کتایون ریاحی به جمع بازیگران نویسنده پیوست

کتایون ریاحی: ممکن است دوباره بازی کنم

بالاخره سر و کله کتایون ریاحی بعد از مدت‌ها و در شمایلی تازه پیدا شد. او که بعد از «یوسف پیامبر» و بازی در نقش «زلیخا»، بازیگری را بوسیده و کنار گذاشته بود و سر خودش را با فعالیت‌های بین‌المللی خیرخواهانه گرم کرده بود، حالا با انتشار یک کتاب دوباره به اخبار برگشته است.
کد خبر: ۷۳۷۶۵۷
کتایون ریاحی: ممکن است دوباره بازی کنم

چند روز پیش در نمایشگاه کتاب فرانکفورت، از کتاب «ماهی قرمز کوچولو» نوشته کتایون ریاحی رونمایی شد تا ریاحی هم به جمع بازیگران زن دیگری که نویسنده هم هستند، بپیوندد. بازیگرانی مانند بهاره رهنما، اندیشه فولادوند، فلامک جنیدی و ... کتایون ریاحی درباره اینکه چه شده نویسنده شده گفته است: «من را به عنوان بازیگر می‌شناسند ولی من از نویسندگی به بازیگری رسیده‌ام. یعنی درست برعکس است. من می‌نوشتم و نوشتن و کار قصه‌گویی و فیلمنامه‌نویسی، بعدا برای من بازیگری را پیش آورد.» او این کتاب را 30 سال پیش نوشته ولی معتقد است حالا وقت انتشار آن بوده است.

کتابی که نامش یادآور اثر معروف صمد بهرنگی، «ماهی سیاه کوچولو» است. ریاحی در‌این‌باره گفته است: «این قصه به زبان‌های مختلف برای بچه‌های دنیا تعریف شده و در زبان‌های مختلف این افسانه وجود دارد، قصه رفتن و رسیدن به دریا، قصه تعالی و تکامل انسان. در فرهنگ‌های چینی، یونانی، هندی هم وجود دارد و در فرهنگ ایرانی هم که ما این قصه را با «ماهی سیاه کوچولو» می‌شناسیم. ارتباط کتاب من با این کتاب، تنها در حس رفتن، تجربه رسیدن به آزادی و تکامل برای انسان است. اما نمی‌شود گفت کتاب من ادامه آن است. شاید بتوان گفت به نوعی تکامل یافته‌اش است یا حتی نقدی بر آن. نگاهی است به اینکه چرا «ماهی سیاه کوچولو»، آن مسیرها را رفته، مسیرهایی که طی شده و خیلی نتیجه نداده. عملا می‌بینیم که خیلی از مسیرها نتیجه مطلوب را نداشته. ما برای رسیدن به هدفمان، مدام در راه، مسیرهایمان را عوض می‌کنیم.» این کتاب را انشارات «شمع و مه» به دو صورت دوزبانه منتشر کرده و یک سی‌دی صوتی نیز روی آن ارائه داده که با صدای کتایون ریاحی قصه‌گویی شده و موسیقی این کتاب صوتی را هم پسر ریاحی، پوریا رحیمیان ساخته است. پسر ریاحی دراین‌باره می‌گوید: «من از وقتی خیلی کم سن بودم به موسیقی علاقمند شدم. چون پدرم هم از آهنگسازان پیشکسوت موسیقی ایرانی هستند. من پیش پدرم موسیقی را آغاز کردم و پس از آن گیتار را پیش سعید رهنما آموختم و بعد به صورت جدی‌تر از 20 سالگی در ارمنستان پیش پروفسور سرگی آقاجانیان، موسیقی را ادامه دادم.» ریاحی درباره همکاری خانوادگی در این اثر گفته است: «ما با هم هیچ مشکلی نداشتیم» و پسرش هم توضیح داده: «من و مادر هدفمان مشترک است و اجرای سلیقه‌هایمان شبیه است. همدیگر را از لحاظ هنری درک می‌کنیم و تصمیم هم داریم همکاری‌های هنری بیشتری با هم داشته باشیم. فارغ از اینکه مادر و فرزندیم، خیلی از لحاظ هنری‌ به یکدیگر نزدیکیم. ما خیلی وقت داریم که با هم حرف بزنیم. بنابراین چنین همکاری خیلی خوب بود. به نظرم ارتباط فامیلی خیلی هم تاثیر مثبتی می‌تواند روی خروجی یک کار داشته باشد.»

ریاحی در این کتاب، با زبان کودکانه دست به قلم شده و دلیل این کار را سادگی در عین عمیق‌بودن این زبان می‌داند: «من پشت جلد این کتاب نوشته‌ام که لطفا این اثر را برای کودک درونتان بخوانید. هر‌کسی کودکی درونش دارد و بهتر است او را مخاطب قرار دهد. برای همین هم به زبان کودکانه نوشته شده. در حقیقت زبان کودکانه خودش را به من عرضه کرد. من این زبان را برای بیان مفاهیم انتخاب کردم. مفاهیم عمیق هستند اما زبان ساده است. بنابراین حتی اگر بچه‌ها هم این کتاب را بخوانند، بدشان نخواهد آمد. به نظرم هر مخاطبی با ظن خودش با بخشی از این کتاب ارتباط برقرار می‌کند.»

/Media/Image/1392/10/05/635236948880966185.jpg

این کتاب به صورت دوزبانه منتشر شده. ریاحی دراین‌باره می گوید: «ما با خانم کارولین گراسکری که زحمت ترجمه این کار را کشیده‌اند، صحبت کردیم تا ظرافت های زبان فارسی در ترجمه در نظر گرفته شود. چون من بازی‌های کلامی در بیان این قصه داشته‌ام و هر کدام می‌تواند چند مفهوم داشته باشد. مثل «دنیای آبی» که هم دنیایی از آب معنی می‌دهد و هم دنیایی به رنگ آبی. بنابراین از او هم خواستیم از مفاهیمی استفاده کند که دو‌پهلو و چند‌مفهومه باشند. البته هنوز هم برای ادیت نهایی‌اش فکر و کار می‌کنیم.»

ریاحی از تصویرگری‌های کتابش خیلی راضی است و در‌این‌باره گفته است: «این کتاب تصویرگری بسیار زیبایی دارد. من خودم با تصاویر خیلی ارتباط برقرار کردم که خانم نگین احتسابیان انجام داده‌اند.»

ریاحی همچنین درباره بازیگری‌اش گفته است: «الان از دنیای بازیگری بیرون هستم. ولی اینکه بعدا چه اتفاقی بیفتد، خدا می‌داند. هیچ‌کس از اینکه بعدا چه اتفاقی می‌افتد، خبر ندارد. ممکن است دوباره بازی کنم. ولی فعلا که مشغول کارهای دیگری هستم. از وقتی بازی نمی‌کنم، «بنیاد نیکوکاری کمک» را راه‌اندازی کرده‌ام و سعی می‌کنم از این طریق با مردم در ارتباط باشم.»

او درباره فعالیت‌های این بنیاد هم گفته است: «این بنیاد مختص به کودکان ناشنواست. فعالیت اصلی این بنیاد برای بچه‌های ناشنوای مادرزادی است که با یک عمل جراحی کاشت حلزونی، شنوایی خود را به دست می‌آورند. این فعالیت در ایران انجام می‌شود. اما ما فعالیت بین‌المللی هم داریم که هدف اصلی‌اش صلح است. از همین جهت دیداری با دالایی‌لاما داشتیم. از جمله دیگر فعالیت‌های ما در بنیاد کمک، ثبت و حمایت از ابتکارات و اختراعاتی است که مربوط به آب و انرژی هستند. چون بحران، آب دنیا را گرفته است و بهتر است ما هم قدم‌هایی در این زمینه برداریم.»

در نهایت هم پسر ریاحی درباره فعالیت‌های فرهنگی بنیاد کودک گفته است: «ما ابتدای راه در استان هرمزگان فعالیت را شروع کردیم ولی مشغول کارهایی هستیم که شعبه‌های دیگری را در بقیه کشور داشته باشیم. ما بخش فرهنگی در این بنیاد داریم که من مسئولش هستم و علاوه بر اینکه نیازهای مادی مردم را مرتفع می‌کنیم، تلاش می‌کنیم تا به فرهنگ کشور هم کمک کنیم. ما برای این کار شروع به پیدا کردن استعدادهای جوانی کردیم که کمتر شناخته شده‌اند و موقعیت و امکاناتی برای بروز و ظهور در جامعه ندارند. ما هنرمندانی که واقعا آثارشان کیفیت دارد و ارزشمند است، حمایت می‌کنیم. چون معتقدیم به پیشرفت و تکامل فرهنگ کشورمان کمک می‌کند». (هفته نامه تماشاگران امروز)

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها