• گوهری که مانند نداشت

    صدای سلیم موذن‌زاده اردبیلی از عشق می‌آمد عشقی که در میان ایرانیان به معرفت و حقیقت و اهل‌بیت (ع) می‌بینیم.

  • مردمِ حافظ و مولانا فراموشکار نیستند

    آنچه در کتاب‌های موسیقی ایران ثبت شده، بیشتر تاریخ موسیقی شهری است و بخش عظیمی از آنچه در موسیقی با پژوهش علمی به دست آمده، به خطه خرم‌آباد و لرستان می‌رسد.

  • گشتی در طبقات هنر

    همه ما براساس دلیل و منظوری به این جهان می‌آییم و باز هم براساس دلیل و منظوری به خداوند متصل می‌شویم تا به همدیگر خدمت کنیم. من هم آمده ام تا با موسیقی، خدا را پیدا کنم و از این موضوع خیلی خوشحالم. چون خداوند این دنیا را با موسیقی ساخته است.

  • نقد و نظر

    موسیقی در رسانه

    موسیقی یکی از پرکاربردترین مواد در تولیدات رسانه‌ای و از دغدغه‌های همیشگی فعالان و پژوهشگران این حوزه است.

  • آسرایی از عاشقی گفت

    خواننده‌ای که حنجره‌اش مریض شود، روزهای پر دلهره‌ای را سپری می‌کند؛ زندگی حرفه‌ای او کاملا به حنجره‌اش وابسته است و فریدون آسرایی پنجشنبه شب به برنامه خندوانه آمد تا بگوید که حالش خوب است و خطر از بیخ گوشش رد شده و او باز هم می‌تواند، بخواند!

  • پالت، جنگ و امنیت

    جای شما خالی، پنجشنبه شب را در برج میلاد و پای اجرای گروه موسیقی پالت نشستیم. شاید با این جمله فکر کنید قرار است به شما گزارش بدهم که پالتی‌ها چند قطعه خواندند و از کدام آلبوم‌هایشان و کارهای تازه‌ای که خوانده‌اند، چه بوده. نه. اصلا و ابدا قصد ندارم گزارش بدهم.

  • فالش‌خوانی‌های خانه موسیقی

    اصناف در جهان سابقه‌ای دیرینه دارند؛ در دنیای غرب سروکله اصناف تقریبا از دوره قرون وسطی پیدا شد. در ایران هم اصناف و تشکل‌ها از دوره ساسانیان حضور فعالی داشتند و از قرن سوم و با توسعه شهرها اصناف اسلامی شکل جدی به خود گرفتند. صنف‌ها به‌وجود می‌آیند تا اعضای یک شغل و حرفه در قالب یک انجمن گرد هم آمده و امور مرتبط با صنف خودشان را بررسی کرده و از حقوق هم صنف‌هایشان دفاع کنند.

  • «نه» به دانلود غیرقانونی

    مانده‌ام چگونه بروم سر اصل مطلب که با خودتان نگویید وای باز هم همان ماجرای تکراری همیشگی! بله، ماجرا تکراری است اما تکراری بودنش نباید اجازه دهد تضییع حق دیگران برایمان به یک اتفاق عادی و تکراری بدل شود.

  • تخریب شدن چه آسان موزه شدن چه مشکل‎

    آنها مردمان نجیبی هستند. خوب می‌شناسمشان. با آنها بزرگ شده‌ام. وقتی حالشان خوب است، خوب هستند. وقتی هم که حالشان بد است، خیلی باید آدم‌شناس باشی که بفهمی حالشان بد است.

  • جور استاد به ز مهر پدر

    «جور استاد به ز مهر پدر» یک عبارت ساده است که برای ما هزاران معنی در خود دارد، عبارتی که اغلب آن را شنیده‌ایم و کسانی که سر و کارشان برای آموختن یک هنر به استادان این عرصه افتاده بخوبی می‌دانند در هنرآموزی البته بیشتر به شیوه سنتی‌اش جور استاد هر قدر هم تلخ بوده بهتر از شیرینی‌های محبت پدر است و باید این جور را به جان بخرند و نیشش را نوش دانست.