پنجشنبه 06 تير 1387 - ساعت 09:54
شماره خبر: 100942145103
بمباران تصويري
جام جم آنلاين: بتازگي مجموعه شعر «ماه حلقهاي بيانگشت» سروده ميثم رياحي شاعر جوان شمالي (متولد 1363) و خوشذوق كشورمان به صفحه شعر جوان رسيده است كه امروز و در اين مقاله نگاهي كوتاه به اين مجموعه خواهم داشت.

يوري لوتمان، نشانهشناس برجسته روس در كتاب «نشانهشناسي هنر» وقتي درباره متن شاعرانه و نظام نشانهشناسي آن سخن به ميان ميآورد، اين متن را اينچنين تعريف ميكند: «متن شاعرانه، نظام نظامها يا رابطه رابطههاست.»
به عبارتي در يك متن كه قرار است به عنوان اثر ادبي و شعر معرفي شود بايد يك نظام ارتباطي عميق و منسجم ميان اجزاي مختلف و همچنين ميان شاعر و جهان پيرامونش وجود داشته باشد كه اين اتفاق اگر بدرستي در طول اثر رخ دهد ميتواند منجر به ايجاد كشف و شهودهاي متعددشاعرانه در حوزههاي مختلف شود؛ البته اگر بر طول اثر تاكيد ميكنم دليل بر آن نيست كه در عرض اثر اين اتفاق نميافتد، چراكه در بيتهاي شاعران بزرگ كلاسيكسرا و بويژه بيدل اين اتفاق به تكرار و به قدرت در عرض اثر قابل مشاهده است.
اما اين مقدمه را از آن نظر نوشتم كه شعر ميثم رياحي به دلايل مختلف از جمله حضور او در شمال كشور و ارتباط مداوم و بيواسطهاش با طبيعت، سرشار از تعاملهايي است كه شاعر با جهان سبز اطرافش دارد. جهاني كه مهمترين ويژگي آن نظم است و شاعر با درگير شدن و دست بردن در نظم طبيعي جهان و ارائه تصاويري سوررئال و همچنين هنجارشكنيهاي زباني قصد دارد به فضاهايي كه حاصل كشف و شهود شاعرانه است، نزديك شود:
گيسوانت را
شلاق بزن!
بر كوه
بر شب من
هنوز هم
دريا
چشمهاي تو را
مشق ميكند
و نسيم
در ادامه پيراهنت ميوزد
يا تصويري متفاوت مثل اين دو سطر:
از ته دريا
خورشيد بالا ميآورم...
ميثم رياحي در سطر سطر اين كتاب، شاعري توانمند در كشف و خلق تصاوير بديع نشان ميدهد؛ اما اين توانمندي متاسفانه در شعر رياحي به دليل تكرار زياد منجر به آفتي به نام تزاحم تصاوير ميشود و به اين دليل كه بيشتر تصاوير او سوررئال و انتزاعي هستند در اين بمباران تصويري 2 اتفاق قابل بررسي است:
1- تزاحم تصويرهاي انتزاعي ضمن اين كه برقراري ارتباط را براي مخاطب دشوار ميكند كانون تصويرها را نيز براي مخاطب در هالهاي از ابهام فرو ميبرد.
2- با فراموشي و مبهم بودن كانون و محور تصاوير، نخستين چيزي كه آسيب ميبيند ساختار شعر است. به عبارتي اگر به همان تعبير يوري لوتمان بازگرديم يعني نظام نظامها يا رابطه رابطهها شعر پيكرهاي منسجم است كه تمام اجزاي آن در ارتباط با هم هستند.
ميثم رياحي در شعرهاي اين كتاب، تكليفش با ساختار مشخص نيست. در بعضي شعرها آنقدر فضاهاي مختلف و جهشهاي فكري وجود دارد كه باعث سرگرداني مخاطب ميشود مثل شعر استنشاق، تصوير خاك و بسياري شعرهاي ديگر.
اما از ديگر نكاتي كه بايد به ميثم رياحي تذكر داد تقطيعهاي اوست كه بيشتر بر اساس حجم نفس و به اصطلاح تقطيعهاي تنفسي است و نه مبتني بر استفاده از بار موسيقايي كلمات يا تاكيد بر كلمهاي خاص و... .
همچنين به نظر ميرسد ميثم رياحي در به كار بردن فعلها نيز چندان وسواس ندارد و شايد نداشتن وسواس به اين دليل باشد كه او آنقدر در نرم طبيعي زبان دست برده است كه ديگر براي خودش نيز قرار دادن هر فعلي چندان تفاوت نميكند، غافل از آنكه بعضي فعلها داراي بار معنايي خاصي هستند كه در همه جا و بدون ايجاد پيشزمينه و پيشذهنيت لازم، مخاطب را پس ميزنند مانند فعل مردن در اين شعر:
خورشيد
خلاصه چشمهاي توست
و شب
گلي از نفسهاي من
آسمان
هميشه
از دستهاي تو
سبز ميميرد...
اما در پايان بايد بگويم ميثم رياحي به ميزاني كه انرژي، توانايي و دلمشغولي براي كشف و شهود تصويري و شاعرانه دارد اگر نصف آن را نسبت به انديشه و حرفي كه براي يك شعر دارد اختصاص دهد قطعا شعرهايي قويتر و موفقتر از او را (حداقل در ارتباط با مخاطب) خواهيم خواند و شنيد، شعرهايي كه مانند اين سطرها از همين مجموعه باشند:
گلها
آب مينوشند
ما
كاسه را
از چشمان ما قرض ميگيرند!