در جمعه خونین حلبچه چه گذشت؟

ابر زردی که محو نشد

31 سال از یک جنایت گذشته ولی هنوز آثارش نه‌تنها در یاد خاطره‌ها زنده است بلکه در گوشه و کنار محل وقوع آن نیز دیده می‎شود. این یعنی جنایت وحشیانه‎تر و پلیدتر از تصور بشریت روی‌داده و هرگز از ذهن تاریخ پاک نخواهد شد.جنایت بمباران شیمیایی حلبچه همان فاجعه‎ای است که پس از گذشته بیش از سه دهه از وقوعش هنوز آثارش از محدوده زمان و جغرافیای منطقه پاک نشده است.
کد خبر: ۱۱۹۷۲۱۳
ابر زردی که محو نشد

به گزارش جام جم آنلاین ،‌ 25 اسفند سال 1366 خونین‎ترین و وحشیانه‎ترین جمعه خاورمیانه بود، روزی که حلبچه به دست نیروی بعث عراق بمباران شیمیایی شد. این حلبچه کجاست؟ و چگونه رسوایی تاریخی جنایتکاران را برای همیشه در دل خود ثبت کرد؟ حلبچه از شهرهای استان حلبچه کردستان عراق در ۱۵–۱۰ کیلومتری مرز ایران و ۲۲۵ کیلومتری شمال شرقی بغداد است. این شهر در منطقه شهرزور عراق قرار دارد. همچنین این شهر در مجاورت مرزی شهرستان پاوه و شهر سروآباد از ایران قرار دارد. حلبچه اکنون یادآور بزرگ‎ترین جنایت خاورمیانه است، آن هم جنایتی که دولت یک کشور علیه مردم همان کشور انجام داد.

علی حسن المجید معروف به علی شیمیایی، پسرعموی جنایتکار و بدنام صدام حسین دستور حمله شیمیایی را صادر کرد. اما به چه دلیل او باید دستور حمله به یکی از شهرهای خودِ عراق را صادر می‌کرد؟ این فاجعه خونین به دلیل عملیات والفجر 10 ایران و تصرف بخش‌هایی از این شهر به دست نیروهای ایرانی بود. برخی از ساکنان شهر حلبچه استقبال خوبی از نیروهای ایرانی به عمل آوردند تا خشم دستگاه بعث عراق برانگیخته شود و برای آنها شوم‎ترین نقشه ممکن را بکشند . آنچه در جمعه خونین حلبچه رقم خورد تکان‌دهنده‌تر و دهشتناک‎تر از یک فاجعه بود. علی شیمیایی هرچند در سال 2010 به دلیل ارتکاب جنایات بی‎شمار جنگی ازجمله همین بمباران شیمیایی حلبچه و یا کشتار شیعیان و به شهادت رساندن اسرای ایران به جوخه اعدام سپرده شد؛ اما در زمان حیات خود هرگز تاوان این‌چنین حجم وسیع از جنایات متعدد را پس نداد. درواقع حتی هزار اعدام هم برای او کم تلقی می‎شد مردی که سرنوشتش بهتر از صدام حسین نبود.

علی شیمیایی روزی که دستور بمباران شیمیایی حلبچه را صادر کرد دقیقه چه فاجعه‌ای را رقم زد؟

نسل‌کشی دهشتناک

در طول تاریخ همواره نسل‌کشی‌های متعددی رقم خورده است. آنچه در شانزدهم مارس سال 1988 برابر با 25 اسفند سال 1366 رقم خورد نیز در دسته همین نسل‌کشی‌ها بود و اصلاً یکی از بدترین انواع آن محسوب می‏شود؛ وحشیانه، ظالمانه و با کثیف‎ترین نقشه ممکن.

بلافاصله پس از آغاز بمباران شیمیایی حلبچه، بیش از پنج هزار غیرنظامی اعم از زن و مرد و پیر و جوان و کودک در یک نیم روز در این شهر کشته شدند. عکس‎های تکان‌دهنده این روز فاجعه‌آمیز برای همیشه در تاریخ ثبت شد و هنوز هم دیدن آنها دل را به درد می‎آورد.

روایت‎های متعدد دیگر حاکی از آن است که بمباران وحشیانه شیمیایی حلبچه مقارن با «عملیات انفال» بود. بر اساس گزارش‎ها گفته می‎شود که در طی عملیات انفال 182 هزار نفر از مردم کردنشین توسط ارتش بعث عراق یا کشته و یا زنده‌به‌گور شدند. درواقع جرم آنها همکاری با نیروهای ایرانی بود بنابراین صدام دستور به کشتار همه آنها داد. بمباران شیمیایی هم نقشه‎ای در راستای همان نسل‌کشی بود.

به جمعه خونین بازمی‎گردیم. 50 فروند میراژ بمب‌افکن و هواپیمای سوپراتاندارد فرانسوی رژیم بعث عراق با حرکت از افق غرب آسمان آبی حلبچه و گردش به سمت جنوب، هر یک، 4 بمب شیمیایی 500 کیلویی را بر سر مردم بی‌پناه کرد ریختند. ابر زردی تمام آسمان حلبچه را گرفت. فاجعه‎ای در حد جنگ جهانی دوم رقم خورد. علی شیمیایی جنایت خود را با یک ترفند کثیف عمیق‎تر کرد. او دو روز قبل از بمباران شیمیایی، شهر را با بمب‎های غیر شیمیایی هدف قرارداد تا اکثر شیشه‎های ساختمان‎های مسکونی بشکند. درواقع او قصد داشت با شکستن تمام شیشه‎ها، نفوذ گازهای بمب‎های شیمیایی را _که دو روز بعدش قصد داشت آن را بر سر مردم بریزد _ بالا ببرد. نه پنجره‎ای باشد و نه شیشه‎ای. و از هر سوراخ و منفذی گاز به تمام نقاط نفوذ کند و مثل اژدها پیر و جوان را باهم ببلعد و حق حیات را برای هیچ‌کسی نگذارد.

بسیاری از قربانیان بمباران شیمیایی یا در همان لحظات اولیه جان سپردند و یا با زجر زیاد و درحالی‌که گازهای کشنده بمب‎ها تنفس را برای آنها سخت کرده بود جان دادند. بخش زیادی دیگر از آنها نیز در اثر استنشاق گازهای کشنده بمب‎ها در سال‎های بعد به انواع بیماری‎ها دچار شدند و جان سپردند. گازهای سمی به‌کاررفته از سوی دولت عراق در حلبچه گاز خردل، سارین، تابون و وی‌اکس بود که از سوی برخی دولت‌های غربی به رژیم بعث عراق تحویل داده‌شده بود و معامله‌گر هلندی فرانس فان آنرات در این مسئله نقش کلیدی داشت. عکس تکان‌دهنده از این رویداد دهشتناک متعدد است، از مردی که کودکی را در آغوش دارد و از زنی که بالای سر جنازه چند کودک خردسال گریه می‌کند. در گوشه و کنار شهر جنازه روی جنازه تلنبار شده بود. فاجعه در همان جمعه خونین تمام نشد. قربانیان و مجروحان این جنایت عظیم تا سال‎ها با درد و لطمات روحی و جسمی دست‌وپنجه نرم کردند. در نسل‎های بعد هم کودکانی متولد شدند که متأثر از بمباران شیمیایی حلبچه انواع و اقسام بیماری‎ها را داشتند. یا زود می‎مردند و یا در صورت زنده‌بودن بیماری‎های متعددی داشتند که همان هم باعث می‎شد عمرشان کوتاه باشد.

سکوت نفرت‌انگیز

جنایت وقتی هولناک‎تر شد که تمام سازمان‎های حقوق بشر و سازمان ملل متحد در برابر فاجعه حلبچه سکوت کردند. نادیده گرفتن جنایت بعث عراق از سوی جهانیان بسیار تکان‌دهنده بود و بر غم آن اضافه کرد. سکوت نفرت‌انگیز غرب بعد از 31 سال هنوز ادامه دارد اما این دلیل نمی‎شود که جنایت بزرگ تا ابد باقی نماند. ابر زرد حاصل از بمباران شیمیایی حلبچه در بیستم و پنجم اسفندماه سال 1366 هنوز از بین نرفته است و سایه آن بر سر حامیان و بانیان آن فاجعه تاریخی باقی است و تا رسوایشان نکند ، محو نمی‌شود.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها