jamejamonline
صفحه نخست عمومی کد خبر: ۱۳۷۵۸۲ ۲۹ خرداد ۱۳۸۶  |  ۲۱:۰۰

چقدر این مسلمانان خاورمیانه دردسر سازند؛! ابتدا از فلسطینیها خواستیم دموکراسی را بپذیرند، بعد آنها یک حزب اشتباهی  حماس  را انتخاب کردند، بعد حماس برنده یک نیمچه جنگ داخلی شد و تسلط کامل نوار غزه را به دست گرفت.

با این همه ما غربیها هنوز میخواهیم با آن رئیس جمهور رسوا، یعنی محمود عباس مذاکره کنیم. و اینک «فلسطین» - اجازه دهید این واژه را در میان علامت نقلقول قرار دهم  دو نخستوزیر دارد. به خاورمیانه خوش آمدید.
حالا ما با چه کسی میتوانیم مذاکره کنیم؛ باید با چه کسی گفتگو کنیم؛ خوب البته ما باید چندین ماه پیش با حماس گفتگو میکردیم. اما موضوع این است که ما از دولت منتخب مردم فلسطین خوشمان نمیآید. تصور ما این بود که آنها به فتح و رهبری فاسد آن، محمود عباس رای خواهند داد. اما آنها به حماس رای دادند، حماسی که از به رسمیت شناختن اسرائیل و همچنین از وفادار ماندن به پیمان بیاعتبار شده اسلو ، سرباز میزند.
هیچ کس  از طرف ما- این سوال را مطرح نکرده است که حماس قرار است دقیقا کدام اسرائیل را به رسمیت بشناسد؛ اسرائیل سال 1948؛ اسرائیل پشت مرزهای سال 1967؛
اسرائیلی که در حال ساختن شهرک برای یهودیها و فقط یهودیها، در سرزمین اعراب است و تاکنون بخش زیادی از همان 22 درصدی را که از «فلسطین» برای مذاکره باقی مانده بالا کشیده است؛
بنابراین امروز ما قرار است با ژاندارم وفادار خود آقای عباس مذاکره کنیم؛ کسی که بیبیسی، فاکس نیوز و سیانان از او با عنوان «مرد مدرن» یاد میکنند. رهبر فلسطین، مردی است که یک کتاب 600 صفحهای درباره اسلو نوشته و حتی یک بار نیز در آن کتاب از واژه «اشغالگر» استفاده نکرده است. کسی که همیشه به جای استفاده از واژه عقبنشینی و بیرون رفتن نیروهای اسرائیلی از سرزمینهای اشغالی از عبارت «سازماندهی مجدد نیروها» استفاده کرده است! او رهبری است که ما میتوانیم به او اعتماد کنیم زیرا کراوات میزند، به کاخ سفید میرود و حرفهای خوب میزند. مردم فلسطین به حماس رای دادند چون از فساد رایج در حزب فتح تحت کنترل آقای عباس و ماهیت کثیف «تشکیلات فلسطینی» به ستوه آمده بودند.
چند سال پیش را به خاطر میآورم که به خانه یکی از مقامات تشکیلات خودگردان دعوت شده بودم که قسمتی از آن با گلوله یک تانک اسرائیلی خراب شده بود. تا اینجا همه چیز طبیعی بود. اما زمانی که فهمیدم در حمام و دستشویی خانه او از شیرهای آب ساخته شده از طلا استفاده شده به شدت بهتزده شدم. هزینه آن شیرهای طلایی و نمونههای متفاوت دیگری از این دست فتح در انتخابات اخیر پرداخت.
فلسطینیها خواستار پایان این فساد بودند  سرطانی که سراسر جهان عرب را فرا گرفته است  و به همین دلیل به حماس رای دادند. اما از این سو، ما غربیهای سراسر خیراندیش و عاقل به خاطر انتخاب آزادی که مردم فلسطین به عمل آوردهاند، تصمیم به تحریم آنها گرفتیم و به آنها گرسنگی دادیم و وحشیانه با آنها برخورد کردیم.
شاید اگر مردم فلسطین درست انتخاب میکردند  یعنی عباس و حزب فاسدش را انتخاب میکردند - ما سخاوتمندانه به آنها پیشنهاد عضویت در اتحادیه اروپا را میدادیم.
روش ما در سرتاسر خاورمیانه به همین شکل است. ما از حامد کرزای در افغانستان حمایت میکنیم، حال آن که میدانیم مشتی جنگسالار و اربابان مواد مخدر را در دولت خود گردآورده است. (راستی، ما واقعا به خاطر همه آن مردم بیگناه غیرنظامی که به اسم جنگ با ترور در استان هلمند میکشیم متاسفیم!»
ما عاشق حسنی مبارک در مصر هستیم کسی که شکنجههایش بر علیه سیاستمداران اخوانالمسلمین که اخیرا خارج از قاهره دستگیر شدند هنوز تمام نشده است. او کسی است که ریاست جمهوریاش بارها و بارها مورد حمایت خانم  بله تعجب نکنید  خانم جرج دبلیو بوش قرار گرفته و قرار است به طور تقریبا قطعی آن را به پسرش جمال منتقل کند.
ما شیفته معمر قذافی، دیکتاتور دیوانه لیبی هستیم که مردان گرگ نمایش، خون قربانیان خود را خارج از کشور ریختهاند و توطئه اخیرش برای کشتن ملک عبدالله پادشاه عربستان سعودی تونی بلر را وادار به دیدار او در تریپولی کرد  باید به یاد بیاوریم که جک استرا سرهنگ قذافی را به خاطر کنار گذاشتن آرزوهای هستهای نداشتهاش، یک «دولتمرد» لقب داد  و او کسی است که دموکراسیاش از سوی ما پذیرفته شده است چرا که او در جنگ با ترور، طرف ما است.
بله، ما ارادتمند و حامی سلطنت مطلقه ملک عبدالله بر اردن هستیم و همینطور همه شاهزادگان و امیران حاشیه خلیج، خصوصا آنهایی را که برای انعقاد قراردادهای نظامی و گردش مالی شرکتهای تسلیحاتی رشوههای بسیار سنگین دریافت کردهاند؛ اگرچه اسکاتلندیارد مجبور است به دستور نخستوزیرمان تحقیقات خود را در زمینه این رسوایی کنار بگذارد. اگر و تنها اگر عربها و ایرانیها از ملکها و شاهها و شاهزادگان ما که پسران و دخترانشان در آکسفورد و هاروارد درس خواندهاند حمایت میکردند، آنگاه اداره و کنترل خاورمیانه چقدر آسان میشد.
میگویم کنترل، چرا که همه ماجرا بر سر این «کنترل» است و به همین خاطر است که ما مقاومت میکنیم و حمایتمان را از رهبرانشان دریغ میکنیم. اکنون کنترل غزه در اختیار حماس است. رهبران منتخب ما چه کار خواهند کرد؛ آیا فضلفروشان ما در اتحادیه اروپا، سازمان ملل، واشنگتن و مسکو اکنون مجبورند با این مردم کثیف غیرنجیبزاده گفتگو کنند (نگران نباشید آنها به هم دست نخواهند داد) یا مجبورند نسخه کرانه باختری فلسطین را به رسمیت بشناسند (عباس یک جفت دست قابل اطمینان دارد) در این صورت باید گروه مسلح اما انتخاب شده مردمی حماس در غزه را نادیده گرفت.
البته نفرین فرستادن به هر دو طرف کاری بس ساده و راحت است اما موضوع اصلی این است که تنها فلسطین دچار این بحران نیست. در همه جای خاورمیانه گویا مردم آدمهای دیگری را اشتباهی انتخاب میکنند و آنهایی که مدنظر ما هستند را نادیده میگیرند.
اگر بشار اسد رئیس جمهور سوریه نبود و اگر محمود احمدی نژاد کنترل ایران را در دست نگرفته بود، تنها اگر در لبنان یک دموکراسی خانهزاد شبیه آنچه در کشورهای حیات خلوتمان مثل بلژیک یا لوگزامبورگ وجود داشت آن وقت این همه دردسر نداشتیم. اما حیف که این مردم دردسرساز خاورمیانه اشتباهی رای میدهند و آدمهایی را انتخاب میکنند که مورد نظر ما نیستند از همانها حمایت میکنند و آدمهای دیگری را دوست دارند و متاسفانه مانند ما غربیهای متمدن عمل نمیکنند.
حالا با همه این اوصاف چه باید بکنیم؛ شاید باید از اشغال مجدد غزه حمایت کنیم؛
به طور قطع ما (غربیها) از اسرائیل انتقاد نخواهیم کرد. آنقدر به حمایت خود از ملکها و پادشاهان و شاهزادگان و روسای جمهوری منفور خاورمیانه ادامه خواهیم داد تا کل منطقه در برابر دیدگانمان منفجر شود و به آسمان برود و آنگاه ما خواهیم گفت: - همان گونه که پیشتر به عراقیها گفتیم  آنها لیاقت فداکاری و محبت ما را ندارند! واقعا چگونه باید با کودتای یک دولت منتخب برخورد کرد؛


نوشته: رابرت فیسک
ترجمه: محمدرضا نوروزپور
ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:
یادداشت بیشتر
وظیفه آگاهی بخشی

وظیفه آگاهی بخشی

به نظر من باوجود برخی تلاش‌ها، در برنامه‌های تلویزیونی نوروز امسال تنوع وجود نداشت، درحالی‌که انتظار می‌رفت امسال که مردم در خانه‌ها هستند، فیلم‌های متنوعی از شبکه‌های مختلف برایشان به نمایش گذاشته شود؛ به همین دلیل تنها چیزی که خیلی طرفدار داشت، همین سریال «پایتخت» بود که آن هم مسیری زیگزاگی طی کرد.

باوری كه تغییر كرد

باوری كه تغییر كرد

موضوع این است وقتی راجع به ویروس صحبت می‌شود، راجع به اپیدمی صحبت می‌كنیم؛ یعنی راجع به مفهومی همزمان علمی و اجتماعی كه پیوست سیاسی در آن نمی‌گنجد.

بحران تصمیمات زودهنگام کرونایی

بحران تصمیمات زودهنگام کرونایی

اتخاذ تصمیمات متناقض در مدیریت بحران‌های اجتماعی یکی از اشتباهات حوزه مدیریت کلان است که در علم جامعه‌شناسی از آن به عنوان چندگانگی مدیریتی یاد می‌شود.

گفتگو بیشتر
پیشنهاد سردبیر بیشتر