• 48 0
  • 0

چرایی تهاجم نظامی عربستان به یمن

یکشنبه 16 فروردین 1394 ساعت 08:15
بعد از مرگ ملک عبدالله و روی کار آمدن سلمان بن عبدالعزیز انتظار رفتاری غیرمتعارف با توجه به سوابق سیاسی و امنیتی وی و روند سیاست‌های خارجی خاندان سعودی در 12 سال اخیر انتظار می‌رفت در کنار توجیهات خطرناک حکومت ریاض برای حمله به یمن، دلایل متعدد و خاصی از جمله دلایل ژئوپلیتیکی وجود دارد که می‌‌توان به‌واسطه آن حمله غیرمنتظره عربستان سعودی به کشور یمن را مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار داد همچنین تا حدودی اهداف پنهانی آن را در منطقه بحران‌زده و خاکستری خاورمیانه حدس زد.

سران آل‌ سعود در ریاض طی 12 سال اخیر به اندازه کافی و به صورت اساسی موقعیت منطقه‌ای و جهانی خود را در قبال رقبای مهم منطقه‌ای خود (جهان اسلام و منطقه خاورمیانه) به مخاطره سیاسی ـ‌ امنیتی و از همه مهم‌تر حیثیتی انداخته‌اند.

شواهد و دلایل متعدد نشان از این حقیقت تلخ دارد که به واسطه مجموعه‌ای از عوامل منطقه‌ای و تحولات بنیادین در کشورهای واقع در جغرافیای سیاسی خاورمیانه این منطقه حداقل برای دوره‌ای میان مدت از هماهنگی و همنوایی ژئوپلیتیکی دور شده و تهدیدات ژئوپلیتیکی در خاورمیانه و مرکز جهان اسلام با کلکسیونی از بحران‌ها و چالش‌های پیچیده به اوج خود رسیده است.

اما موضوع مهمی که عربستان از آن غافل است، تبعات این جنون مقطعی است که گرفتار آن آمده است.

گرچه در طول 35 سال اخیر این چندمین بار است که عربستان درصدد تحمیل سیاست‌های افراطی خود بر گستره‌ای از جهان اسلام بوده که بخشی از آن ناشی از ایدئولوژی انحرافی وهابیت و افکار انحرافی حاکم بر ساختار پادشاهی و دینی این کشور است اما دخالت گسترده نظامی در یمن، در آینده‌ای نزدیک جبهه متحدی در پهنه جغرافیای سیاسی جهان عرب با محوریت جنبش‌های آزادیخواه و مسلمان را علیه عربستان و چند متحد نامطمئن عربش خواهد گشود و آتش این بسته انفجاری و مرگبار دامن سعودی‌ها را به طور ریشه‌ای خواهد گرفت.

خطایی که در نیم قرن اخیر به طور مکرر در کشورهای اسلامی و عربی تکرار شده و اقدامات غیرمتعارف آنان که هیچ تناسبی با وزن و عیار ژئوپلیتیکی آنان نداشته، کشورهایشان را به خاک سیاه نشانده است.

عراق امروزی محصول رفتارهای اشتباه و ماجراجویانه رهبران حزب بعث است که با اقداماتی فراتر از توان ژئوپلیتیکی عراق، این حوزه تمدنی را برای مدتی بسیار طولانی به پرتگاه سقوط انداخته‌اند.

مصر، لیبی، سودان و ... نمونه‌های مشابه دیگری که تاوان سنگین رفتارهای غیرمتعارف و ناشیانه رهبران خود را پس داده و می‌دهند، باید عبرتی تاریخی و سیاسی برای خاندان آل سعود باشد وگرنه دیری نخواهد پایید که عربستان نیز زیر اقدامات فراتر از وزن ژئوپلیتیکی خود له شود.

در مجموع تجاوز رژیم سعودی به یمن نه تنها نقض آشکار مقررات حقوق بین‌الملل و منشور ملل متحد است که حاصل آن کشته و زخمی شدن غیرنظامیان بی‌گناه و افزایش چالش‌ها برای ریاض و فراهم شدن فرصت برای فروش بیشتر سلاح برای آشوب‌سازان فرامنطقه‌ای غربی است.

گرچه دلایل متعددی برای این تجاوز نظامی توسط عربستانی‌ها اعلام شده است، اما چند مساله اساسی در این رابطه از اهمیت بیشتری برخوردار است.

دلیل اول: فرو نشاندن عصبانیت درونی ناشی از شکست‌های پی در پی سران سعودی در منطقه از افغانستان، عراق و سوریه تا عمق ژئواستراتژیکی این کشور در یمن.

بعد از مرگ ملک عبدالله و استقرار سلمان بن عبدالعزیز و از همه مهم‌تر، ضعف مفرط حاکمان جدید سعودی که گرایش‌های افراطی وهابی دارند و همچنین شکست‌های اخیر آنان در کشورهای مهم منطقه، ورود در معرکه‌ای ماجراجویانه آن هم با این وسعت و شدت، از دیدگاه راهبردی و ژئوپلیتیکی و ژئواستراتژیکی توجیه‌پذیر نیست و به نظر می‌رسد این اقدام در مقابل جنبش انقلابی انصارالله که کاملا اعتقادی و مبتنی بر باورهای ملی در راستای استقلال و اعتبار یمن متحد شده با جان و دل می‌جنگند، کاملا شتابزده بوده و دستاورد مثبتی به دنبال نخواهد داشت.

آنچه در یمن می‌گذرد، خبر از آینده‌ای بسیار خطرناک برای کل منطقه خاورمیانه می‌دهد. اقدام نظامی عربستان و همراهی برخی کشورهای غربی و عربی با این کشور، این واقعیت تلخ را عیان می‌سازد که بخش اعظم بی‌ثباتی سیاسی در کشورهای اسلامی و شیوع گسترده بنیادگرایی و جنگ‌های فرقه‌ای و تروریسم محصول سیاست‌های پنهان و مرموزانه سعودی‌ها بوده که امروز از پس پرده بیرون آمده و به میدان کارزار نظامی ریاض و ماجراجویی‌های خطرناک ثروتمندان عربی با رهبری عربستان در منطقه تبدیل شده است.

دلیل دوم: کاهش شدت ضعف‌های ژئوپلیتیکی در خلیج عدن و تنگه باب‌ المندب و دریای سرخ که هم‌اکنون بر پیکره عربستان سنگینی می‌کند.

دلیل سوم:‌ وحشت از تقویت گروه‌های تروریستی و ورود آنان به داخل خاک عربستان. دولت ریاض به هیچ وجه به عواقب اقدامات خود در گسترش افراط و تروریسم و تکفیر در جهان اسلام فکر نکرده است و هم‌اینک خطرات نفوذ این گروه‌ها را در عمق ژئوپلیتیکی خود احساس می‌کند.

دلیل چهارم:‌ ممانعت از پیروزی ملی در یمن به رهبری انصارالله و هراس از شکل‌گیری اتحاد ملی و وحدت سرزمینی در یمن که انقلابیون یمنی در آستانه دستیابی به آن بودند. این موضوع و تحقق آن در یمن مساوی است با مرگ ژئوپلیتیکی عربستان در باب‌ المندب و دریای سرخ و احیای تمام‌ عیار ژئوپلیتیکی ایران در ماورای بحرالاحمر.

دلیل پنجم: رقابت فرااستراتژیکی با جمهوری اسلامی ایران و تقابل با سیاست‌های اثرگذار منطقه‌ای ایران در کشورهای عربی خاورمیانه از جمله عراق، سوریه، لبنان و یمن. عربستان تاب و تحمل سیاست‌های منطقی ایران در جهان اسلام را ندارد.

دکتر کیومرث یزدان‌پناه‌ - استاد دانشگاه تهران

به اشتراک گذاری
کد خبر : 1893949498857273999
لینک کوتاه :

اخبار مرتبط

ارسال نظر

  • مخاطبان گرامی، برای انتشار نظرات لطفا نکات زیر را رعایت فرمایید:
  • 1- نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • 2- نظرات حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های اسلامی منتشر نمی‌شود.
  • 3- نظرات پس از ویرایش ارسال می‌شود.
تصویر امنیتی: