صفحه اصلی روزنامه درباره ما ارتباط با ما پیوندها راهنمای سایت بورسبورس آب و هواآب و هوا انتشاراتانتشارات اشتراکاشتراک آرشیوآرشیو
سه شنبه 20 بهمن 1388 / 24 صفر 1431 / a 09 Feb 2010
عناوین کل اخبار
روزنامه
فرهنگي
اجتماعي
دفاع مقدس
اقتصادي
سينما و راديو و تلويزيون
سياسي
بين الملل
ورزشي
دانش
آموزش
حوادث
گردشگري
شهرستانها
تاريخ
گفتگو
سرگرمي
يادداشت
صوت وتصویر
عکس
کاریکاتور
RSS
جستجوی پیشرفته
ضمائم
ویژه نامه ها
RSS FEED
گفتگو
نسخه چاپی فرستادن با پست الکترونیک
چهارشنبه 14 اسفند 1387 - ساعت 09:10
شماره خبر: 100900583829
گفتگوي جام‌جم با گيلاد آتزمون موسيقيدان اسرائيلي
از مليت خود شرمسارم
جام جم آنلاين: گيلاد آتزمون در عرصه بين‌المللي چهره‌اي منحصر به فرد است. رجب طيب اردوغان نخست وزير تركيه، دقايقي پيش از اين‌كه گفتگو را با شيمون پرز، رئيس دولت اسرائيل در نشست مجمع جهاني اقتصاد 2009 به نشانه‌ اعتراض و مخالفت ترك كند، از او و پروفسور آوي شلايم، استاد علوم سياسي دانشگاه آكسفورد به عنوان دو اسرائيلي‌اي كه قساوت‌هاي اسرائيل را چيزي فراتر از كشتار و جنايت عليه شهروندان مي‌دانند نام برد و آنها را ستايش كرد.
بعد از گفتن اين جمله و ياد كردن دستور ششم از انجيل عهد عتيق مبني بر ممنوعيت كشتار، ديويد ايگناتيوس، روزنامه‌نگار باسابقه واشنگتن‌پست و مجري جلسه‌ گفتگو بين اردوغان و پرز، صحبت‌هاي نخست‌وزير تركيه را قطع كرد و فرصت او را پايان يافته خواند. چند دقيقه بعد، پس از ذكر اين نكته كه در مقابل 25 دقيقه صحبت‌هاي بلاانقطاع رئيس اسرائيلي، او تنها 12 دقيقه فرصت حرف‌زدن داشته، رجب طيب اردوغان به نشانه اعتراض از ادامه گفتگو خودداري كرد.

ذكر نام گيلاد آتزمون در سخنراني اردوغان، بازتاب وسيعي در رسانه‌هاي جهان داشت و بار ديگر توجهات را به اين چهره خبرساز جلب كرد.

آقاي آتزمون، مايلم در ابتدا نظر شما را راجع به كشتار 1300 فلسطيني غيرنظامي در غزه بدانم. نظر شما در مورد كشته شدن زنان، كودكان و تخريب زيرساخت‌ها، مدارس، مساجد، دانشگاه‌ها و خانه‌هاي غيرنظاميان چيست؟

آنچه كه ما در غزه ديديم، اثبات نفي هولوكاست به معناي واقعي است. دولت اسرائيل، بربريت محض را دستور كار خود قرار داده است، اما جهان سكوت مي‌كند. بار ديگر ما با تحقق اين‌ ايده روبه‌رو شديم كه صدور فرمان قيموميت براي تشكيل دولت مستقل يهودي، يك اشتباه مهلك و كشنده بوده است.

تنها سوال اينجاست كه چگونه اين دولت جعلي، قاتل و هيولاصفت را از صفحه‌ روزگار پاك كنيم بدون اين‌كه جهانمان به يك گلوله آتشين تبديل شود؟

من علاقه زيادي به مطالعه ريشه‌ها و زمينه‌هاي هويت مرگبار اسرائيل دارم و دوست دارم بدانم چطور يك رژيم مي‌تواند اين همه رنج و محنت را عليه شهروندان بيگناه و كودكان تحميل كند. من واقعا دوست دارم بدانم چرا همه‌ زشتي‌ها و نامردمي‌ها مي‌تواند در يك رژيم جمع شود و اين‌گونه بر سر مردم بي‌دفاع و بي‌گناه فرود بيايد.

اين رنج‌ها و سختي‌ها را نمي‌توان با دادگاه‌هاي بين‌المللي و عنوان‌هاي فرماليته اين‌گونه، فرو نشاند و كاهش داد. تنها راه‌حل عملي و كاربردي اين است كه همه جهان تصديق كنند اين رژيم غاصب، هيچ‌چيز به غير از بربريت و وحشي‌گري نيست.

شما به عنوان يك اسرائيلي، دولت رژيم صهيونيستي را بسيار شديد و خشن مورد انتقاد قرار مي‌دهيد و رسانه‌ها و مردم در اين سرزمين هم هر كسي كه اينگونه اظهارنظر كند را سريعا با برچسب‌هايي همچون خيانتكار يا ضديهود محكوم مي‌كنند. چگونه با اين تناقض كنار مي‌آييد؟

البته به نظر من بد نيست كه شما نسبت به يك دولت جنايتكار و قاتل، خيانتكار باشيد. با اين حال، من خودم را اسرائيلي نمي‌دانم. من فقط در آن سرزمين به دنيا آمدم كه البته در اختيار و انتخاب من هم نبوده است. سال‌هاي زيادي است كه نه آنجا را ديده‌ام و نه دوست دارم ببينم. به محض اين‌كه فهميدم در يك زمين اشغالي كه از كشتن بيگناهان به دست آمده زندگي مي‌كنم، ساك‌هايم را جمع كردم و از آنجا رفتم.

به نوعي، من با افتخار، يك اسرائيلي از خود متنفرم. من در مورد خودم و كساني كه هموطن من محسوب مي‌شوند، بسيار شرمنده و غمگينم. من در مورد شرمندگي خود مي‌نويسم، حرف مي‌زنم و موسيقي مي‌سازم تا فراموشش كنم.

اسرائيل ادعا مي‌كرد كه هدفش در بمباران مردم و شهروندان، تنها تلافي كردن عليه گروه حماس بوده و هرگز به كشتار غيرنظاميان، كودكان و زنان دست نخواهد زد. آيا اين رژيم در ادعاهاي خود صادق است؟ چرا اسراييل اجازه نداد خبرنگاران بين‌المللي در آن مناطق حضور داشته باشند و واقعيت‌ها را مخابره كنند؟

من سعي مي‌كنم اين سوال را به تفصيل جواب دهم. اسرائيل هم‌اكنون بزرگ‌ترين گتو در جهان است. (گتو اصطلاحا‌ به شهرها يا مناطقي كه يك اقليت مذهبي، سياسي يا قومي در آن ساكن هستند اطلاق مي‌شود و از لحاظ تاريخي، اشاره به محله‌هايي در اروپاست كه اقليت يهودي ساكن آن بودند دارد.)

گتوي يهودي محله‌اي است كه در آن يهوديان بدون شرمنده بودن در مورد آنچه كه انجام مي‌دهند يا مي‌گويند، آزادانه به جشن گرفتن آيين‌هاي مذهبي خود مي‌پردازند و تعاملات مذهبي دارند. اسرائيل پيش از اين خودش را در ديوارهاي عظيم و غول‌پيكري محاصره كرده كه به معناي واقعي كلمه، اين دولت را در انزوا قرار داده است. با اين حال، گتوي يهودي اسرائيل با آنچه در اروپا وجود دارد، بسيار متفاوت است.

در حالي كه در اروپاي قرن شانزدهم، يهوديان از مواجه شدن با واقعيت‌هاي اطراف گتوي خود واهمه داشتند، امروز اين گتوي اسرائيلي است كه اطرافيان را مي‌ترساند. آنها اصرار دارند كه همه خاورميانه بايد در ترس و نگراني دائمي نگاه داشته شود.

تصور كردن مفهوم گتو، يك ابزار تحليلي بسيار مفيد است. اين نمونه براي مثال به ما كمك مي‌كند كه دريابيم چرا ايهود اولمرت به خودش اجازه داد در يك اجتماع عمومي، در مورد تحقير كردن رئيس‌جمهور سابق آمريكا جورج بوش و وزير امور خارجه وي، كاندوليزا رايس، لاف بزند. در گتوي يهودي، يهوديان احساس امنيت مي‌كنند و مي‌توانند بدون اين‌كه از دنياي اطراف واهمه داشته باشند، عقايد خود را مطرح كنند و اين منطق يهودي است كه آنجا حكم مي‌كند.

با اين تفاسير، در دهه‌ 1950، نخست‌‌وزير اسرائيل ديويد بن گوريون، چارچوب تشكيل يك گتوي بزرگ يهودي را به تكيه كلام سياسي يهوديان تبديل كرد و آن را اين‌گونه ادا نمود: مهم نيست كه غيريهوديان چه مي‌گويند. مهم آنچه كه يهوديان مي‌گويند است! پس مي‌بينيد كه تكيه‌كلام نخست‌وزير، چگونه يهوديان را از ساير جهان منزوي مي‌كند. اما هر چقدر جلوتر رفتيم و آنچه كه غزه تحمل كرد را ديديم، به اين نتيجه رسيديم كه اين تكيه‌كلام، اسرائيل را نه تنها از ساير جهان كه از همه ارزش‌ها و اصول انساني و اخلاقي جدا كرد. در واقع ترجمه‌ خيلي ساده لشكركشي نظامي عليه غزه، نسخه روزآوري شده‌ همان جمله است كه فرقي نمي‌كند سازمان ملل يا رسانه‌هاي جهان چه مي‌گويند. مهم اين است كه نيروهاي ارتش اسرائيل چه مي‌گويند.

رهبران اسرائيلي از قبل مي‌دانستند كه غزه به يك حمام خون براي شهروندان فلسطيني تبديل مي‌شود. آنها به روشني و از مدت‌ها قبل در مورد سلاح‌هايي كه قرار بود عليه غيرنظاميان غزه استفاده شود، مطلع بودند. تنها چيزي كه آنها نياز نداشتند، روزنامه‌نگاراني بودند كه بتوانند اخبار جنايت و كشتار جمعي را به سراسر جهان مخابره كنند. رسانه‌هاي بين‌المللي و حق دانستن، چيزي است كه از علايق اسرائيل محسوب نمي‌شود. تنها چيزي كه اهميت دارد، عمليات نظامي ارتش اسرائيل است. آنها مي‌خواستند ماموريت اول، كه كشتن عده زيادي از فلسطينيان بود را به پايان برسانند و سپس به تخريب غزه و زيرساخت‌هايش بپردازند تا مردم، توان مقاومت و بازدارندگي خود را صرف بازسازي كنند. روزنامه‌نگاران در مقابل اين توطئه مي‌ايستادند و بايد حذف مي‌شدند.

اما اسرائيل كشتي‌هاي حامل كمك‌هاي مردمي و انسان‌دوستانه را هم پس مي‌فرستاد. آيا وارد شدن غذا و دارو و لوازم گرمايشي به غزه هم تهديدي براي اسرائيل محسوب مي‌شد؟

پاسخ شما كمي ريشه‌شناسي واژه‌ها را نياز دارد. كمك‌هاي انسان‌دوستانه، به ريشه انسانيت برمي‌گردد. از آنجايي كه پايبندي‌ اسرائيل به مفهوم بشريت و انسانيت، در حد صفر است، ما نمي‌توانيم از آنها انتظار داشته باشيم در مقابل هر آنچه كه به نوعي با بشريت و صلح در ارتباط است، تسليم شوند. وقتي اين رژيم، بيمارستان‌ها،‌ اردوگاه آوارگان و مراكز سازمان ملل را بمباران مي‌كند، ما مي‌توانيم به روشني دريابيم كه اين رژيم، يك جنايتكار جنگي است كه در جهان هيچ نظيري ندارد. ما نبايد و اصلاً نمي‌توانيم از آنها انتظار داشته باشيم در برابر يك فرياد عدالتخواهانه و بشردوستانه، نرم و ملايم شوند. اما مي‌توانيم انتظار داشته باشيم كه آنها مظهر حقيقي يك شيطان هستند، و متاسفانه از تجسم اين چهره‌ زشت، هيچگاه دست برنخواهند داشت.

در مورد استفاده از سلاح‌هاي غيرمتعارف، فسفر سفيد و احتمال اقامه‌ دعواي بين‌المللي عليه جنايت‌هاي جنگي رژيم صهيونيستي در يك دادگاه صالحه چه نظري داريد؟ آيا اين امكان وجود دارد؟

بگذاريد بگويم كه با وجود محكوميت‌هاي بين‌المللي، اسرائيل روزهاي فراوان به استفاده از اين سلاح‌ها ادامه داد و تاكتيك خود را متوقف نكرد و البته نخستين‌بار هم نبود كه در برابر ديدگان خشمناك مردم در سراسر جهان، آنها از سلاح‌هاي ممنوعه و غيرمتعارف استفاده مي‌كردند.

هر روز ما مي‌بينيم كه آنها با اين سلاح‌هاي عجيب و كشنده، شهروندان را قتل عام مي‌كنند. بايد اضافه كنم كه ضجه و فريادهاي اسرائيل در مورد سلاح‌هاي احتمالي كشتارجمعي كه بعضي از كشورها ممكن است داشته باشند، بسيار تاسف‌آور است وقتي آنها خودشان يك انبار وقيح و ترسناك پر از كلاهك‌هاي اتمي دارند.

وقتي آنها براي قوانين بين‌المللي هيچ احترامي قايل نيستند، چرا بايد در مورد عقايد مردم جهان انعطاف نشان دهند؟

و در پايان، آيا پيام و سخني براي شهروندان رنج‌ديده و مصيبت‌زده‌ فلسطيني كه در اين جنگ نابرابر، دارايي‌هاي مادي و معنوي فراواني را فدا كردند و بسياري از عزيزان خود را از دست دادند داريد؟

بله البته. مي‌خواهم به آنها بگويم كه عزيزترين برادران و خواهرانم، دردناك و آزاردهنده است وقتي كشتار شما و هموطنانتان را توسط دولت اسرائيل مي‌بينيم. ما آنچه بر سر شما آمده را به خوبي ديديم و مي‌دانيم كه عدالت به سوي شماست.

از شما خواهش مي‌كنم كه اميدتان را از دست ندهيد. شيطان همواره به پايان مي‌رسد و سرنوشت شيطان اسرائيل نيز تفاوتي ندارد. ما براي به پايان بردن اسرائيل كه سرانجام روزي عمر خود را تمام شده خواهد ديد، كارهاي زيادي انجام خواهيم داد.

با اين حال، يك چيز كاملا آشكار است. دنياي به اصطلاح آزاد غرب، از نجات جان شما عاجز ماند و متاسفانه دولت‌هاي عربي هم در‌‌كمك به شما ناتوان نشان دادند. هر چند كه شما غمگين هستيد، اما عدالت در سوي شما و همراه با شماست. اسرائيل بمب‌هاي زيادي در توپخانه‌هاي خود دارد، اما شما برادران و خواهران فلسطيني، چند چيز داريد كه آنها هرگز نداشته‌اند. عدالت و حق در دل‌هايتان، انسانيت در خيابان‌هايتان و شما سلاح نهايي را داريد؛ روح و قلب كه ارزشمندترين سلاح شماست.

فلسطين يك سرزمين است و اسرائيل يك دولت. دولت‌ها مي‌آيند و مي‌روند و سرزمين‌ها هميشه باقي خواهند ماند. زنده‌باد دولت و سرزمين فلسطين!

عقايد انساني يك نوازنده جاز

گيلاد آتزمون (Gilad Atzmon) سال 1963 به دنيا آمد و در سال‌هاي جواني، به عنوان يك چهره‌ بين‌المللي در عرصه‌ نوازندگي جاز و موسيقي غربي شناخته شد. حضور كوتاه‌مدت وي در ارتش اسرائيل، او را با واقعيت‌هاي تلخ جنايت عليه فلسطينيان آشنا كرد و وي را مجاب ساخت كه ماهيت اسرائيل با خونريزي و كشتار مردم فلسطين گره خورده است.   يكي از سخنراني‌هاي آتشين وي عليه مقامات اسرائيل در پارلمان كشور سوئد، باعث شد تا جامعه‌ صهيونيست‌هاي سوئد يك بيانيه تهديدآميز عليه وي صادر كند و در آن رسمي شدن اعلام جرم عليه مقامات اسرائيل توسط گيلاد آتزمون را مورد شكايت قرار دهد.

در سال 2006، ديويد هرش، روزنامه‌نگار سرشناس انگليسي در مقاله‌اي در روزنامه گاردين، او را به تشكيل جبهه‌اي عليه صهيونيسم بين‌المللي متهم ساخت و وي را يك اسرائيلي از خود متنفر خواند. يك سال پيش از آن در مي‌سال 2005 ميلادي، او در مدرسه‌ مطالعات شرق‌ و آفريقاشناسي دانشگاه لندن انهدام رژيم صهيونيستي را خواستار شده بود. 

گيلاد آتزمون در سال 2003، جايزه‌ بهترين نوازنده‌ جاز از شبكه‌ تلويزيوني BBC انگليس را دريافت كرد و در سال 2005 نيز كتابي با عنوان تنها عشق من، لندن نوشت كه در آن دلبستگي خود به پايتخت انگليس و تمايل براي تغيير مليتش را اعلام كرد. در سفري كه در جريان جنگ 22 روزه عليه غزه به كشور يونان انجام داد، با برگزاري كنسرت‌هاي خيريه و انجام ده‌ها مصاحبه مطبوعاتي و تلويزيوني، تلاش كرد تا توجه جهاني به كشتار غيرنظاميان و شهروندان بيگناه را جلب كند و پيام فلسطينيان را در سراسر دنيا به گوش برساند.

سيد ايمان ضيابري


نظر خوانندگان:
لطفاً نظرات را فارسی وارد کنید
نام:    پست الکترونیک:



 
اخبار مرتبط: 

فردريك توبن از منتقدان هولوكاست در گفتگو با «جام‌جم»:

فردريك توبن از منتقدان هولوكاست در گفتگو با «جام‌جم»:

پيام رئيس جمهور به همايش هولوکاست:

استاد يهودي دانشگاه نيوجرسي در گفتگو با «جام‌جم»:

احمدي نژاد در پيامي به ملت‌هاي آزاده جهان:

اميرحسين كبيري

اتحاديه عرب كشتار فلسطينيان توسط اسرائيل را محكوم كرد