گفت‌وگوی جام‌جم با مسعود نجابتی هنرمند عرصه تجسمی

جای هنر انقلابی وسط میدان است

طراحی نشان حرم حضرت معصومه(س)، مسجد مقدس جمکران و بخش‌های مختلف حرم رضوی، ازجمله آثار ماندگار مسعود نجابتی است. او مدیر انجمن هنرهای تجسمی انقلاب و دفاع مقدس، مدیر انجمن هنرهای تجسمی بنیاد روایت فتح، عضو انجمن خوشنویسان ایران، انجمن گرافیست‌‌های ایران و انجمن بین‌المللی تایپوگرافی است.
کد خبر: ۱۱۰۱۰۸۸
جای هنر انقلابی وسط میدان است
نجابتی در شاخه‌‌های مختلف گرافیک، ازجمله طراحی پوستر، طراحی جلد و طراحی نشان‌ واره فعالیت‌‌ مؤثری دارد و در تایپوگرافی صاحب سبک است. نجابتی از آن ‌دست گرافیست‌هایی است که بسیار هوشمندانه از خط در آثار خود بهره می‌برد. تمام دغدغه‌اش رشد و تعالی هنر انقلاب و شناساندن آن به جوانان است. به اعتقاد او، هنر انقلاب در فضای آموزشی مورد غفلت واقع شده و هیچ‌گونه واحد درسی به این هنر اختصاص نداده‌اند و این درد بزرگی است. مشروح گفت‌وگوی جام‌جم با مسعود نجابتی را که این روزها درگیر جشنواره سقوط یک داعش است، در ادامه می‌خوانید.

در حوزه هنرهای تجسمی، هنر انقلاب در شاخه‌هایی همچون گرافیک و کاریکاتور تبلور بیشتر و نمود چشمگیرتر پیدا کرده است تا نقاشی و مجسمه‌سازی. به نظر شما دلیل این امر چیست؟

سوال بسیار خوبی است، زیرا تمام هنرمندان این پرسش را از مسئولان فرهنگی دارند که چرا هنر انقلاب در تمام شاخه‌های هنرهای تجسمی ورود پیدا نکرده و سرمنشأ این ضعف و کاستی کجاست. البته در سازمان‌های فرهنگی ـ دولتی یا جشنواره‌هایی همانند جشنواره مقاومت سعی می‌کنند به تمام رشته‌های تجسمی توجه نشان دهند. این‌که تمام توجه‌ بر رشته‌های گرافیک و کاریکاتور متمرکز شده، به دلیل وجود این رشته‌ها در فضای آکادمیک دانشگاه است، زیرا این هنرها را به عنوان هنر کاربردی می‌شناسند. وجه دیگر این ماجرا به این برمی‌گردد که تعداد هنرمندان نقاش در بحث هنر انقلاب بسیار محدود است، اما آمار هنرمندان گرافیک نزدیک به هزار نفر است که در قالب تشکل‌های هنری خودجوش در شهرستان‌ها در زمینه پوستر به موضوعات انقلاب، شهدای غواص و دیگر موضوعات اجتماعی می‌پردازند. هنرمندان انقلابی، از سوی مسئولان فرهنگی چون وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و دیگر نهادهای دولتی، مورد حمایت خوبی قرار نمی‌گیرند. انجمن‌های مختلف هم دغدغه‌های مشخص شده خود را دنبال می‌کنند. ما هم در حد توان و بضاعتی که داشتیم، توانستیم به طور محدود در جشنواره‌های مقاومت و دیگر رویدادها با هنرمندان نقاش در ارتباط باشیم.

راه برون‌رفت از این معضل چیست؟

چند سالی است، دغدغه‌مندان به مساله هنر انقلاب پرداختند. از پیشکسوتان این رشته تا نسل جدید که وارد این عرصه شدند، تمام مسائل را مطرح کردند، اما توجهی نمی‌شود. اولین دغدغه ما این است که هنر انقلاب در فضای آموزشی مورد غفلت واقع شده است. ما هیچ واحد درسی در رابطه با این موضوع چه در هنرستان و چه در دانشگاه نداریم. زمانی که در فضای آکادمیک طرح درسی برای هنر انقلاب نداشته باشیم، نسل جدید هیچ تصور درستی از این موضوع نخواهد داشت. در فضای نشر هم خیلی ورود جدی نداشته‌ایم. کتاب‌هایی که در بازار با عنوان معرفی هنر ایران منتشر شده، کاملا محدود است و در حدی نیست که نمای درستی از هنر انقلاب به جوانان عرضه کند. در خیلی از فضاها شاهد این نقایص هستیم و عمده این مشکلات باید از فضای آموزشی برطرف شود. هنر انقلاب را در قالب طرح درسی، باید به جوانان انتقال داد. هنرمندان این انتظار را از متولیان حوزه فرهنگ و هنر دارند که به هنر انقلاب توجه بیشتری نشان دهند اما متاسفانه این بخش از هنر حتی در جشنواره تجسمی فجر بخوبی دیده نمی‌شود و عنایتی به آن ندارند. ورود افراد به حوزه هنر انقلاب به واسطه علاقه‌ای است که به این هنر دارند. در غیر این‌صورت ما سیاست تعریف شده و سازماندهی شده نداریم. حتی شرایط به‌گونه ای نیست که هر سال شاهد رشد این هنر باشیم. همان معدود هنرمندانی هم که در این حوزه بسیار فعال هستند، با رفتارهای موجود، دلسرد می‌شوند و ترجیح می‌دهند منزوی باشند و به حاشیه رانده شوند. تصور کنید، حتی مجلات و فصلنامه‌های قابل انتشار، آن‌گونه که شایسته هنر انقلاب باشد، به آن نپرداخته‌اند.

فروش آثار هنر انقلاب در مارکت‌ها و اکسپوها با اقبال خوبی روبه‌رو است؟

هنر انقلاب اصلا وارد بحث اکسپوها نشده و اگر قرار باشد وارد این گونه فضاها شود، جایگاه ویژه‌ای را می‌طلبد. هنر انقلاب برای ورود به مباحث اقتصاد هنر باید جایگاه خاص خودش را داشته باشد. البته شاید نتواند در کنار آثار دیگر در حراج‌های جهانی قرار بگیرد، زیرا مقام و شان هنر انقلاب متفاوت است. به اعتقاد من، هنر انقلاب ژانر متفاوتی دارد و باید جایگاه مناسبی برای آن طراحی شود.

شمـا به عنــوان یکـی از هنرمندان شاخص این عرصه، چه حسی دارید که در زمینه هنر انقلاب کار می کنید؟

اصطلاح خاصی برای حس خود سراغ ندارم. بیشتر یک جور حس مشارکت است. تصور کنید زمانی‌که اتفاقات ناگوار مثل زلزله رخ می‎دهد هر انسانی به اندازه وسعش تلاش می‌کند، به همنوع خود کمک کند. یعنی هر شخص متناسب با بضاعت، استعدادها و توانایی‌هایش سعی می‌‌کند در این پیکره واحد هنر که او هم عضوی از این پیکره است، کاری انجام دهد. برایمان عجیب است که چرا در بحث هنر انقلاب عده‌ای واکنشی نشان نمی‌دهند. در زمینه جنگ حتی در آثار هنرمندان مطرح و صاحب سبک در فضای ایسم‌های جنگ جهانی دوم واکنش‌هایی را می‌بینیم. مثل پیکاسو که در این زمینه اثری خلق کرده است، اما در کشور خودمان شاهد این واکنش‌های طبیعی در زمینه انقلاب، دفاع مقدس و شهدای غواص نبوده‌ایم. البته کاریکاتوریست‌ها و گرافیست‌ها ورود خوبی در زمینه هنر انقلاب داشتند. اگر همه رشته‌های هنرهای تجسمی هم وارد این عرصه شوند، شاهد اتفاقات بهتری خواهیم بود، زیرا تا امروز شاهد آن همکاری و همدردی نبودیم. باید نوعی آسیب‌شناسی در این حوزه صورت بگیرد که چرا فضای حاکم بر تشکل‌های هنری، انجمن‌ها و جریان‌‌های هنری در کشور تمایلی به هنر انقلاب نشان نداده‌اند، در حالی‌که هنرمند باید در حد و اندازه بضاعتش تلاش و ادای دین کند.

در آثارتان بیشتر از تکنیک خط استفاده می‌کنید. از لحاظ بصری با وجود خط در اثر چگونه با مخاطب ارتباط برقرار می‌کنید؟

در ارتباط با مخاطب زمانی که قرار است موضوعی انتقال داده شود، خودم را به روش محدود نمی‌کنم بلکه از تمام عناصر فضای بصری که تاثیرگذار است، استفاده می‌‌کنم.

مریم علی‌بابایی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها