لوگوی جام جم سیما
    • 0

    مخملی‌های ماندگار

    افضلی؛ یک تیپ‌ساز متفاوت

    من یک وروجک تنبل نیستم! من یک وروجک مهم هستم، از اون کوتوله‌های شیطون ... این صدای زیبای وروجک در کارتون «وروجک و آقای نجار» بود که زنده‌یاد اصغر افضلی خیلی شیرین و نمکین در می‌آورد. این دوبلور و مدیر دوبلاژ سال 1317 به دنیا آمد و تابستان 1392 درگذشت. افضلی فعالیت حرفه‌ای‌اش را در دنیای دوبله از سال 1339 و مدیریت دوبلاژی را از سال 1346 آغاز کرد.

    • 0

    پرونده جام‌جم برای صداپیشه محبوب تلویزیون

    کوچ صدا...

    دنیای تجربه و گنجینه‌ای ارزشمند برای دوبله ایران بود. حاشیه نداشت و فقط به کارش فکر می‌کرد. دقت، انرژی، تمرکز، عشق و علاقه او در دوبله فیلم‌های سینمایی و مجموعه‌های تلویزیونی بی‌نهایت بود و همین شد رمز ماندگاری استاد بهرام زند.

    • 0

    خاطره‌بازی جام‌جم با مجموعه «دزدان مادربزرگ»

    چند دزد و یک مادربزرگ مهربان

    روز عید غدیر خم بود و مادربزرگ که آینه و شمعدان و طاقچه‌ها را دستمال کشیده، حیاط و باغچه‌ها را آب‌پاشی کرده، لباس سبز سیدی‌اش را پوشیده و عیدی‌هایش را برای فرزندان و نوه‌ها در زرورق پیچیده بود، منتظر نشسته بود چشم به راه آمدن مهمانان. اما زنگ تلفنی که جای در به صدا درآمد، خبر از نیامدن یک‌یک مهمانان داد و مادربزرگ ماند و تنهایی....

    • 0

    خاطره‌بازی جام‌جم با مجموعه دهه شصتی «عطر گل یاس»

    عطـر خـوش آشتی

    مجموعه نمایشی تلویزیونی «عطر گل یاس» را یادتان هست؟ همان مجموعه‌ای که در سال 1369 به کارگردانی بهمن زرین‌پور روی آنتن رفت و داستان فراز و فرودهای قهر دو برادر را روایت و در نهایت با ایجاد آشتی میان خودشان و خانواده‌هایشان، کام مخاطبان را شیرین می‌کرد.

    • 0

    عاشقانه‌ها و مادرانه‌های «رعنا»

    «شنیدی که تقدیر دل آدمه؟ از من به تو وصیت... وقتی پابند دلتی، یه وقت ممکنه به آتیش هم بزنی... سوخت و سوزش پای خودته... می‌شد منم جوری شوهر کنم که شرط عقله... اما خب، منم اسیر دلم شدم...»

    • 0

    بانوی همیشه مادرشوهر

    وقتی قرار است از مجموعه‌ای صحبت شود که 30 سال پیش ساخته شده و روی آنتن رفته است، واژه‌ها رنگی غمناک به خود می‌گیرند. با یادآوری هر خاطره، دریغ و حسرت برای روزگاری که رفته و زمانه‌ای که طی شده است، می‌خوریم و حسرتی دوچندان نسبت به جای خالی بازیگرانی که از قاب صحنه زندگی پر کشیده‌اند، وجودمان را پر می‌کند.

    • 0

    با غلامحسین لطفی، مجموعه تلویزیونی «آئینه»، سریال پرمخاطب دهه 60

    یادتان هست؛ «زندگی شیرین می‌شود»

    غلامحسین لطفی، کارگردان مجموعه‌ای است که می‌توان آن را آئینه تمام قد مشکلات خانوادگی مردم در اوایل دهه 60 دانست. مشکلاتی بظاهر ساده که گاه روابط عاطفی و خانوادگی را دچار تزلزل می‌کرد. لطفی پس از ساخت سریال «آئینه» تقریبا از کارگردانی دور ماند و فعالیتش را بیشتر با بازیگری در سینما و تلویزیون ادامه داد.

    • 0

    نگاه

    با «آئینه» شناخته شدم

    من استخدام اداره تئاتر بودم و تا آن زمان یک کار نوروزی برای تلویزیون و یک فیلم سینمایی به اسم «شب‌شکن» بازی کرده بودم که در آن نقش اول را داشتم. آقای غلامحسین لطفی از همکاران ما در این اداره بودند؛ یک روز گفتند که می‌خواهند سریالی بسازند و دوست دارند بازیگرانش همه اهل تئاتر باشند. یادم است که گفتند: «تو اولین نفری هستی که برای بازی در سریال آئینه به او پیشنهاد داده‌ام.»

    • 0

    آسیب‌شناسی عدم جذابیت و ماندگاری عروسک‌های امروزی تلویزیون

    حسرت عروسک‌های دوست‌داشتنی

    آن شاعری که می‌گوید ما دهه شصتی‌ها تیله و تشتک داشتیم و بچه‌های امروز اسکی توی شمشک، ما کهنه داشتیم و امروزی‌ها پوشک، ما وام داشتیم و آنها وان، باید این را هم به سروده‌هایش اضافه کند که ما برنامه‌های عروسکی دیدنی و جذاب داشتیم با عروسک‌های محبوبی چون مخمل، کلاه قرمزی، پسرخاله، کپل، نارنجی، هادی و هدی، خاله قورباغه، زی‌زی گولو و حتی هاپوکومار اما نسل امروز در بهترین حالت پنگول دارد و چرا!

    • 0

    مروری بر خاطرات سریال قدیمی «در خانه»، مجموعه به‌یادماندنی دهه 60

    بــا هــم در خــانه

    دهه 60 بود و فقط دو شبکه تلویزیونی با ساعات پخشی محدود. در روزگاری که از اینترنت و وبسایت و گوشی‌های تلفن همراه و کنسول‌های بازی نسل جدید و رنگارنگ خبری نبود، تلویزیون به نوعی اصلی‌ترین رسانه سرگرمی‌بخش محسوب می‌شد و بزرگ و کوچک را به تماشای برنامه‌های جادویی‌اش می‌نشاند. هر سریال و برنامه‌ای که روی آنتن می‌رفت با استقبالی بیش از اندازه مواجه می‌شد، خیابان‌ها را خلوت می‌کرد و تا سال‌ها در خاطره‌های مردم باقی می‌ماند.

    • 0

    سماور قل‌قل‌زن عزیزخانم

    سه بچه بازیگوش (جواد، مرتضی و محسن) که با شیطنت‌هایشان اهالی خانه را ذله می‌کردند، ذهن کنجکاوی داشتند و علاقه‌مند بودند مرتب تجربه کنند. گاهی تجربه‌هایشان باعث دردسرهای فراوان می‌شد، حتی در یکی از قسمت‌ها برای درست کردن صابون دست‌ساز، زیرزمین خانه عزیزخانم (شهلا ریاحی) را به آتش کشیده بودند.

    • 0

    همه چیز درباره دوبله سریال «پزشک دهکده»

    خانم دکتر در غرب وحشی

    من پزشکی هستم اهل بوستون. هیچ‌کس تصور نمی‌کرد بتوانم به تنهایی در دهکده‌ای مهاجرنشین زندگی کنم، اما من با وجود تمام مشکلات تسلیم نشدم و حالا یک خانواده دارم و این بزرگ ترین مسئولیت من است. این جملات مایکلاست که زهره شکوفنده، مدیر دوبلاژ و دوبلور این شخصیت در ابتدای تیتراژ سریال پزشک دهکده به زیبایی بیان و مخاطبان را با خود همراه می‌کند.

    • 0

    خاطره‌بازی جام‌جم با لوکیشن سریال به‌یادماندنی شبکه 2

    خانه‌ات آباد «پدرسالار»

    شاید باید به حساب سلیقه گذاشت، یا خوش‌ذوقی بی‌حد و اندازه که اکبر خواجویی را ترغیب کرد ماندگارترین اثرش را که مجموعه‌ای خانوادگی بود، در دل عمارتی تاریخی بسازد و روایت کند.

    • 0

    اینستاگردی

    عکس دهه هفتادی مهراب قاسمخانی

    مهراب قاسم‌خانی فیلمنامه نویس کشور اینستاگرامش را با عکسی از مجموعه تلویزیونی «گلخونه» به روز کرد.