• 361 1
  • 23

اختصاصی جام جم آنلاین

فرمانده ای که بی سر به دیدار فرزندانش رفت

یکشنبه 17 اسفند 1393 ساعت 12:28
اسفند 1362، تخت فلزی را از دل کشوی سردخانه بیرون کشیدند. تو با لب هایی که نداشتی لبخند زدی و نور چراغ‌های سردخانه، چشم هایی را که نداشتی،‌ اذیت کرد و بعد رو برگرداندی که همسرت را ببینی، با صورتی که نداشتی و خواستی با دستت، دست سرد همسرت را بگیری ، با دستی که نداشتی و اسمت را که فریاد می زد شنیدی ، با گوش هایی که نداشتی و بعد زمزمه کردی «گریه نکن ....» اما او صدایت را نشنید. از پا افتاد،ضجه زد و با چادرش، چهره غمگینش را پوشاند تا غریبه ها اشک هایش را نبینند.

حاج ابراهیم همت ! سرت را گذاشتی، مجنون بماند که دل ما ، تا ابد، در حسرت دوباره دیدن چشم‌هایت بسوزد؟ که هی فرود آمدن گلوله توپ را کنار موتوری که ترکش نشسته بودی در ذهنمان مرور کنیم و داغ مان هزار هزار بار تازه شود ؟ که هی یادمان بیاید جای خالی سرت را و دستت را و بادگیر سبز و عرقگیر عنابی ات را که بوی خون و خاکستر داشت اما هنوز ته مانده ای از عطرت به آن وفادار بود و نمی رفت.

آنها که از خیبر برگشتند، گفتند تو سفارش کرده بودی« یا همه، اینجا شهید می شویم یا مجنون را نگه می داریم. » و این جمله ات جان کلام عملیات خیبر بود از زبان تو که سردارش بودی، فرمانده لشکر محمد رسول الله ،‌ نورچشم همه شهرضایی هایی که همشهری ات بودند.

نگران نباش حاجی،‌ ما، همه مجنونت مانده ایم،‌ مثل همرزم هایت که حتی وقتی تن بی سرت را دیدند نمی خواستند باور کنند رفته ای و به رفیقت، التماس می کردند تو را نشناسد، التماس می‌کردند تو نباشی، التماس می کردند بگوید تو زنده ای و او زار می گریست و نمی توانست دروغ بگوید که گفت «خودش است... حاج ابراهیم ....»

امروز ، هفدهم اسفند سالگرد شهادت توست اما بچه های امروز، از تو چه می دانند حاج ابراهیم ؟ ما چقدر از سال های جنگ برای شان حرف زده ایم ، از تو و عملیات فتح المبین، بیت المقدس، رمضان،‌ مسلم بن عقیل ‌محرم ، والفجر مقدماتی و والفجر 4 که در همه شان جنگیدی، از روزهای پیش از شهادتت که به همسرت گفته بودی دلتنگ او و فرزندانت می شوی و پرسیده بودی « سخت نیست اگر بیایید جنوب تا کنار هم باشیم » و بعد رفته بودی و دیگر نیامده بودی تا وقتی بدون سر ، دیدارتان تازه شده بود؛ از سیستان و بلوچستان، از خوزستان، از کردستان و از هر کجا که تو ، بر آن تابیده بودی و آباد و امنش کرده بودی.

حاج ابراهیم ، حرف های زیادی هست که ما باید آنها را در گوش بچه های امروز زمزمه کنیم تا بدانند ، همت ، فقط یک بزرگراه نیست یا عکسی نقاشی شده بر دیوار یا تصویری از مردی با چشم های مطمئن؛ تا بدانند چرا همرزم هایت « سید الشهدا » صدایت می زدند؛ تا بدانند زمینی را که روی آن ایستاده‌اند، هوایی را که در آن نفس می کشند، آثار فرهنگی و تاریخی را که هنوز سالم و به دور از تجاوز بیگانگان در سرزمین شان مانده است، کشوری را که روی نقشه جهان ، مرزهایی روشن و روزهایی آرام دارد و هزار پاره نشده ، مدیون تو و همرزم هایت هستند.

ما مدیون هستیم حاج ابراهیم و نگران،‌ که آیا از عهده این دین عظیم بر می آییم؟ آتش مان گلستان می‌شود؟ و روزی که دوباره ببینیمت، روزی که تو دوباره سر داشته باشی و با آن چشم های مطمئن و پر نور نگاه مان کنی، جرأت می کنیم سرمان را بالا بیاوریم و چشم در چشمت شویم یا شرم و خجالت ، مانعمان خواهد شد؟

مریم یوشی زاده - خبرنگار جام جم آنلاین

به اشتراک گذاری
کد خبر : 1859686854806156528
لینک کوتاه :

اخبار مرتبط

ارسال نظر

  • مخاطبان گرامی، برای انتشار نظرات لطفا نکات زیر را رعایت فرمایید:
  • 1- نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • 2- نظرات حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های اسلامی منتشر نمی‌شود.
  • 3- نظرات پس از ویرایش ارسال می‌شود.
تصویر امنیتی:

نظرات شما ( 23 نظر )

درود بر همتت.چو ایران نباشد تن من مباد
درود به این قلم
حاج ابراهیم خدا رحمت کند شما را .
روحش شاد ویادش گرامی .
روحش شاد و راهش مستدام باد
یاد بگیریم مانند شهید همت و شهیدان هم خون و ریشه خود، از آبرو و خاک ایران پاسبانی کنیم.
سلام روحش شاد و یادش گرامی. چرا میفرمایید جوان ها نامی از ایشان نمیبرند و با او آشنا نیستند ؟ از جوانی كه آن زمان متولد نشده بود چه انتظاری دارید ؟ از كسانی سوال بكنید كه آن زمان حضور داشته اند و هم اكنون مشغول اختلاس و جمع كردن هستند ؟....!
واقعا حیف این ادمها كه اینجوری از جان و دل برای این كشور گذاشتند بعد یه سری دزد افتادن به جان مردم و كشور و بیت المال و دارن همه زحمات رو به باد می دن.
روحش شاد....
روحت شاد حاج همت اسطوره دفاع مقدس در سالروز شهادت این برادر بزرگوار بیاییم به خودمان قول بدهیم رهرو راه شهدا باشیم و به حرمت خون شهدای کشورمان آنان که با غیرت و سرافراز شهید شدند و نگذاشتند چشم اجنبی به زنان کشورمان بیفتد دختران سرزمینم روی سخنم با شماست شمارا به حرمت خون شهدا سوگند پرهیز کنیداز جلب توجه و شرم و حیا را در اولویت کارهای روزمره تان قرار دهید نگذارید نگاه مرد اجنبی به شما بی افتد که آن دنیا باید پاسخگو باشید این که با رنگ و لعاب خود را به شکل و شمایل عروسکان پشت ویترین مغازه ها در می آورید به نوعی برای من که از جنس شما هستم شرم آوره و درد آور در سرزمینی که مردان و زنانش هشت سال دوران جنگ را پشت سر نهادند و باغیرت ایستادند و از عزیزانشان گذشتند تا ما آرامش را در کشور احساس کنیم به خدا باید هر لحظه سجده شکر به جای بیاوریم چرا که اجازه ندادیم اهریمن متجاوز صدام ملعون پایش را از گلیمش دراز تر کند و برای شهرهای جنوبی مان خواب و خیال بپردازد تا حتی که اسمهای شهرهای جنوبی را انتخاب کرده بود شهدای این مرزو بوم افتخار آفرینی کردند و با شجاعت در عرصه جنگ و جهاد تاختند و پیروزی را برایمان به ارمغان آورند برای اینکه حرمت خون این عزیزان را حفظ کنیم بیایید زنگارهای روحیتان را جلا بخشید و سعی کنید طوری زندگی کنید که فردا فرزندانی که در دامانتان تربیت میشوند هر لحظه مطیع امام و رهبرعزیزمان باشند و فرزندان نجیب و پاکی تحویل این مرزو بوم دهید فرزندانی که الگویشان اسطوره هایی چون حاج همت ها و باکری ها باشند شمارا به خدا خواهران عزیزم سعی کنید تلنگری به خود بزنید به خدا لوازم آرایش به شما شخصیت نمی دهد بلکه شخصیتتان را از بین میبرد سعی کنید واقعی باشید مگر خدای ناکرده چهره تان بدون گریم قابل تحمل نیست باید آنگونه که هستید چهره واقعیتان را بپذیرید نه برای فرار از دیدن چهره واقعیتان به انواع مداد رنگی متوسل شوید مگر شما نقاشی متحرک هستید یا عروسکان خیمه شب بازی هستید که خانواده ها را دچار بحران و تزلزل میکنید
بچه های امروز، از تو چه می دانند حاج ابراهیم ؟ جالبه هی میگید بچه های امروز!!!!! بچه های امروز اختلاس کردند؟؟؟؟بچه های امروز وزیر شدند و خیانت کردند؟بچه های امروز.... شما که بودید و دیدید چه گلی به سر بچه های امروز زدید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
به چشمهایش كه می‌نگرم مسكن دردهایم میشود. چه قدر دلم برای رادمردانی كه همچون وی همه چیز اسلام را صحیح درك كرده بودند تنگ است. برای غیرت. ازادی واقعی زن و سلامت وی در سایه مردانی همچون همت. روحش قرین رحمت بی پایان حق.
احسنت بر خانم یوشی زاده با این قلم شیوا
خداوند ما جاماندها از قافله عشق و غفلتزدهای بعد از آن را به حرمت خون شهدا و مخصوصا حاج ابراهیم ببخش.
افتخارنداشتم خدمتتون باشم