صفحه اصلی روزنامه درباره ما ارتباط با ما پیوندها راهنمای سایت بورسبورس آب و هواآب و هوا انتشاراتانتشارات اشتراکاشتراک آرشیوآرشیو
سه شنبه 20 بهمن 1388 / 24 صفر 1431 / a 09 Feb 2010
عناوین کل اخبار
روزنامه
فرهنگي
اجتماعي
دفاع مقدس
اقتصادي
سينما و راديو و تلويزيون
سياسي
بين الملل
ورزشي
دانش
آموزش
حوادث
گردشگري
شهرستانها
تاريخ
گفتگو
سرگرمي
يادداشت
صوت وتصویر
عکس
کاریکاتور
RSS
جستجوی پیشرفته
ضمائم
ویژه نامه ها
RSS FEED
گفتگو
نسخه چاپی فرستادن با پست الکترونیک
چهارشنبه 21 اسفند 1387 - ساعت 09:45
شماره خبر: 100901190947
گفتگو با بهمن مه‌آبادي ، نوازنده ويولن و عضو سابق اركستر سمفونيك تهران
اركستر سمفونيك يك واحد اجاره‌اي است
جام جم آنلاين: بهمن مه‌آبادي، سرپرست گروه موسيقي سل از جمله نوازندگان ويولن است كه در عرصه موسيقي كلاسيك غرب فعاليت مستمر و ارزشمندي داشته و معتقد است اين نوع موسيقي نوعي از موسيقي علمي‌ و آكادميك است كه با وجود پتانسيل‌هاي قوي در عرصه موسيقي ايران همواره ناديده گرفته شده است.
بر همين اساس با وي كه عضو بازنشسته اركستر سمفونيك تهران است درخصوص مسائل مختلف اركستر، وضعيت موسيقي كلاسيك در ايران و اجراي آثاري از اين نوع موسيقي توسط اركستر سمفونيك تهران و اجراي اركسترهاي خارجي در ايران گفتگو كرده‌ايم.

بسياري از كارشناسان معتقدند موسيقي كلاسيك در ايران بيش از هر عنواني تريبوني براي عرضه آثار آهنگسازان كلاسيك غرب است و آهنگسازان ايراني كمتر بهره‌اي از اين اركستر مي‌برند. تا چه اندازه با اين نگاه موافق يا مخالف هستيد؟

موسيقي كلاسيك مفهوم غربي ندارد، بلكه اين نوع موسيقي ميراث جهاني بشريت است و اگر نگاه دقيقي به اين مقوله داشته باشيم متوجه مي‌شويم موسيقي كلاسيك تنها در باخ و بتهوون و آهنگسازان غربي مشاهده نمي‌شود، بلكه غير از اين موسيقي كلاسيك آهنگسازاني چون چايكوفسكي از روس، اميراف از آذربايجان يا حتي امين‌الله حسين و ثمين باغچه‌بان از ايران را به خود ديده است بنابراين موسيقي كلاسيك نوعي بيان با الفباي جهاني است كه هيچ مرزي نمي‌شناسد و آدم‌هاي مختلف از كشورهاي متفاوت به عنوان نمايندگان در فضاي موسيقي كلاسيك نفس كشيده و مي‌كشند، البته ناگفته نماند كه ميزان شناخت اين هنرمندان به ميزان ارزش دادن مسوولان و متوليان امورفرهنگي به هنر موسيقي بستگي دارد و درست به دليل بها ندادن به هنرموسيقي كلاسيك، فرهنگ اين نوع موسيقي در ايران با آنچه در دنيا مي‌گذرد فاصله بسياري دارد؛ ضمن اين‌كه اركستر سمفونيك تهران مثل يك دانشگاه است و قرار نيست هرقطعه پيشنهادي را اجرا كند بنابراين همه قطعات بايد داراي استاندارد جهاني  و در سطح قابل قبولي باشد ولي به عقيده من اركستر سمفونيك تهران به منظور ايجاد تعادل ميان اجراي آثار آهنگسازان ايراني و خارجي بايد برنامه‌اي منسجم براي اجراي آثار آهنگسازان ايراني داشته باشد و در كنار اجراي آهنگسازان موسيقي كلاسيك در غرب، آثاري از آهنگسازان ايراني را نيز اجرا كند تا هم گوش مخاطب با آثار آهنگسازان ايراني آشنا شود و هم اجراي اين آثار مثل يك كارگاه پژوهش تاثيرگذار باشد.

حضور نوازندگان جوان در اركستر سمفونيك تهران به عنوان نيروهاي بالقوه را چطور ارزيابي مي‌كنيد؟

هيچ ترديدي در اجراي خوب نوازندگان اركستر سمفونيك تهران براي آثارآهنگسازان ايراني و خارجي وجود ندارد و اين حضور اتفاقي است كه در همه جاي دنيا مي‌افتد، همان‌طوركه وقتي ما جوان بوديم به اركستر آمديم و در اين فضا رشد كرديم؛ اما تفاوت عمده نسل ما با نسل امروز اين است كه حضور استادان و پيشكسوتان موسيقي براي ما يك غنيمت بود و مانند پيران در گود هنر موسيقي عمل مي‌كردند و حضور همين استادان بود كه زيباشناسي، نفس عمل، احترام به صحنه موسيقي، ساز و همچنين مردم را به ما ياد دادند، يعني ما موسيقي را آموخته بوديم و مثل يك تكنيسين به اركستر آمديم، اما در مواجهه با اين استادان و ياد گرفتن روح موسيقي رفته‌رفته به هنرمند تبديل شديم.

درواقع اركستر سمفونيك دانشگاهي بود كه وقتي وارد شديم رفتار و منش هنرمندانه را ياد گرفتيم. امروزه كسي كه ساز مي‌زند نياز دارد تا زيبايي‌شناسي، تاريخ هنر موسيقي در ايران و جهان را بداند، چراكه مجموع اين عوامل يك اثر هنري را با روح هنرمندانه مي‌سازد، در غير اين صورت اگر قرار باشد يك نفر صرفا نوازنده يك قطعه باشد مثل يك تكنيسين عمل مي‌كند كه البته اين مهم است، ولي كل مطلب نيست، در حالي كه اكنون بسياري از نوازندگان فاقد روح هنرمندانه و اغلب تكنيسين‌هاي خوبي هستند.

ناگفته نماند كه عدم رسيدگي به نوازنده‌هاي اركستر سمفونيك تهران و بالا بودن هزينه‌هاي زندگي موجب شده آنها براي كسب درآمد بيشتر از منابع ديگري سيراب شوند و همين مساله فرصت مطالعه و به روزماندن موزيسين را از بين مي‌برند.

به نظر مي‌رسد وضعيت نوازنده‌هاي اركستر سمفونيك تهران از زمان اعمال نظر منوچهر صهبايي به عنوان رهبر اركستر سمفونيك تهران بهترشده، ولي همواره با اما و اگرهايي ازسوي برخي آهنگسازان همراه است. در حال حاضر وضعيت اين اركستر و موسيقي كلاسيك در ايران چطورارزيابي مي‌كنيد و چه تفاوت‌هايي با گذشته داشته است؟

آهنگساز‌هاي مختلفي طي اين سال‌ها به اركستر سمفونيك تهران دعوت شدند و برنامه‌هاي متفاوتي اجرا كرده‌اند، به عنوان مثال سال‌هاي بسياري زنده‌ياد فريدون ناصري به عنوان رهبر اركستر حضور داشتند كه مانند پدري براي حفظ اركستر تلاش كردند و علي‌رغم مشكلات فراواني كه در اركستر وجود داشت، سعي كردند اركستر از هم نپاشد و از آن پس رهبران مختلفي به اركستر آمدند و رفتند و هريك هم برنامه‌هاي خودشان را اجرا كردند، اما آنچه مسلم است حضور آقاي صهبايي به عنوان رهبر دائمي ‌اركستر سمفونيك تهران باعث نظم بخشيدن به اركستر شده و ايشان رهبري است كه به مسائل اركستر سمفونيك آشنايي كامل دارد بنابراين معتقد نيستم كه وضعيت اركستر نسبت به گذشته بدتر شده، بلكه اين تلاش بايد ادامه داشته باشد.

برخي مسائل مانند تورم و گراني و در پي آن بالا رفتن قيمت بليت اركستر سمفونيك باعث ايجاد ركود و ناتواني مالي مخاطب براي حضور در اين اجراها شده است. در واقع عدم حمايت‌هاي دولتي يا بخش خصوصي باعث ايجاد چنين ضعفي در سيستم اجرايي برنامه‌هاي اركستر سمفونيك و ديگر گروه‌هاي موسيقي ديگر شده است، ولي اين در حالي است كه در همه جاي دنيا از هنر خوب و فرهنگساز در حوزه‌هاي مختلف حمايت مي‌شود، اما متاسفانه در ايران چنين نيست و نهادها و سازمان‌هاي مختلف به فراخور نياز خود انواع استفاده‌هاي خود را از هنر موسيقي مي‌كنند دريغ از اين‌كه كوچك‌ترين حمايت مالي را از اين هنر در درازمدت بكنند، به همين دليل بسيار معتقدم وقت آن رسيده پس از 30 سال كه از دوران انقلاب مي‌گذرد هنر موسيقي از سوي مسوولان به رسميت شناخته شود.

به اين معنا كه اگر هنر موسيقي برنامه‌اي سياسي يا اقتصادي نيست به حمايت سياسي و اقتصادي نياز دارد، بنابراين صدا و سيما بايد از آثار ارزشمند در زمينه موسيقي دفاع كند و زمينه معرفي و رشد اين هنر را فراهم آورد. اگر حمايت‌ها انجام شود هم مردم و هم مسوولان متوجه مي‌شوند كه كمترين سود قضيه اين است كه احساسات اجتماعي را تلطيف مي‌كند و جوانان ديگر سراغ انواع موسيقي‌هاي وارداتي خارج از مرزها نمي‌روند.

حضور رهبر مهمان به عنوان مدير هنري اركستر براي اجراي آثاري خاص امري متداول در همه جاي دنياست، اما به نظر مي‌رسد آقاي صهبايي چندان اعتقادي به  حضور رهبر مهمان ندارد و اين شيوه را نمي‌پسندد. نگاه شما به عنوان نوازنده بازنشسته اركستر سمفونيك تهران نسبت به رهبري اركستر توسط رهبر مهمان چيست؟  

من به وجود رهبر مهمان اعتقاد دارم، اما بسياري از كساني كه به عنوان رهبر براي اجراي اثر خاصي اعلام آمادگي مي‌كنند رهبر اركستر نيستند و تخصص و تحصيلات اين رشته موسيقايي را ندارند و اغلب جزو نوازنده‌هاي خوب اركستر سمفونيك هستند.

به عقيده من يك نوازنده هرقدر هم كه خبره باشد، لزوما نمي‌تواند رهبر خوبي باشد؛ چون رهبر اركستر تحصيلات اين رشته را دارد و علاوه برتحصيلات، سال‌ها رهبري اركسترهاي مختلف را انجام داده است بنابراين اگر چنين فردي وجود داشته باشد به اعتقاد من مي‌تواند به عنوان رهبر مهمان اركسترسمفونيك با مديريت هنري رهبر دائمي ‌اركستر حضور داشته باشد البته اين حضور هم بايد با انتخاب و صلاحديد خود منوچهر صهبايي صورت گيرد.

آهنگسازاني به اسم نوگرايي، آثاري مي‌سازند كه نه تنها تعريفي از هنر ندارد، بلكه حرفه آهنگسازي را هم كاري دم‌دستي نشان مي‌دهند

ولي متاسفانه درشرايط حاضر چنين نيست و اركستر سمفونيك مثل يك واحد اجاره‌اي هرچند وقت يك‌بار به يك آهنگساز كه صرفا يك اثر موسيقايي ساخته و تمايل دارد كه آن اثر را خودش رهبري كند، اجاره داده مي‌شود و اين اتفاق به لحاظ حرفه‌اي كار درستي نيست ولي من اميدوارم شرايطي پيش آيد كه با مديريت خود آقاي صهبايي، رهبران ديگر از نقاط مختلف دنيا به عنوان رهبر مهمان به اركسترسمفونيك دعوت شوند و برنامه‌هايي را به طور مشترك اجرا كنند با وجود چنين برنامه‌اي اركسترسمفونيك تهران هر اندازه كه با رهبران مختلف كار كند بيشتر مي‌آموزد.

حضور اركسترملي يا اركسترهاي ديگر در كنار اركسترسمفونيك تهران تا چه اندازه مي‌تواند مفيد واقع شود؟

وجود اركسترهاي متنوع و گروه‌هاي مختلف موسيقي در كنار اركسترسمفونيك تهران قدمي‌ رو به جلو است؛ چراكه اركسترملي به عنوان اركستري سازمان‌يافته با مديريت آقاي فخرالديني رپرتوار خاص خودش را دارد و وجود اين اركستر امري ضروري است؛ اما در كنار فعاليت‌هاي اركستر ملي ديگر اركسترها كه عموما از جوانان فعال و خوش‌ذوق در عرصه موسيقي هستند به فعاليت مشغول كند.

به عنوان مثال مي‌توان از اركسترزهي پارسيان نام برد كه پس از سال‌ها فعاليت جايگاه خود در عرصه موسيقي را بدرستي پيدا كرده است. آخرين اجراي اركسترزهي پارسيان را از نزديك ديدم كه اجرايي خوب و بي‌نقص داشت بخصوص اين‌كه اجراي آقاي خاچيك در اين اركستر بسيار ديدني بود.

به عنوان نمونه اجراي چهارفصل ويوالدي عالي بود. با وجود بي‌عيب بودن اجراي گروه‌هايي ازاين دست بحث حمايت بسيار مهم و حياتي است البته دركنار گروه‌هاي جوان برخي اركسترهاي ديگر، مانند اركستر موسيقي نو به رهبري عليرضا مشايخي وجود دارد كه به اعتقاد من، يكي از پديده‌هاي موسيقي در ايران است كه يك گام فراتر از موسيقي اركسترال در ايران حركت مي‌كند.

 به موسيقي مدرن اشاره كرديد. مقوله نوگرايي در موسيقي بحثي است كه از گذشته مطرح بوده، اما در سال‌هاي اخير اين مقوله بسيار مطرح شده  و بسياري از آهنگسازان با ساخت آثاري خود را در زمره آهنگسازان نوگرا قلمداد مي‌كنند. شما اين نگرش را چطور ارزيابي مي‌كنيد؟

‌ البته تعاريف و تصاوير مختلفي از مقوله نوگرايي وجود دارد آنچه به عنوان نوگرايي  در موسيقي آقاي مشايخي اتفاق مي‌افتد، مقوله‌اي است كه در دنيا اتفاق افتاده و حالا اين آهنگساز يا آهنگسازان مشابهه نگاهي تازه‌تر صرفنظر از خوب يا بد بودن اثربه كار مي‌گيرند و البته پس از گذشت سال‌ها مخاطب يا اهالي موسيقي متوجه سبك تازه از در موسيقي آنها مي‌شوند، اما متاسفانه برخي آهنگسازان بدون اين‌كه تجربه درست و كافي از كار در حوزه موسيقي داشته باشند و بدون اين‌كه گذشته تاريخ موسيقي را مطالعه كرده باشند به غلط تصورمي‌كنند بايد از ابتدا اثري با مضمون نوگرايي بنويسند.

البته اين اتفاق درحوزه موسيقي ايراني بيشتر مشاهده مي‌شود. اين نوع موسيقي گنجينه ارزشمندي است كه متاسفانه هرفرد آشنا به موسيقي با بضاعت اندك خود و بدون داشتن پشتوانه‌هاي علمي ‌و تجربي به ساخت آثاري در اين حوزه اقدام مي‌كند. هيچ زلزله‌اي نمي‌تواند موسيقي ايراني را نابود كند يا زير سوال ببرد اما متاسفانه اخيرا آهنگسازاني به اسم نوگرايي آثاري در اين‌گونه از موسيقي مي‌سازند كه نه تنها تعريفي از موسيقي ايراني در آثارشان شنيده نمي‌شود، بلكه حرفه آهنگسازي را نيز كاري دم‌دستي و پيش‌پا افتاده تلقي مي‌كنند و افراد كم تجربه بايد اجازه دهند تا ازاين گنجينه بدرستي استفاده شود.

حضور اركسترهاي خارج از كشور براي برخي اجرها را چطور ارزيابي مي‌كنيد؟

‌بسيار شنيده‌ام كه برخي با آب و تاب تعريف مي‌كنند كه يك اركستر از نوازنده‌هاي خارج از كشور براي اجرايي ويژه به ايران دعوت شدند، ولي زماني كه اجراي اين اركستر را از نزديك ديدم متوجه شدم نوازنده‌هاي اركسترهاي دعوت شده به ايران، هنري زيادتر از نوازنده‌هاي ايراني ندارند ولي چون آنها هم مليت ما نيستند به گروه‌هاي ايراني  و اركسترسمفونيك تهران ترجيح داده شده‌اند.

به عقيده من بيشتر اين اركسترها از نوازنده‌هاي معمولي هستند كه فقط با نام آن كشور تبليغ مي‌كنند ولي اركستر سمفونيك تهران با مديريت پرقدرتي كه درحال حاضر دارد مي‌تواند انواع سبك‌هاي موسيقايي را اجرا كند.

پريسا ساساني


نظر خوانندگان:
لطفاً نظرات را فارسی وارد کنید
نام:    پست الکترونیک: