جام‌جم سرا

ضمیمه این هفته

  • تصاویر دلبندان شما

    پارسا شوقی

  • مشاوره

    زویا

    سلام. دختری هستم 37 ساله اخیرا از طریق یه ارتباط كاری با آقایی 42 ساله آشنا شدم البته اول ارتباط كاملا كاری بود ولی بعدش از طریق تلگرام ایشون بهم پیشنهاد ازدواج دادن و اعلام كردن اصلا با هیچ دختری حتی دوست هم نبودن و تا حالا خواستگاری هم نرفتن (كه برای بنده خیلی جای تعجب داشت البته بحث خواستگاری نرفتنشون) و ازم درخواست كردن براشون عكس بفرستم، (خب منم چون به یه سری چیزها اعتقاد دارم ) هم عكس پروفایلم بود و هم غیر از اون براشون یه عكس با پوشش روسری و مانتو فرستادم. دو بار براشون عكس فرستادم كه هر دو بار ایشون ناراحت شدن كه چرا پس از این همه چك و چونه همچین عكسی فرستادم كه منم خیلی بهم برخورد. میگن می خوان از جنوب بیان تهران كه همدیگر رو ببینیم یه جوری میگه كه آدم احساس می كنه سرش دارن منت می ذارن. میگه اگه خوشم اومد باهات ازدواج می كنم. حرفهایی كه خیلی بهم بر می خوره انگار من ایشون رو پسندیدم و الان فقط منتظرم ایشون تائید بدن.یه بار كه پست می ذاره و باهم حرف می زنیم 10 روز بعد دوباره یادش میام شروع میكنه به پیام دادن . احساس می كنم نمی تونه تصمیم بگیره لطفا بهم بگید با همچین آدمی چطوری باید برخورد كرد كه زودتر تعیین تكلیف بشه. دوست ندارم درگیر رابطه عاطفی بشم.سپاسگزارم

    سلام.چرا شما منتظرید ایشان تعیین تكلیف كنند.خودتان تكلیف این رابطه بیمار و نادرست را تعیین كنید. هزاران سوال و اما در این میان وجود دارد .پس خودتان تصمیم بگیرید كه آیا این راه نتیجه خوبی خواهد داشت؟ آیا من از حضور این شخص رضایت دارم و شاد هستم؟ چقدر اطمینان دارید ایشان صادقانه با شما رفتار كرده باشند؟ اگر به این مسیر ادامه می دهید نیز باید تمام مسولیت هایش را نیز بپذیرید.پس وقت را تلف نكنید.همین امروز اقدام كنید.اعتماد به نفس و عزت نفس داشته باشید.اجازه ندهید ترس از دست دادن نادرست ، مانع تصمیم گیری درست شما شود.به زندگی عادی خودتان ادامه دهید و دركنارش فعالیت های جدیدی را آغاز كنید.از لحظات به خوبی بهره ببرید و شاد باشید.موفق باشید. لیلاكامرانی،‌كارشناس ارشد روان شنشاسی بالینی

  • پیام‌های شما

    • چون که شعبان ، ماه میلاد حسین مرتضاست . ماه شعبان ، ماه رحمت ، ماه ختم انبیاست

      حمید کلباسی

    • از آقای فرهودی خیلی وقت است بی خبریم ، كجایی داداش؟!

      ك . بیدآبادی

  • جرعه مهربانی

    سلام من یه دختره ٢٦ساله هستم و مهندس برق قدرتم. تا به حال با كسی رابطه ای نداشتم و درواقع ترجیح نمی دادم رابطه كوتاه بی هدف داشته باشم. یكسال و نیم پیش علی رغم میل باطنیم خواستگاری داشتم كه شش سال از من بزرگتر بود و افسر دایر جنایی آگاهی . پذیرفتم بیان و باهم آشنا بشیم. جلسه اول فقط معارفه بود و شناخت سطحی ...جلسه دوم به فاصله یك هفته بعد اتفاق افتاد كه با هم رفتیم حرف زدیم و ایشون در برخورد اول متاسفانه در مورد حقوق من پرسید و من بسیار جا خوردم از این نوع شروع شدن صحبت !تقریبا تو جلسه اول از اون آقا خوشم اومد ولی جلسه دوم خودش بد پیش رفت جلو و ... دیگه ادامه پیدا نكرد و منم برام مهم نبود الان بعد اون همه اتفاقات ایشون رو با نامزدش دیدم و كلی حالم بده ... برای خودش خوشحالم اما برا خودم نمیدونم ....میخوام كمك كنید علت حال بدم رو بدونم و این كه بتونم به ارامش برسم