درددل و گلایه است، گلایه نه برای خودش و نه از بی شمار دردهای این روزهای جسمی اش که سال هاست همراه او هستند، نورالدین آنقدر بزرگ است که وقتی سفره دلش را پهن می کند، باز هم این سفره پر از دردهای مردم است و خطابش به مسوولان!

او به جام جم آنلاین می گوید: مهمترین چیزی که شهدا برای ما باقی گذاشتند، عزت، ‌وحدت، عدالت
، ولایت مداری و امنیت است، ما برای این ها جنگیدیم ولی امروز وقتی برخی اتفاق ها در جامعه و آنچه میان مسوولان می گذرد را می بینم با خودم می گویم چیزی که می خواستیم این نبود، ما در شرایطی جنگ می کردیم که فرمانده لشکر 2 هزار تومان حقوقش بود من سرباز هم 2 هزار تومان، همه یک غذا را می خوردیم، همه یک لباس بر تن داشتیم، بسیجی یعنی با هم بودن و در کنار هم بودن پشت سر ولایت، نمی شود که کسی با چند ده هزار تومان زندگی کند و دیگری چند صد میلیون حقوق بگیرد و ادعا کنیم هم با هم پشت سر ولایت هستیم!

نورالدین صحبت هایش را این گونه به پایان می رساند: به خاطر همین یکدلی و با هم بودن ما در جنگ پیروز شدیم، باز هم می گویم چیزی که ما می خواستیم این نبود، مسوولان با هم بودن را فراموش کرده اند، گاهی می بینم که به یکدیگر در مقابل مردم چنان تهمت می زنند که انسان شرمش می آید گوش کند. باور کنیم شهدا تنها چیزی که داشتند و هنوز هم به یادگار مانده، ولایتمداری شان بود، ایمان و ساده زیستی شان بود، ما هم امروز پشت سر ولایت باشیم.

زندگی نامه

سید نورالدین عافی در سال 1343 در روستای خلجان در نزدیکی تبریز متولد می‌شود. خانواده او پر جمعیت و کشاورزند. در دوران انقلاب در راهپیمایی‌ها و فعالیت‌های انقلابی شرکت می‌کند. با شروع جنگ ایران و عراق می‌خواهد راهی جبهه شود؛ ولی به خاطر سن کمش او را نمی‌پذیرند. بارها و بارها اقدام می‌کند و بالاخره موفق می‌شود. در پاییز سال 1359 دوره آموزش نظامی می‌بیند و راهی مناطق غرب کشور می‌شود و در سپاه مهاباد به فعالیت می‌پردازد. در سال 1360 عضو رسمی سپاه کردستان می‌شود و پانزده ماه آنجا می‌ماند؛ ولی مدام در اندیشۀ راهی شدن به مناطق جنگی جنوب کشور است. وقتی به منطقۀ جنگ ایران و عراق عازم می‌شود، برادر کوچک‌تر صادق هم به همراهش می‌رود و در یک بمباران حمله هوایی عراق در برابر چشمان نورالدین شهید می‌شود. بیست و چهار ترکش به بدن نورالدین اصابت می‌کند و او در بیمارستان‌های کرمانشاه و مشهد بارها تحت عمل جراحی قرار می‌گیرد؛ ولی چون از قسمت شکم و صورت و چشم و بینی آسیب‌های جدی دیده، حتی با این عمل‌ها، به طور کامل بهبود نمی‌یابد. به تبریز می‌رود و بعد از شش ماه به جبهه برمی‌گردد. در مرخصی‌هایی که در تبریز می‌گذراند به فعالیت‌های مذهبی و تبلیغی و عیادت از خانوادۀ شهدا و مجروحان بیمارستان‌ها می‌پردازد و هربار بعد از استراحتی کوتاه به جبهه برمی‌گردد. در عملیات‌های زیادی از جمله مسلم بن عقیل، کربلای چهار، و ... شرکت می‌کند و بارها به‌شدت مجروح می‌شود و با وجودی که جانباز 70 درصد است، هر بار بعد از بهبودی نسبی به جبهه برمی‌گردد.

در هجده سالگی چهره‌اش در اثر جراحت‌های شدید و جراحی‌های زیاد کاملاً شکل خود را از دست می‌دهد. در سال 1363 با دختری شانزده ساله به نام معصومه عقد می‌کند. در 1366 ازدواج می‌کند و در سال 1367 اولین فرزندش، که دختر است، متولد می‌شود. در مناطق جنگی به عنوان غواص در عملیات‌های زیادی شرکت می‌کند. پس از قبول قطع‌نامه و پایان جنگ برای مداوا به آلمان می‌رود و باز هم تحت عمل جراحی قرار می‌گیرد و بنا به درخواست خودش زودتر از موعد به ایران برمی‌گردد. نورالدین هنوز دردها و ناراحتی‌های جسمی و دلتنگی دوری از دوستان شهیدش، مخصوصاً امیر مارالباش، را دارد.

به اشتراک گذاری
کد خبر : 2684736562632338553
لینک کوتاه :

اخبار مرتبط

ارسال نظر

  • مخاطبان گرامی، برای انتشار نظرات لطفا نکات زیر را رعایت فرمایید:
  • 1- نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • 2- نظرات حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های اسلامی منتشر نمی‌شود.
  • 3- نظرات پس از ویرایش ارسال می‌شود.
تصویر امنیتی :

نظرات شما ( 15 نظر )

( 0 ) ( 0 )
برادر بسیجی نگران نباش چون جبهه و جنگ ازیاد خیلیها رفته وفقط پول را میشناسند وبس . شهدا و جانبازان ورزمندگان جزئ فراموش شدگانند. ما هرچه داریم از شهدا داریم .پس شهدا شرمنده ایم.امانتدار خوبی نبودیم.متاسفم
( 0 ) ( 0 )
چرا تهمت ؟؟؟ چرا فكر میكنید به هم تهمت میزنند ؟؟ چرا یك ذره فكر نمیكنید هر دو طرف دارن حقیقت رو میگن؟؟ چرا انقدر ملت ما الكی خوشبین هستند ؟؟ یه امام جمعه محترمی یادمه میگفت روایت داریم كه چون گناه زیاد شده زلزله اومده... ولی تا بحال نشنیدم از هیچ كدام از آقایون كه روایت و احادیث معتبر در مورد علت خشكسالی و كمی نزولات جوی رو به ظلم و دروغگویی نسبت بدهند. براستی چرا؟؟ بازم منتشر نكن جام جم تا رسالت رسانه ای خودتو به انجام برسونی ولی بدون در پیشگاه خدا شما هم باید جواب بدی یه روزی كه دیر یا زود فر میرسه.
( 0 ) ( 0 )
این مردان زحمت كشیده اند اما بعضی مسئولان با كاخ نشینی می گویند ما زحمت كشیدیم و الان نتیجه ی آن زحمت ها را می بینیم.
( 20 ) ( 0 )
ما وظیفه داریم با تمام وجدان برای پیشرفت این كشور تلاش كنیم تا حاصل مجاهدت های نورالدین ها را حفظ كنیم.
( 20 ) ( 0 )
این مردان بی ادعا ایثار كردن تا یه عده بی وجدان از كول مردم بالا برند و اشرافی گری رو رونق ببخشند.
( 19 ) ( 0 )
حب الدنیا رأس كل خطیئه.
( 15 ) ( 0 )
انشاءالله صد سال زنده باشی درد وبلات بخوره توی سر هر چی آقا زاده بی درد ومفت خور كه رنگ جبهه رو هم ندیدند و كاری هم جزء ... انجام نمی دهند
( 20 ) ( 0 )
خوشا به حال آن روزها ، صداقت ها،ایثارگری ها ، ایمان و پایمردی ها
( 20 ) ( 0 )
برادر عزیز گوش شنوا نیست و بعضی از آقایان خدمت به مردم را فراموش كرده اند .و به فكر جیب خود هستند. خدایا رحم كن به مردم . ریاست و دنیا پرستی و پول پرستی وچشم و گوش بعضی از مسئولان را بسته است.
( 22 ) ( 1 )
تبارك الله جانباز عزیز
( 0 ) ( 0 )
كه چی من هم مجروح شیمیایی وبرادرشهید هستم ما نباید وسیله كاسبی دیگران باشیم ۲۷ سال حقوق جانبازی نگرفتم و كایكاتوریست گل اقا بودم و هنرمند...امدم كانادا كارگری میكنم وحدت چیه..در خوردن و بردن كانادا و انگلیس و سكوت...
( 29 ) ( 1 )
با سلام آقا نورالدین حرف و درد ملت گفته . اما مسوولین غریز اگر خجالت می كشیدند به این روز كشیده نمیشد.
( 33 ) ( 1 )
شرافتت رو عشق است،‌ درود به غیرتت ، درد و بلای شماها بخوره توی سر آقازاده ها،‌شهید زنده شماهایید
( 39 ) ( 1 )
من كه این آدم ها رو میبینم خجالت میكشم به خودم بگم ایرانی و مسلمون .نمیدونم مسوولین چجوری روشون میشه توی صورت اینها نگاه كنند.خوشا به دل این آدم ها خوشا به سعادت شان.
( 35 ) ( 1 )
بارك الله جام جم حرف دل خیلی ها رو زدی درود بر شهامت و اقتدارت!