مشاوره

  • خیالپردازی‌های ممنوعه

    من دانش‌آموز دبیرستان هستم و از عادتی رنج می‌برم که هرقدر تلاش می‌کنم نمی‌توانم ترکش کنم، بیشتر مواقع درگیر خیالپردازی در مورد جنس مخالف هستم و این کار خیلی آزارم می‌دهد.

  • با دخالت های خانواده همسرم چه کار کنم؟!

    تصور دخالت خانواده همسر در زندگی مشترک، موضوعی کلافه کننده است؛ به ویژه اگر احساس کنید همسرتان در این شرایط بحرانی از شما حمایت نکرده و دیدگاهی متفاوت با شما دارد.

  • تک‌ فرزنـدی یعنی تنـهایی همیشگی

    یادش بخیر، مادر بزرگ سفره‌ای پهن می‌کرد که از یک طرف اتاق شروع می‌شد و بعد از چند پیچ و خم تا آن سوی اتاق امتداد پیدا می‌کرد. سفره‌خانه‌اش چند متر کش می‌آمد، چون مادربزرگ و پدربزرگ ترجیح داده بودند با تولد فرزندان متعدد، خانواده پرجمعیتی داشته باشند. شلوغی، صدای هیاهو و داد و فریاد که همیشه تا پاسی از شب بلند بود، خنده بر لبانشان می‌نشاند، آنها از این که فرزندان و نوه‌های برومندشان به سلامت کنارشان هستند احساس شادی و افتخار می‌کردند.

  • دوای درد معده

    امروز در پاسخ به پرسش‌ شهروندان درباره دوای درد معده، غذاهایی که خستگی را رفع می‌کند و علل کمردرد بارداری سخن گفتند.

  • وقتی عصبانی می‌شوم خواهر بزرگترم را کتک می‌زنم!

    جام جم سرا- پسری ۱۴ ساله‌ام که یک خواهر بزرگتر از خودم دارم اما چون اغلب اوقات عصبی می‌شوم، از روی عصبانیت او را کتک می‌زنم. مادرم دلیل این رفتار را بازی‌های پلی‌استیشن می‌داند اما خودم گمان نمی‌کنم دلیلش این بازی‌های کامپیوتری باشد.

  • بحث کنید اما... بدون دلخوری

    جام جم سرا- من و همسرم همدیگر را خیلی دوست داریم، سعی می‌کنیم به خواسته‌های یکدیگر توجه کنیم و به خانواده‌هایمان احترام بگذاریم. مشکل خاصی در روابطمان نداریم. دلمان می‌خواهد بچه‌دار شویم، اما نگرانم که نکند یک عادت بد اخلاقی که در خانه داریم باعث شود تا ارتباطمان خراب شود و فرزندمان آسیب ببیند.

  • یک بار شکست خوردم، حالا از ازدواج می‌ترسم

    جام جم سرا- دختری ۲۱ ساله‌ام که پس از شکست عشقی سختی افسردگی گرفتم. حالا دو سال است به هر خواستگاری که می‌آید بدون تحقیق جواب منفی می‌دهم. از ازدواج می‌ترسم و همه فامیل به این دلیل سرزنشم می‌کنند.

  • با زن کم‌حرف ازدواج کنم یا با زن پرحرف؟!

    جام جم سرا- مردی ۳۲ ساله، مجرد و خیلی کم‌حرف و گوشه‌گیرم. قصد دارم ازدواج کنم اما مانده‌ام سر دوراهی: اگر همسری بگیرم که کم‌حرف باشد، زندگیمان سوت و کور خواهد شد. اگر هم پر حرف باشد شاید از کم‌حرف بودن من سوءاستفاده کند و یا اذیت شود. چاره چیست؟

  • با بدرفتاری‌های همسرم چه کنم؟

    جام جم سرا- مردی ۳۲ ساله‌ام که ۸ سال پیش ازدواج کرده‌ام و اکنون ۳ فرزند دارم. من عاشق زنم بودم ولی کم‌کم به خاطر رفتارهایش روابطمان سرد شد و هر وقت با او درباره رفتارش صحبت می‌کنم، چند روزی خوب می‌شود، اما دوباره مثل قبل رفتار می‌کند. نگران آینده بچه‌هایم هستم چون با آن‌ها هم بدرفتاری می‌کند.

  • طلاق، رجوع، ازدواج مجدد، و دوباره طلاق!

    جام جم سرا- از همسرم طلاق گرفتم اما بعد، دوباره با هم ازدواج کردیم، مدتی بعد توافقی جدا شدیم. بار اول مقصر اصلی من بودم، اما این بار هر دو مقصر بودیم. همسرم دوباره ازدواج کرد و پسر ۷ ساله‌مان را من نگه می‌دارم. دیدن فرزندم با این شرایط عذابم می‌دهد.

آخرین مطالب همه سایت

ضمیمه این هفته

  • تصاویر دلبندان شما

    ایلیا،عرفان،پرهام

  • مشاوره

    سارا

    سلام. من در حال حاضر سوم دبیرستانم و از مدرسم ناراضیم. درواقع از كلاس....رشتم انسانیه و كلاسمون بسیار ضعیف و منفعل.كسی كه درس بخونه مسخره میشه و اونم میشه مثه بقیه.من پارسال وقتی به این مدرسه اومدم دختری درسخون بودم كه هیچوقت تقلب نكرده بودم اما الان درس اصلا نمیخونم و بیشترش با تقلبیه. درسام خوبن اما اطلاعاتمو گسترش نمیدم(مثلا معلمی كه توی دبیرستان دوستمم هست میگه سركلاسش بچه ها انقد سوال میپرسن و در مورد درس اطلاعات زیادی دارن كه متعجب میشی در صورتی كه كلاس ما یا حرف میزنه یا هیچییی نمیگه). انسانی های مدرسه های دیگه یا تجربی مدرسه خودمون از همه لحاظ بهترن. زرنگ تر فعال تر باحال تر خوش اخلاق تر متحد تر مودب تر....معلما هیچكدوم از كلاسمون راضی نیستن.از خودم بدم میاد كه انقد منفعل شدم و تقلب میكنم.رفتارمم مثل اونا شده و خیلی از این بابت ناراحتم.از طرفی استرس دانشگاه رو دارم.تو كلاسمون نه كسی كلاس میره نه برای كنكور میخونه همه میگن ازاد اما بچه های كلاسای دیگه همه اهداف بزرگتری دارن. توروخدا شما بگین چیكار كنم؟بد جوری این كلاس روم تاثیر گذاشته.بخوای كمی با دبیر حرف بزنی و تو بحث شركت كنی میگن میخواد بگه من چیزی سرم میشه.منتظر پاسخ مفید شما هستم....

    سلام. شما باید یاد بگیرید و تمرین كنید كه قضاوت دیگران و حرف هایشان برایتان مهم نباشد.این كه بچه ها دیگر می گویند بچه درسخوان نباید شما را آزرده كند.اگر این گونه پیش بروید كه در طول زندگی شبیه حرف ها و نظرات دیگران رفتار و عمل خواهید كرد.پس خودتان چه می شوید؟اراده و علایق تان چه می شوند؟ عموما در هر كلاسی دو سه تا دانش آموز درسخوان وجود دارد كه دیگران به آنها متلك می گویند.این فقط شما نیستید.كمی پرس و جو كنید متوجه می شوید مثل این اتفاق زیاد است.پس به حرف دیگران كاری نداشته باشید.دوس تی تان را با دانش آموزان كلاس های دیگر گسترده تر كنید و با آنها همنشین شوید و با آنها قرار مطالعاتی بگذارید. نباید اجازه دهید منفعل بودن دیگران،‌شما را منفعل كند.اگر كمی تلاش كنید شما باعث ارتقای دیگران خواهید شد.چرا منتظرید دیگران باعث پیشرفت شما شوند؟خودتان رهبر شوید و سطح كلاس را بالا ببرید.در این راه مسخره خواهید شد یا بچه ها همكاری نخواهند كرد اما با پافشاری شما نتایج جدیدی خواهید گرفت .معلمان نیز شما را كمك خواهند كرد.این موضوع را با آنها در میان بگذارید.در نهایت اگر تاثیری بر دیگران نداشته باشید، حتما موفقیت خودتان را خواهید دید.پس هیچ ضرری در آن نخواهد بود.هر چه زودتر اقدام كنید.موفق باشید. لیلاكامرانی،‌كارشناس ارشد روان شناسی بالینی

    مریم

    خانم كامرانی چرا اینقدر بعضیا خوشبختن بعضیا بدبخت . حكمت خدا چیه ؟!ممنون

    سلام.به نوعی می توان گفت این سوال اشتباه است.خوبختی را با چه سنجیده اید؟ آیا همان دیگران خوشبخت،‌نظر شما را درباره خودشان دارند؟گمان نمی كنم.اگر از آنها بپرسید و صادقانه جواب بدهند ، حسرت داشته های دیگران را می خورند . خوشبختی قابل سنجش با هیچ ابزاری نیست. خوشبختی باید درونی اتفاق بیفتد.این اتفاق هم آسان نخواهد افتاد مگر این كه شخص بخواهد و برایش تلاش كند.عموم انسان ها نگاه شان به زندگی ظاهری دیگران است و از باطن خبر ندارند.براساس آن ظاهر هم داستان ها می سازند و فكر ها می كنند كه ممكن است با واقعیت فرسنگ ها فاصله داشته باشد.اما فراموش نكنید بعضی ها برای آنچه دارند زحمت كشیده اند.شما آن زحمت ها را نمی بینید یا ندیده اید و تنها راحتی بعد از آن زحمت را دیده اید.گاهی هم ما به زعم خودمان ا«سان بدبختی را می بینیم كه وقتی با او صحبت می كنیم می گوید چقدر خوشبخت است و احساس خوشبختی دارد.به هر حال همه اینها نسبی است ولی انتخاب ها و تصمیم های ما در خوشبخت بودن و خوشبخت زندگی كردن بسیار نقش دارند و تاثیرگذارند.موفق باشید. لیلاكامرانی،‌كارشناس ارشد روان شناسی بالینی

    مهرانا

    سلام, من خیلی احساس بدبختی میكنم, همش خودم رو با بقیه مقایسه می كنم, همه دخترای فامیل دوستام ازدواج كردن خوشحالن مسافرت های خارج عكسای دو نفره...هیچ مشكلی ندارن ولی من هیچی ندارم بهش دل خوش كنم همیشه با خودم میگم چرا من اینقدر بدشانسم تو هیچ زمینه ای شانس نیاوردم, نه كار نه خواستگار دارم آدم تنبلی هم نبودم كه بگم هیچ كار نكردم درس خوندم كار میكنم البته اصلا درامد زیادی ندارم خانوادمم پول ندارن, همیشه عكسای بقیه رو كه نگاه میكنم گریه ام میگیره نه اینكه حسود باشما میگم چرا من باید اینقدر بدبخت باشم....حالا درسته ازدواج همه چیز نیست حداقل كاش این همه درس خونده بودم یه شغل پردرامد داشتم, اصلا تك تك اعضای خانوادمون بدبختن ادمای بدی هم نییستیم والا كه به كسی بدی كنیم........چندتا خواستگارم داشتم كه هیچ كدوم نشد منو دیدن نپسندیدن البته از نظر قیافه متناسبم قد و وزن و چهره نمیدونم والا, كللاسای مختلفم میرم تو شهر بزرگم هستیم ولی همش احساس بدبختی دارم البته احساس كه نه واقعا بدبختیم

    سلام. گاهی ما در تعریف احساسات مان كمی تند می رویم؛ مثلا وقتی غمگین هستیم، می گوییم بدبختیم. شاید بد نباشد همین طور كه به خوشحال تر از خودمان‌نگاه می كنیم، به غمگین تر از خودمان هم نگاه كنیم و نسبیت را در دنیا باور داشته باشیم. اگر خط كشی برای اندازه گیری خوشبختی وجود داشته باشد، در وجود خود شماست. یك نفر با یك بستنی خوشحال است و یك نفر با خیلی چیزها هنوز ناراحت است. روی نگاه و جهان بینی خودتان كار كنید. عینك های بدبینی،غمگینی ،كج بینی ، حسرت ،حسادت و نفرت را كه از جلوی احساس مان برداریم، دنیا رنگ دیگر خواهد بود. گاهی می اندیشیدم مثلا دلفین برای چه منظوری آفریده شده و امروز باور دارم هیچ خلقتی بی معنا نیست و در سر لوحه خلقت، انسان قرار دارد. با همین تحصیلات و فعالیت اجتماعی، شما حتما عزت نفس بالا دارید و كافی است متوجه نقش بسیار عظیم تان در جهان باشید. هیچ اتفاقی معنای خاصی ندارد تا زمانی كه شما آن را تعریف كنید. خانواده غمگین روی احساس ما تاثیر می گذارند. شاید خانواده شما فرصت كسب مهارت های مختلف یا مشورت با افراد آگاه یا نشست و برخاست با افراد خوشبین را نداشته اند. مشابه همین فرصت كه با مشورت با ما برای خودتان ایجاد كردید، به دنبال فرصت ها و آگاهی های دیگر و مهارت های شاد زیستن باشید و به خانواده تان نیز تا جای ممكن بیاموزید. باور نداشته باشید خوشبختی و بدبختی وجود داشته باشد. بلكه خوش بینی و بدبینی است كه احساسات ما را تعریف می كنند. و آن قسمتی كه تعریف می كند، ناخودآگاه ماست. هیچ كسی بعد از دیدن صحنه خنده دار، "تصمیم" نمی گیرد بخندد. او فقط ... می خندد. پس در زمان استراحت تان با خود بیندیشید و به ناخودآگاه تان یاد دهید و تكرار كنید : من خوشبختم. من خوشحالم. من به خودی خود ارزشمندم. من این فرصت را دارم تا زندگی را تجربه كنم. من خوش شانسم كه خانواده دارم. من خوشحالم كه ارتباطات اجتماعی دارم. من خوشبختم. من خوشبختم. من خوشبختم. از همه مهم تر ، شما باطمن زندگی خودتان را با ظاهر زندگی دیگران مقایسه می كنید. خیلی ها در ظاهر شاد و آرام و خوشبخت هستند ؛‌اما در اصل این گونه نیستند.اما شما همان ظاهر را می بینید و باور دارید.مهم نیست دیگران چگونه هشتند و چه می كنند.مهم این است شما چگونه هستید و چه باید انجام دهید.تمام ضعف هایتان را به بیرون انتساب ندهید.شانس، خانواده ، جامعه ، مدرسه و...خودتان سهم بیشتری داشته و دارید.بهتر است از امروز تصمیم بگیرید به شكل جدی رویه زندگی تان را تغییر دهید.وقتی یك شیوه را بارها و سال ها رفته اید و به یك جواب رسیده اید كه خوب نیست ، اشتباه از شماست كه همان را تكرار می كنید.پس به فكر تغییرات جدی و جدید باشید.ممكن است ابتدا سخت باشد و دیر جواب بگیرید یا حتی شكست بخورید اما ناامید نشوید و مسیر را تا انتها ادامه دهید.موفق باشید. لیلاكامرانی، كارشناس ارشد روان شناسی بالینی