بد جاییه

شنبه 26 مرداد 1398

مهدی مقدم
2 0
  • -بد جاییه (بازدید: 2)

هم زندگیم بودو هم یار بازی بود
بازی میکردمو اون خیلی راضی بود
چشمامو بستم تا هی بهم دروغ بگه
چیزی نمیگفتم عاشق بودم دیگه
میگفت دوست دارم میگفت خیالت تخت میگفت دوسم داره اما ولم کرد رفت
هر روز با این فکر که این روز آخره دعا میکردم تا این روز بگذره
یعنی الان کجاست اونکه دروغاشم منو آروم میکرد یعنی الان اونکه دروغاشم منو آروم میکرد
یعنی الان کجاست کلافم از سردرد اونکه دروغاشم منو آروم میکرد
یعنی الان کجاست کلافم از سردرد اونکه دروغاشم منو آروم میکرد
یعنی الان کجاست
من بچگی کردم شاید نمیدونم فقط میدونستم بی اون نمیتونم
یادم نمیره که عاشق بارون بود هرکاری میکردم واسه دل اون بود
یعنی الان کجاست اونکه دروغاشم منو آروم میکرد یعنی الان اونکه دروغاشم منو آروم میکرد
یعنی الان کجاست کلافم از سردرد اونکه دروغاشم منو آروم میکرد
یعنی الان کجاست کلافم از سردرد اونکه دروغاشم منو آروم میکرد
یعنی الان کجاست

لینک کوتاه :

ارسال نظر

  • مخاطبان گرامی، برای انتشار نظرات لطفا نکات زیر را رعایت فرمایید:
  • 1- نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • 2- نظرات حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های اسلامی منتشر نمی‌شود.
  • 3- نظرات پس از ویرایش ارسال می‌شود.
تصویر امنیتی: