• 0 0
  • 0

حافظ زیستی

شنبه 20 مهر 1392 ساعت 09:23
شانزدهمین جشن «یاد روز حافظ» بر همه فارسی‌زبانان و ایراندوستان و دوستداران حافظ، فرخنده باد. امسال مضمون اصلی این بزرگداشت «حافظ و دوستی» است، که با حافظ دوستی نباید اشتباه کرد.ما از حافظ‌خوانی به حافظ‌دوستی و غالبا از آن به حافظ‌ پژوهی و در همه حال به حافظ‌زیستی رسیده‌ایم. امروزه ما بحمدالله از سنایی تا سپهری را می‌خوانیم.

پژوهش‌های شاهنامه‌ای بسیار رایج است. پس از سال‌ها سکوت، به سعدی هم بازگشته‌ایم. و بنده در عین حافظ‌پژوهی، در حدی کمتر سعدی‌پژوهی هم کرده‌ام.

مولوی‌ پژوهی هم در سال‌های اخیر اوج گرفته است. حتی به بزرگمردی چون عطار امروزه بیش از همیشه گذشته توجه می‌شود. آن هم از برکات همت عالی و نستوهی علمی عرفان و ادب‌پژوه نامدار معاصر استاد دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی است.

تا برسیم به پژوهش در شعر نو که در این زمینه هم پژوهش‌های ارزنده‌ای،‌ بویژه در همین سال‌ها و دهه‌های پس از انقلاب اسلامی صورت گرفته است. مثال‌های دیگر هم بسیار است. باید خدا را شاکر باشیم که بر سر گنج ادب کهن به خواب اصحاب کهف نرفته‌ایم.

شاید از بنده که حافظ‌ پژوه پیرسالی هستم و دیر سالی است که (دست‌کم بیش از 50 سال) درباره حافظ و شعرش قلم زده‌ام، این انتظار وجود داشته باشد که بگویم چرا چنین است.

یعنی سرّ نفوذ عظیم و بی‌مانند حافظ در زندگی و ذهن و زبان فارسی‌زبانان از چیست. طبعا با یک گزاره نمی‌توان به این پرسش سهل و ممتنع، پاسخ داد ولی با همه محدودیت‌ها ـ بویژه محدودیت حجم این مقالات ـ یافته‌ها یا در واقع دلایل خود را عرضه می‌دارم:

1ـ زبان و بیان حافظ، در عین فخامت خواص پسند، فصاحت همه فهم و همه پسند دارد.

2ـ تنوع شگفت‌آور معانی و مضامین شعر او. در یک بررسی جدید به این رسیده‌ام که در غزل‌های سعدی در حدود 20 مضمون و معنای «سرشار از طراوت تکرار» می‌گذرد و در شعر «پاشان»، حافظ که غزل‌هایش غالبا استقلال ابیات دارد، طبق تحقیق ارزشمند استاد علی اکبر رزاز در کتاب جمع پریشان که طبقه‌بندی معانی و مفاهیم شعر حافظ است، بیش از 200 مضمون و معنای اصلی ـ که کمتر از غزل سعدی «طراوت تکرار» دارد ـ می‌گذرد. یعنی چگالی معنایی شعر حافظ در همه ادوار شعر فارسی یگانه و بیشابیش است.

3ـ تلمیحات و اشارات قرآنی حافظ

4ـ تلمیحات و اشارات عرفانی شعر او

5ـ خمریه سرایی و باده‌ستایی او که اغلب نمادین است. با سه گونه باده در شعرش (باده عرفانی، باده انگوری، و بیش از همه باده ادبی که مبنای اصلی آفرینش مضامین و معانی نو به نوست.)

6ـ عاشقانه سرایی حافظ که دیوانش به قول خودش «طربنامه عشق» است. آن هم با سه گونه معشوق: عرفانی، انسانی و ادبی.

7ـ طنز مفرح و کمرنگش که به ما درس می‌دهد که طنز کمرنگ بهترین طنز است.

8ـ آفرینش هنری که در این زمینه پیشکسوت بزرگ حکیم فردوسی و مولاناست. سه آفرینش بزرگ طبع حافظ: پیرمغان، دیرمغان/ خرابات مغان و رند و رندی است که باید آن را حکمت رندی نامید که همراه با عشق دو پیام بزرگ شعر حافظ است.

9ـ دستورمندی زبان حافظ که از این لحاظ همانند سعدی است (یعنی آوردن اجزای کلام در جای دستورمند هر یک بی‌آن‌که فشار وزن و قافیه، فرصت این کار را از او بگیرد.)

10ـ استفاده از اوزان خوش و طربناک (در زمینه تقسیم‌بندی و معرفی وزن‌های شعر حافظ. یک تحقیق ارزشمند از استاد حسین آهی دیده‌ام که محصول پیش از انقلاب است، و یک تحقیق ارزشمند دیگر از استاد دکتر بیژن زرشکیان که چاپ نشده و امیدوارم چون هیچ‌کدام پرحجم نیست، ابتدا در نشریه بخارا به همت جناب دهباشی چاپ شود و بعدها ویراست گسترده‌تر آن کتاب شد.)

11ـ گرایش به زبان محاوره و حتی اگر بتوان گفت در مواردی هم گرایش به فرهنگ عامه و حتی بعضی تعبیرات عامیانه در دیوان حافظ دو غزل به شیوه «گفتم ـ گفت» آمده که بسی دلنشین است. درباره محاوره‌گرایی و گرایش به فرهنگ و زبان و بیان عامه در اینجا حتی مجال اشاره بیشتر یا آوردن نمونه نیست.

12ـ آرایه‌مندی شعر حافظ از ویژگی‌های بارز شعر اوست و در اوجش حسن طلب و حسن تعبیر و حسن تعلیل و ایهام است. درباره ایهام‌های او در سال‌های اخیر دو کتاب منتشر شده است.

13ـ اصلاحگری و انتقاد اجتماعی حافظ (از صوفی پشمینه‌پوش تندخوی / کز عشق نشنیده است بو، و صراف شهر و حتی امام شهر ـ به کوی میکده دوشش به دوش می‌بردند/ امام شهر که سجاده می‌کشید به دوش) حافظ درباره زاهد و واعظ هم انتقادهای صریحی دارد؛ و حسن و هنر حافظ باعث شده که چون انتقاد معمولا تلخ است، یا نصیحت کسالت بار است، این‌گونه مسائل را به شهد طنز بیامیزد.

14ـ وصف طبیعت و باغ و بهار که عطرش از سراپای دیوان او بلند است.

15ـ اخلاق‌گرایی و آرمان‌گرایی اخلاقی.

16ـ وسعت مشرب و گاه بیان شک و شبه‌ها و تعریض‌های شیرین (نصیب ماست بهشت ای خدا شناس برو/ که مستحق کرامت گناه کارانند) و مضمون‌سازی برای روزه و نماز و حج و تسبیح و سجاده و خرقه

17ـ زنده‌سرایی و زندگی‌سرایی و سرشاری از شور و شوق زندگی و روح امید و روحیه امیدواری.

حافظ حتی از «غم شاد» سخن می‌گوید.

18ـ روان‌شناسی فردی و اجتماعی حافظ که در کل فرهنگ ما دو نظیر دیگر دارد: یکی مولانا و دیگری سعدی

19ـ وقوع گرایی و واقعه‌گویی.

20ـ پرداختن آشکار و نهان به مسائل روز، حتی سیاسی.

درباره هر یک از این 20 عنوان ـ که تا 30 عنوان هم گسترش می‌یابد ـ می‌توان مقاله‌ای سرشار از شواهد از شعر حافظ نگاشت.

بهاءالدین خرمشاهی - حافظ پژوه

به اشتراک گذاری
کد خبر : 1229161092302313081
لینک کوتاه :

اخبار مرتبط

ارسال نظر

  • مخاطبان گرامی، برای انتشار نظرات لطفا نکات زیر را رعایت فرمایید:
  • 1- نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • 2- نظرات حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های اسلامی منتشر نمی‌شود.
  • 3- نظرات پس از ویرایش ارسال می‌شود.
تصویر امنیتی: