• تصاویر دلبندان شما

    محمد حسین بختیاری

  • مشاوره

    سهیلا

    برادر گرامی آقا مهران عزیز . سلام و وقت بخیر . من اجازه میخوام كه یه خورده گیری از شما بكنم و اون هم اینكه به جای اینكه اینهمه صبر كنید و منتظر تماس مادرتون بشید ایكاش سعی میكردید تا در حدود چارچوب عرف جامعه و خانواده سالم با این خانوم صحبت می كردید . بیرون می رفتید تا بهتر اون رو بشناسید و اون هم شما رو بشناسه . من شاید باورتون نشه 7 سال مثل شما درگیر یه عشق كزایی بودم ، از همون عشقهای توی داستانها دوری و فراق و خلاصه كلی اذیت شدم ، بعد 7 سال تونستم ایشون رو ببینم خداشاهده شاید باورتون نشه ، اونروز دیدار اون عشق برام از بین رفت ، باخودم می گفتم این بود اونكه 7 سااااااااال منتظرش بودم . باور میكنید چند روز بعد اون دیدار خودمو كامل پیدا كردم و به زندگیم به خوبی و خوشی ادامه دادم تا به الان خداروشكر. حتی با خودم فكر میكنم خوب شد كه اون عشق به ازدواج و یا دوستی منتهی نشد .

    م

    سلام همسربنده زیاد اهل كاركردن نیست میوه وخرید های خانه ماراهم پدرومادر انجام می دهند حتی هنوز یك میوه فروشی نرفتیم خریدهای جزیی راشاید ولی خیلی كم بااینكه بچه دار شدیم ما بی بی بچه راانها می خرندتا ارزانتر بخرند به نظرم نوعی دخالت شده وتصمیم من برای همسرم مهم نیست وشغلش طوری است كه حقوقش عقب می افتد انها می خرند بعد می نویسند حقوقش راگرفت به انها می دهد ومن اصلا نمی بینم وبامن مشورت نمی كنداینكه انها كمك می كنند رامی فهمم ولی اینجوری پسرشان نمی فهمد وراه زندگی كردن رایادنمی گیرد به نظرشماچطوری هم به همسرم وهم به خانواده اش بگم كمكم كنید

    سلام.نمی دانم در خانواده همسرتان با چه كسی راحت تر هستید،‌مادر،‌پدر،‌خواهر یا برادر.با آن كه راحتید و رابطه بهتری دارید مشكل تان را در میان بگذارید.اما نكته مهم این است ابتدا باید بگویید كه كمك و مهربانی آنها را درك می كنید و برایتان ارزشمند است و...اما نگرانید كه همسرتان خودش به تنهایی نتواند از پس مشكلات زندگی برآید .منظور این است ابتدا حسن ها و كارهای خوب شان را نام ببرید و بعد از نگرانی هایتان بگویید نه این كه من دوست ندارم ، من نمی خواهم و من و من و من و....نوع گفتگو بسیار مهم است.چون شما نمی‌توانید تغییرات بزرگی در شخصیت و نوع مراودات همسر و خانواده شان ایجاد كنید.موفق باشید. لیلاكامرانی،‌كارشناس ارشد روانشناسی بالینی

    gf

    با سلام و خسته نباشید. من مشكلی كه دارم این است كه طرز صحبت كردن در مراسم خواستگاری طوری است كه خواستگار را جذب نمی كنم. و خواستگار برداشت بدی نسبت به سوالات من می كند. دوم اینكه وقتی از حقوق و پس انداز سوال می پرسم طرف فكر می كند من مادی گرا هستم . در صورتیكه لیسانس دارمم و موقعیت كاری خوبی هم دارم و كلا نسبت به خیلی از دختران دیگر موقعیت خوبی دارم. 32 سالمه .وقتی خواستگار می آید یجوری هیجان زده می شوم و استرس می گیرم و نمی توانمم مدیریت كنم و همین مشكلات باعث میشود خواستگار جلسه اول از من خوشش نیاید.لطفا راهنمایی كنید در مراحل اولیه خواستگاری چگونه و از چه چیزهایی سوال شود؟ با تشكر

    سلام.از كجا می دانید در پی سوال از حقوق ایشان رفته اند ؟ از كجا متوجه شده اید استرس شما مانع جذب خواستگار شده است؟ چكونه به این اطمینان رسیده اید كه شما خیلی بهتر از دختران دیگر هستید ولی نمی توانید دیگران را جذب كنید؟ و...ما هیچ‌وقت نمی‌توانیم از افكار دیگران مطلع شویم. شاید هم‌كفو نبوده اید،‌شاید خیلی بهتر بوده‌اید،‌شاید معیارهای شما با معیارهای ایشان جور نبوده است. بهتر است این گونه مسائل را درونی نكنید. ممكن است مسایلی در شما وجود داشته باشد اما این كه هر اتفاقی را از خودتان بدانید،تغییر دهید. ما حق نداریم جای دیگران فكر كنیم و تصمیم بگیریم و نتیجه بگیریم و غصه بخوریم. همین جای دیگران فكر كردن باعث خیلی از غصه‌ها و افسردگی هاست. شما باید روی اعتماد به نفس تان كار كنید. افكار منفی را از خودتان دور كنید.اگر اعتماد به نفس تان بالا برود استرس از شما دور می‌شود و در برابر خواستگار مقتدر و با اطمینان بیشتری حضور خواهید یافت.نكته دیگرتعدادی از سوالت حق هر دو طرف است كه پرسیده شود.اما می توان آن ها را تقسیم كرد بین بزرگتر ها و دختر و پسر.مثلا شاید بهتر باشد مسائل مالی را پدر بپرسند.البته این بستگی به رابطه و فرهنگ هر قومیت دارد. پس با كمی تدبیر و اندیشه می توان بهتر و سنجیده تر عمل كرد. توصیه اكیدم در خصوص ازدواج ،‌مشاوره پیش از ازدواج است.از این مورد غافل نشوید.موفق باشید. لیلاكامرانی،‌كارشناس ارشد روان‌شناسی بالینی