با دکتر بهمن آرمان، کارشناس ارشد اقتصادی

دولت به تیم اقتصادی قوی​تر نیاز دارد

دولت در سال آینده چه محرک‌های اقتصادی را برای کشور در نظر گرفته است؟ چه سرنوشتی در انتظار اشتغال و تولید است؟ آیا دولت در سال آینده به یکی از وظایف خود یعنی حذف یارانه پردرآمدها عمل خواهدکرد؟
کد خبر: ۷۷۹۰۱۷
دولت به تیم اقتصادی قوی​تر نیاز دارد

اینها سوالاتی است که ممکن است برای هر کسی پیش بیاید و او را نسبت به این موضوع کنجکاو کند، اما نگاه به این سوالات از نگاه کارشناسان برجسته‌ای چون بهمن آرمان متفاوت است. دکتربهمن آرمان یکی از کارشناسان برجسته اقتصادی کشور در گفت‌وگویی که با جام‌جم داشت در خصوص چشم‌انداز اقتصاد ایران در سال آینده سخن گفت. وی معتقد است که سه وزارتخانه کلیدی اقتصاد، نیرو و کشاورزی دولت یازدهم به دلیل این‌که نتوانستند در حوزه عملیاتی خود مثمر ثمر باشند، باید تعدیل شوند و افراد با تجربه‎‌تر جای آنها را در کابینه بگیرند.

آرمان می‌گوید: وزارت امور و اقتصادی و دارایی همسو با سیاست‌های دولت نیست و باید تغییرات اساسی در آن وزارتخانه مهم صورت گیرد. وی سخنان خود را با لحنی آرام اما دلی پر این گونه اظهار کرد که افرادی که صلاحیت کارهای مهم را ندارند در آن صندلی تکیه می‌زنند. این کارشناس اقتصادی این انتصابات را جناحی می‌داند و عقیده دارد که مثلا نباید این‌گونه در خصوص نشانگر و نماد اقتصادی یک کشور تصمیم‌گیری شود و افرادی بر سر کار بیایند که در آن تخصص کافی ندارند. وی در عین حال دولت را در خصوص کاهش نرخ تورم موفق می‌داند و می‌گوید: سیاست‌های دولت در زمینه کنترل نرخ تورم پاسخ لازم را به مردم و کشور داده و نیازی به کتمان کردن آن نیست ولی واقعیت دیگری که وجود دارد این است که دولت تا به حال در راستای رفع تحریم‌ها موفق عمل نکرده است که اگر این تحریم‌ها نبود برخی مشکلات بر سر راه دولت نبود. آنچه در ادامه می‌خوانید گفت‌وگوی جام‌جم با این کارشناس ارشد اقتصادی است.

به عنوان سوال اول بفرمایید با توجه به نشانه‌هایی که بررسی کرده‌اید، افق اقتصاد کشور را در سال آینده چطور می‌بینید؟ این چشم‌انداز مبهم، تاریک یا روشن است؟

مهم‌ترین نکته‌ای که در این رابطه می‌توان مشاهده کرد این است که اقتصاد کشور بر پایه آمار و ارقام و مشاهدات فیزیکی نشان‌دهنده این است که از آن سیاست‌های ضدتوسعه‌ای که در دولت نهم و دهم دامان کشور را گرفته بود، خارج شده است. کارهای بسیار بزرگی که از مدت‌ها پیش یا شاید بیش از 13، 14 سال پیش روی زمین مانده بود به اجرا رسیده است. در بخش صنایع استراتژیک مثل فولاد و آلومینیوم، طرح‌های هفتگانه و مواردی از این قبیل به مرحله اجرا رسید. طرح بزرگ آلومینیوم جنوب در حال اجرا شدن است. کارخانه آلومینیوم بزرگ دیگری در مسجد سلیمان قرار است در دست اجرا قرار گیرد. در همین حال طرح رهبر معظم انقلاب در خوزستان با اختصاص منابع از طریق صندوق توسعه ملی بالاخره بعد از گذشت حدود 21 سال حالت اجرایی گرفته و بسرعت در حال اجرا شدن است. در زمینه صنعت نفت و گاز ما پیشرفت‌های قابل توجهی داشته‌ایم. برخی فازهای میدان گازی پارس جنوبی بالاخره فعال شد و واحدهای آن در حال راه‌اندازی هستند. امیدوار هستیم فاز 12 که بزرگ‌ترین فاز پارس جنوبی است قبل از پایان امسال به بهره‌برداری برسد و قول دولت در خصوص افزایش تولید گاز طبیعی به میزان صد میلیون مترمکعب تحقق پیدا کند. بنابراین در بخش صنعت و نفت و گاز حرکت‌های مثبت زیادی داشته‌ایم ولی در بخش پتروشیمی متاسفانه حرکت‌های صورت گرفته به علت وجود تحریم‌هایی که بر علیه اقتصاد ایران وجوددارد، تحرک قابل توجهی نداشته است. ولی از سوی دیگر نمی‌توان همه بدنه دولت را موفق دانست. به طوری که در وزارت اقتصاد ما دارای مشکلات اساسی هستیم. وزارت اقتصاد که رئیس شورای عالی بورس است، نتوانسته بورس را از رکود و بحران فعلی بیرون بیاورد و مدیریت بورس به جای این‌که مدیریتی باشد که دست افراد متخصص و تکنوکرات باشد، به علت دخالت مستقیم معاون اول رئیس‌جمهور، به یک انتخاب جناحی ختم شده و در نهایت مدیری که دارای هیچ تجربه‌ای در بازار سرمایه نیست و اصولا دارای شخصیتی منفعل است در راس نهاد مهمی مانند بورس قرار گرفته و مدیرعامل شرکت بورس هم که دارای ناتوانی‌های اجرایی فراوانی هست کماکان در محل خودش ابقا شده و لذا به نظر می‌آید که وزارت اقتصاد عملا نمی‌تواند همسو با سیاست‌های دولت باشد. در وزارت نیرو نیزد چار مشکلات اساسی هستیم، فردی که به عنوان وزیر انتخاب شده اصولا در قواره وزیر نیست و سوابق او نکته چندان مثبتی را نشان نمی‌دهد و عملکرد قابل توجهی نداشته به طوری که در سال آینده هم مشکل کمبود آب آشامیدنی را خواهیم داشت و هم مشکل برق. در زمینه کشاورزی نیزهمچنان 10 قلم اصلی واردات ما را کالاهای کشاورزی تشکیل می‌دهند. وزارت جهاد کشاورزی در تعیین قیمت خرید تضمینی گندم و سایر کالاهای مورد نیاز اقدامات مثبتی انجام نداده و الان صدها هزار تن سیب زمینی و پیاز تولید شده در کشور روی زمین مانده‌اند و خسارت‌های سنگینی به کشاورزان وارد شده است. البته در بخش راه و مسکن هم مشکلاتی داشته‌ایم ولی به‌خاطر تذکرهایی که رسانه‌های گروهی به وزارت راه و شهرسازی داده‌اند خوشبختانه اخیرا شاهد حرکت‌های مثبتی هستیم. مثل احتمال آغاز عملیات اجرایی آزادراه تبریز ـ بازرگان، آزادراه اهواز ـ اندیمشک و آغاز عملیات اجرایی قطار تندروی سیصد کیلومتری اصفهان ـ تهران و آزادراه بسیار استراتژیک و مهم جنوب غربی تهران. ولی به هر حال آمارها و ارقام نشان‌دهنده این هستند که دولت ناچار است که جهت تحقق اهداف اقتصادی خودش اعضای کابینه‌اش در سه وزارتخانه کلیدی یعنی وزارت اقتصاد، وزارت کشاورزی و وزارت نیرو بازبینی جدی به عمل بیاورد و دست به یک ترمیم کابینه، قبل از این‌که وارد دومین سال شود، بزند. به عبارتی در میان وزارتخانه‌های اقتصادی دولت بجز وزارت نفت و صنعت، معدن و تجارت و تا حدودی وزارت راه و شهرسازی ما دارای کاستی‌های اساسی هستیم و دولت برای هماهنگی بیشتر، بایستی برنامه ترمیم کابینه را به صورت جدی در دست بگیرد و از دخالت شخصی برخی مقامات در امور اجرایی کشور و بر سر کار آوردن گروه‌های نزدیک به افراد پرهیز کند.

خیلی از کارشناسان معتقدند با توجه به این‌که دو سال از عمر دولت می‌گذرد، دولت یازدهم کاهش تورم را به رکود ترجیح داده است. تحلیل شما در این مورد چیست؟ به نظر شما رکود قربانی کاهش تورم شده است؟

خیر. من چنین چیزی را تائید نمی‌کنم. سیاست‌های دولت در زمینه کنترل نرخ تورم پاسخ لازم را داده و نیازی به کتمان کردن و پنهان کردن آن نیست ولی واقعیت دیگری که وجود دارد این است که دولت تا به حال در راستای رفع تحریم‌ها موفق عمل نکرده و اگر تحریم‌ها وجود نداشتند، ما الان شاهد افزایش فعالیت‌های عمرانی و صنعتی بودیم. به طوری که اشاره کردم سرمایه‌گذاری‌های ما در بخش فولاد و آلومینیوم و صنایع معدنی و راه آهن، همه اینها متاثر از عدم امکان استفاده از اعتبارات خارجی است که این خودش متاثر از وجود تحریم‌ها علیه ایران است. ضمن این‌که صندوق توسعه ملی هم نتوانسته نقش خودش را بخوبی ایفا کند و جبران بخشی از این تحریم‌ها را در اقتصاد ما انجام دهد که البته آن هم تا حدی متاثر از وجود تحریم‌ها و عدم امکان استفاده از ذخایر ارزی ما در بانک‌های خارجی است. وگرنه این نتیجه‌گیری که کاهش تورم باعث تشدید رکود شده صحیح نیست. اگر تحریم نبود و ما می‌توانستیم طرح‌های سرمایه‌گذاری خود را در صنعت فولاد، آلومینیم، نفت، گاز، پتروشیمی، ساخت سدهای بزرگ برق ـ آبی و... به مرحله اجرا بگذاریم در حال حاضر می‌توانستیم کاملا اقتصادی و توام با توسعه و در عین حال در حال کنترل نرخ تورم باشیم.

اشاره کردید که از صندوق توسعه ملی برای طرح رهبر معظم انقلاب در خوزستان سرمایه‌گذاری شده است. در این مورد توضیح بیشتری دهید.

این، طرحی است به نام طرح رهبر معظم انقلاب که این طرح در اصل مربوط به احیای 550 هزار هکتار از زمین‌های زرخیز استان خوزستان است که تولیدات مواد غذایی را در قطب صنایع غذایی ایران از 14 میلیون تن فعلی به 25 میلیون تن افزایش می‌دهد. زمینه ایجاد چهار کارخانه قند جدید را در کشور فراهم می‌کند و بدون شک یک دگرگونی اساسی را در بخش کشاورزی بوجود می‌آورد. استارت خوردن این طرح با دخالت شخص آقای رئیس‌جمهور بوده که دارای پیشینه مطالعاتی و امنیتی است زیرا این طرح قبل از این‌که اهمیت اقتصادی داشته باشد، دارای اهمیت امنیتی هست.

از طرف دولت تحرک مناسبی در زمینه اشتغال با توجه به مشاهداتی که الان هست، صورت نگرفته است. همچنین دولت هنوز به صورت کامل از طرح جامع اشتغالزایی خودش رونمایی نکرده است. نظر شما در این باره چیست؟

متاسفانه همان‌طور که عرض کردم دولت یازدهم در بخش‌هایی که می‌تواند کمک کند به کاهش نرخ بیکاری، مثل بخش کشاورزی، فعالیت‌های عمرانی، ایجاد شبکه‌های آبیاری، ساخت آزادراه‌ها و راه‌آهن و بویژه مسکن نتوانسته دستاورد لازم و خوبی داشته باشد و مسئولان ذی‌ربط هم عدم موفقیت دولت را کمبود بودجه می‌دانند در حالی که از طریق ایجاد سیستم‌های انگیزشی برای بخش خصوصی براحتی می‌شود این کار را انجام داد و در نهایت زمینه سرمایه‌گذاری بخش خصوصی در ایجاد مسکن برای قشرهای با درآمد پایین و متوسط را به وجود آورد. می‌شود ده‌ها هزار و بلکه صدها هزار نفر را به طور مستقیم یا غیرمستقیم در پروژه‌های عمرانی مرتبط در ساخت سدهای بزرگ برق ـ آبی و همچنین شبکه‌های آبیاری، ساخت آزادراه‌ها، مسکن و راه‌آهن مشغول و برایشان شغل مستمر ایجاد کرد.

به طور مثال اگر که وزارت راه و شهرسازی نرخ بازگشت سرمایه‌گذاری در ساخت آزادراه‌ها را حداقل 25 درصد تضمین کند و دوره بازگشت سرمایه را حداکثر بین 7 تا 10 سال درنظر بگیرد، قادر خواهد بود منابع مالی سنگینی را به سمت پروژه‌ها هدایت کند و میزان اشتغال را افزایش دهد. همین‌طور اگر بورس از این بحران فعلی خارج شود و نقش خودش را به عنوان ابزار اصلی تامین منابع مالی ایفا کند، بدون شک ما هم رونق بورس وکنترل نقدینگی را خواهیم داشت و هم افزایش اشتغال و سرمایه‌گذاری را.

با توجه به رقم تصویب شده بودجه توسط مجلس شورای اسلامی نظرشما در خصوص کسری بودجه در سال آینده چیست؟

به احتمال قوی دولت در سال آینده کسری بودجه خواهد داشت ولی می‌تواند نداشته باشد. الان دولت در رابطه با اصلاح نرخ حامل‌های انرژی دستش کاملا باز است و مجلس دست دولت را باز گذاشته است. حتی خانم کریستین لاگارد که رئیس صندوق بین‌المللی پول است اعلام کرده که کاهش قیمت نفت در بازارهای جهانی زمینه و موقعیت استثنایی‌ای را برای کشورهای نفت خیز به وجود آورده که یارانه انرژی را قطع کنند. بنابراین دست دولت کاملا باز است و در نهایت می‌تواند از طریق اصلاح نرخ انرژی زمینه‌ای را فراهم کند که در سال آینده کسری بودجه نداشته باشد. اگر دولت در سال آینده نرخ حامل‌های انرژی را اصلاح نکند و با کسری بودجه بخواهد مملکت را اداره کند، بدون شک با تورم سنگینی در اقتصاد کشور روبه‌رو خواهیم بود.

با توجه به این‌که مسئولان دولت مثل رئیس سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی و وزیر نفت اعلام کرده‌اند که قیمت حامل‌های انرژی در سال آینده تغییری نمی‌کند، آیا ممکن است رویه دولت در میانه راه تغییر کند و قیمت‌ها افزایش یابد؟

بگذارید در این مورد یک صحبت کارشناسانه بگویم. امیدوارم این حرف‌ها دیگر تکرار نشود و ما هم مانند سایر کشورها از فروش فرآورده‌های نفتی برای دولت درآمد ایجاد کنیم. قیمت نفت در بازارهای جهانی نصف شده است ولی قیمت بنزین و فرآورده‌های نفتی در کشورهای دیگر تغییری نداشته است. بخاطر این‌که 80 درصد قیمت بنزین که به خودروها فروخته می‌شود، اینها عوارضی است که دولت دریافت می‌کند. بنابراین دولت به جای این‌که فشار خودش را روی شرکت‌ها یا بخش تولید برای دریافت مالیات اضافی متمرکز کند که جبران هزینه‌ها یا کسر بودجه خودش را پوشش دهد بهتر است که قیمت حامل‌های انرژی را اصلاح کند. ولی دولت باید به این نکته توجه داشته باشد که برای حمایت از تولید، نباید هزینه انرژی را برای واحدهای تولیدی به طور همزمان افزایش دهد. در همه کشورها قیمت انرژی برای واحدهای تولیدی نصف یا حتی یک سوم قیمتی است که به مصارف خانگی تحویل می‌شود.

بحثی که امسال خیلی روی آن مانور دادند حذف یارانه پردرآمدها بود. با توجه به مصوبه جدید مجلس مبنی بر الزام دولت برای حذف یارانه پردرآمدها به نظر شما دولت سیاستی دارد که پردرآمدها را در سال 94 حذف کند یا خیر؟ یعنی این موضوع می‌تواند به مشکل کسری بودجه کمکی کند؟

فکر می‌کنم که اگر دولت سیاست درستی داشته باشد و به طور شفاف با مردم صحبت کند و بگوید که در صورت عدم دریافت یارانه نقدی از قشرهای با درآمد بالا، مثلا صدهزار هکتار زمین را مجهز می‌کنم به سیستم آبیاری تحت فشار برای کاهش مصرف آب یا آزادراه تهران ـ شمال را در مدت معین سه سال تکمیل می‌کنم، طبیعتا مردم با این قضیه مشکلی نخواهند داشت و لذا به نظرم دولت بی‌دلیل از واکنش مردم اظهار نگرانی می‌کند.

به نظر شما این موضوع مقایسه‌ای بوجود نمی‌آورد که مثلا دولت قبل بدون این‌که گروکشی کند به ما یارانه می‌داد اما این دولت همه چیز را قطع کرده و برای ساخت آزادراه‌هایش هم از ما پول می‌گیرد.

در هیچ جای دنیا یارانه به قشرهای برخوردار پرداخت نمی‌شود. اگر ما به لغتنامه هم مراجعه کنیم، در لغتنامه آمده است که یارانه برای فعالیت‌هایی که نیازمند حمایت دولت هستند پرداخت می‌شود. به طور مثال در کشورهای عضو اتحادیه اروپا صندوقی وجود دارد که بر اساس قوانین این صندوق وام‌های یارانه‌ای به بخش‌هایی که دارای نرخ بیکاری بالا هستند یا دارای توسعه نیافتگی نسبت به سایر مناطق هستند پرداخت می‌کند. یا در خود اتحادیه اروپا زمانی که زنی سرپرست خانوار است و بخاطر داشتن بچه کوچک نمی‌تواند سر کار برود، دولت ماهانه هزار یوروبه او کمک مالی می‌کند. ولی به کسانی که توانایی دارند نه‌تنها یارانه نمی‌دهد، بلکه از آنها مالیات هم در ارقام کلان می‌گیرد. در هیچ جای دنیا برای فقیر و غنی قیمت بنزین را به‌طور یارانه‌ای و یکسان تعیین نمی‌کنند. کسی که صاحب اتومبیل 500 میلیون تومانی یا 2 میلیارد تومانی است و در خیابان‌های تهران جولان می‌دهند و در پنت‌هاوس‌ها یا خانه‌های گرانقیمت زندگی می‌کند این که نبایستی یارانه دریافت کند و عقل هم همین را می‌گوید. اگرما بتوانیم ایجاد اشتغال کنیم و مردم دارای درآمد کافی باشند، احتیاجی به گرفتن یارانه ندارند. بنابراین اگر به آنها بگوییم برایشان اشتغال ایجاد می‌کنیم خب طبیعی است که آن شغل را بر گرفتن یارانه ترجیح می‌دهد.

به نظرشما نرخ ارز و دلار تغییری در سال آینده دارد یا خیر؟ این قیمت افزایش می‌یابد یا کاهش را شاهد خواهیم بود؟

البته ما بایستی این واقعیت را بپذیریم که اگر قیمت ارز افزایش نیابد، تولید داخلی هم حمایت نمی‌شود و هزینه تولید بالا می‌رود. در صورتی که درآمد ناشی از تبدیل دلارهای حاصل از صادرات به ریال همچنان ثابت باقی می‌ماند. بنابراین منطقی این است که نرخ برابری ارز در بازار متناسب با تورم اصلاح شود در غیراین صورت تولید داخلی می‌میرد و از بین می‌رود؛ همان‌طور که ما آمدیم قرارداد تجارت ترجیحی را با ترکیه امضا کردیم و بدون در نظر گرفتن واقعیت‌ها، حتی نخ فرش ماشینی راهم از ترکیه وارد می‌کنیم. بخاطر این‌که قیمت ارزمان قیمت منطقی نیست. اگر دلار 5 هزار تومان بود که به نظر من قیمت واقعی اش هست، ما واردکننده نخ قالی از ترکیه نمی‌بودیم. زیرا نخ قالی از مواد پلی پروپیلن گرفته می‌شود و ایران یکی از بزرگ‌ترین تولیدکنندگان مواد پلی پروپیلن در جهان هست.

پیش‌بینی شما از رشد اقتصادی سال آینده چیست؟ با توجه به این که امسال دولت رشد اقتصادی را از منفی به مثبت رساند. فکر می‌کنید این رشد، تداوم خواهد داشت؟

بدون شک بله. باوجود کاهش قیمت نفت این اتفاق خواهد افتادو من تصور می‌کنم که اگر تحریم‌ها برداشته شود، ایران می‌تواند رشد 9 تا 10 درصدی را تجربه کند.

در خصوص رکود هم همین نظر را دارید؟

بدون شک اگر تحریم‌ها برداشته شود و سرمایه‌گذاری خارجی در ایران انجام شود و در نهایت ما شاهد رونق بخش مسکن و پروژه‌های عمرانی باشیم، نرخ بیکاری و رکود پایین خواهد آمد.

توصیه شما به مسئولان اقتصادی دولتی چیست؟

به هر حال مسئولان مملکت باید به این باور برسند که در جهان امروز حتی عقل سلیم جای خود را به علم داده است و من فکر می‌کنم بر اساس سلیقه نمی‌شود کشور را اداره کرد. مشاهده می‌کنیم که با یک تصمیم اشتباه مجلس برای شش برابر کردن قیمت خوراک کارخانه‌های پتروشیمی چه بلایی بر سر کشور آمد. بنابر این بهتر است دولت به جای جناحی فکر کردن به فکر منافع ملی باشد. در این صورت است که می‌توان از بحران فعلی خارج شد.

محمدحسین علی اکبری‌ / ‌گروه اقتصاد

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها