• 0 0
  • 0

پادکست | سفرنامه صوتی «شاید اربعین» (روز دهم - قسمت ششم)

شنبه 4 آبان 1398 ساعت 16:37
روایتی شنیدنی از سفر اربعینی جواد موگویی.
دانلود

روز شلوغی بود امروز!
با دادمان و رامین هر ۵موکب زاهدان را سر زدیم! موکب آخر مسجدقدس بود؛ مسجدی نیمه‌ساخته در محله فقیرنشین بلوار رسالت. اما مردم محله بادست خالی آماده‌اش کرده بودند برای زائران! میانسالی قدکوتاه آمد استقبالمان. رامین گفت از بازمانده‌های حادثه تاسوکی‌ست؛ حسن نوری فرماندار وقت زاهدان.
اسفند۸۴ گروه ریگی با لباس مبدل ناجا ایست‌وبازرسی زدند در جاده زاهدان-زابل؛ نزدیک پایگاه تاسوکی. خود ریگی‌ هم بود.
باحاج‌حسن حرفی شدم. رزمنده جنگ است و نیروی حاج‌قاسم. میگفت «در کربلای۵ سنگر روی سرم خراب شده بود.تا کمر تو خاک بودم‌. عراقی‌ها داشتند تیرخلاصی میزدند. گفتم عجب شهادت بدی! با دست بسته! دلم میخواست مردانه و لوتی‌ بجنگم! و بعدش شهادت! توسل کردم. بچه‌ها میگن یهو نعره زدی و بلند شدی و رگبار گرفتی به عراقی‌ها!»
حاج‌حسن ۸گلوله در تاسوکی میخورد، ایضا تیرخلاصی و ۶روز هم در کما، لکن بازهم زنده میماند! به شوخی گفتم عجیب گناه‌کار هستیدا! که با ۹گلوله هم شهید نشدید!
خندید و گفت حتما کارمان دارند! بمانیم تا قدس آزاد شود.
نشستیم به حرف و تعریف کرد شب تاسوکی را:

«دیدم پوتین پایشان نیست. مردها را هم جدا میکنند. فهمیدم ناجا نیستند.من بودم و نشاطی معاونم و محمود سرگزی مدیرکل حراست. سریع کارتهایمان را قایم کردیم! گفتیم معلمیم! بردن یک فرماندار به عنوان بالاترین مقام اجرایی نظام در زاهدان، آن هم در داخل خاک خودش یک شکست بود برای نظام.
شاید اگر خودم را معرفی میکردم، مرا میبردند و بعد معامله میکردند. اما نسبت به مردمی که در آنجا گروگان بودند، احساس دین می‌کردم.
مسلح بودیم اما آنها ۳۰نفر بودند! یهو همه را خواباندن و بعد رگبار گرفتند. ۸گلوله خوردم. یکیشان گفت «میروم تیر خلاص بزنم»
یاد کربلای۵ افتادم! دوباره توسل کردم. دلم نمیخواست دست بسته شهید شوم! لوتی‌وار و مردانه نبود! همه به شکم بودند و فقط من به رو شده بودم.رگبار گرفت رویم!
گلوله وسط سینه‌ام نشست و پرده دو قلب را شکافت.وقتی رفتند فریاد زدم کی زنده است.نشاطی گفت من! صدای سرگزی نیامد.او و ۲۱نفر را شهید کردند. ۵نفر را هم با خود بردند»
.
حرفمان که تمام شد،سرچ کردم؛فقط یک کتاب کوچک یافتم از جنایت تاسوکی!
کشوری که تاریخ‌نگاری نکند، یحتمل ۳۰سال بعد که عوض شد جای جلاد و شهیدش، باید جواب خون شهید ریگی را هم بدهد! درست مثل انتخابات۹۶ که جواب اعدام‌های۶۷ را باید میداد! که چرا منافقینِ جانی را اعدام کرد!
گویی یادش رفت که ۱۷هزار را کشتند در خیابانها! از بس حافظه‌‌مان ضعیف است و در دست بی‌بی‌سی!

منبع: جام جم آنلاین

به اشتراک گذاری
کد خبر : 3944322870169942524
لینک کوتاه :

ارسال نظر

  • مخاطبان گرامی، برای انتشار نظرات لطفا نکات زیر را رعایت فرمایید:
  • 1- نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • 2- نظرات حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های اسلامی منتشر نمی‌شود.
  • 3- نظرات پس از ویرایش ارسال می‌شود.
تصویر امنیتی: