سلامت جسمی

ضمیمه این هفته

  • تصاویر دلبندان شما

    الناز خانم معظمی روستای ملمیجان شهرستان بروجرد

  • مشاوره

    بهار

    سلام و عرض خسته نباشید خدمت شما من مادری كارمندبا3فرزندهستم. پسراول من10ساله است و اواخر بسیار بدخلق شده البته از اول نیز درخانه مرتب نبود. ولی اواخر بیشتر دعوا می كند وبه حرف های من وپدرش توجهی ندارد . بعضی مواقع بسیار درمانده می شوم چون الگویی برای دو فرزند دیگرم است. نمی دانم چگونه می توانم او را پسری مرتب وباادب كنم .اضافه می كنم او با دوستانش هر روز ساعاتی را بازی می كند.

    سلام.بعضی از تغییرات خلق و رفتار موجه است چون شامل دوره رشد می شود .اما می تواند تاثیراتی از محیط و تربیت نیز باشد كه این نیاز به بررسی دقیق دارد.بهترین شیوه برای تغییر رفتار بچه ها ، استفاده از مكالمه آرام و بازی است.تشویق و تنبیه بسیار تاثیرگذار است.پس فقط می تواند راهكارهایی بگویم و در صورت تداوم رفتارش،‌حتما از روان شناس كودك كمك بگیرید تا از همین ابتدا ،‌مشكل برطرف شود. #از آنها بپرسید چه اتفاقی افتاده یا مشكل چیست؟ اگر دلیل ناراحتی فرزند شما مشخص نیست، این پرسش یك گام بسیارمهم است. حتی اگر شما دلیل ناراحتی را هم می دانید، این پرسش می تواند به آنها كمك كند كه تجربه خود را بوسیله كلمات بیان كنند. این بیان تجربه در قالب كلمات، می تواند به فرزند شما كمك كند كه هیجانات و احساسات خود را بهتر پردازش كند و آگاهی از احساسات خود را توسعه دهد. ضمن اینكه موجب پالایش روانی نیز می شود (به اصطلاح عامیانه، خودش را خالی می كند). نكته 1- بحث در مورد چگونگی آن احساس و نام گذاری آن، می تواند به آنها كمك كند كه در آینده این احساس را بهتر و واضح تر بشناسد و این موجب كاهش اضطراب كودك شما می شود. چرا كه زمانی كه كودك با موقعیتی رو به رو می شود كه نسبت به آن آشنایی ندارد، در او اضطراب بوجود می آید كه این اضطراب خود می تواند موجب ناراحتی و یا پرخاشگری شود. پس موقعیت را كاملا برای آو آشكار كنید. مثال برای سوالات: "موقعی كه این اتفاق افتاد چه احساسی داشتی؟ به چی فكر می كردی؟" یا "الان چه احساسی داری؟" و یا موقعی كه احساس خود را شرح داد آن را نام گذاری كنید "آها پس اضطراب داری؟" (سوالات می تواند با توجه به ویژگی های فرزند شما تغییر كند). نكته 2: برای كودكان كوچكتر و یا هر كودكی كه نمی تواند احساسات خود را بیان كند، والدین می توانند احساسات كودك را به او انعكاس دهند. مثلا: "به نظر ناراحت میای" "به نظر ناامید و خسته میای" "انگار مضطربی؟"، "احساس سرخوردگی می كنی؟" و كودك می تواند با تأیید و یا رد گفته شما، پاسخ دهد. به این ترتیب والدین به كودكان آموزش می دهند تا عواطف خود را شناسایی كنند و به درستی نام گذاری كنند. ضمن اینكه كودك شما احساس درك شدن از جانب شما می كند. جالب است بدانید این نكته در بزرگسالان هم كاربرد دارد. #خودتان هم از قوانین پیروی كنید. كودكان می بینند كه شما چه رفتاری انجام می دهید و تمایل دارند آن را تقلید كنند. اگر آنها متوجه بشوند كه شما خودتان نسبت به انتظاراتی كه ساخته اید بی توجه هستید، آنها نیز متوجه می شوند كه می توانند آن انتظارات را نادیده بگیرند. به یاد داشته باشید بچه ها غالبا به وسیله الگوگیری یاد می گیرند. بنابراین اگر شما به جای بحث و استدلال كردن درباره خواسته ها، فریاد بزنید آنها نیز از این رفتار الگو می گیرند. یا اگر شما نسبت به بزرگترها و قانون احترام قائل نشوید، كودكان هم به مانند شما ممكن است به معلم ها، مربی ها، دوستان و یا حتی خود شما احترام نگذارند. #خوب گوش دادن را تمرین كنید. اگر شما می خواهید كودكتان به شما گوش دهد، یكی از بهترین راه ها برای ایجاد آن این است كه شما هم خوب به آنها گوش كنید. همچنین خوب گوش دادن شما به آنها، باعث می شود آنها به این فهم برسند كه درك شده اند و مورد پذیرش قرار گرفته اند. برای تبدیل شدن به یك شنونده خوب، نكات زیر را در نظر داشته باشید: *در دسترش باشید: یك رابطه باز، دوستانه و پذیرا با فرزندتان ایجاد كنید تا آنها بتوانند هر زمانی كه نیاز داشتند با شما صحبت كنند. نیاز نیست همیشه دید شما به فرزند خود، دید یك فرد قدرتمند و دانا به یك فرد ضعیف و كم تجربه و كم دانش باشد. گاهی از والد بودن خود خارج شوید و با او دوست باشید. در همه حال والد بودن، فاصله شما را از فرزندتان زیاد می كند و شما دیگر در دسترس نیستید. یكی از كارهایی كه شما را به فرزندتان نزدیك می كند این است كه زمانی كه او درباره زندگی اش با شما صحبت می كند او را بپذیرید و سعی كنید دركش كنید تا دلگرم شود. همیشه نیاز به نصیحت به عنوان یك والد دانا به یك فرزند كم دانش نیست. (در مورد شیوه ایجاد رابطه دوستانه با فرزندان، پیش از این در كانال صحبت شده است). اما این به این معنی نیست كه شما هیچوقت نباید به وظایف والدینی خود یعنی نصیحت و جهت دهی رسیدگی كنید و همیشه صرفا باید دوست باشید و همدل باشید. *گفته های آنها را به خودشان انعكاس دهید. موقعی كه آنها درباره احساساتشان صحبت می كنند، گفته های آنها را در قالب كلمات جدید بیان كنید. مثال:( "فرزند: سعید خیلی بده. موقعی كه فوتبال بازی می كنیم اصلا به من پاس نمیده."، "شما: معلومه حسابی از دستش ناراحت هستیا") یا ("فرزند: امروز خیلی درگیر بودم، رفتم مدرسه، بعد رفتم كلاس زبان و بعد رفتم فوتبال و بعدشم كه خواستم بیام خونه ماشین گیرم نیومد كلی راه رو پیاده اومدم"، "شما: پس حسابی سرت شلوغ بوده و حتما خیلی خسته ای") از پریدن در وسط حرف او برای نتیجه گیری اجتناب كنید: اگر شما اینطور متوجه شدید كه بخشی از كارهای فرزندتان كه در حال تعریف آن است اشتباه بوده، قبل از اینكه شما پاسخی دهید اجازه بدهید به صورت كامل توضیح دهد. سپس از او درباره استدلال هایش برای آن كار بپرسید و سعی كنید خودتان را به جای او بگذارید و او را درك كنید و نهایتا تا جایی كه ممكن است سعی كنید در قالب پرسش و پاسخ درباره استدلال های فرزندتان، كاری كنید كه خودش متوجه اشتباهش شود. البته نباید این اتفاق آنقدر بیفتد كه به اصطلاح شكل سین جیم شدن به خود بگیرد. *قوانین و انتظارات خود را فارغ از اینكه در چه مكانی هستید، مستحكم نگه دارید. قوانین خود را در موقعیت های مختلف مستحكم نگه دارید و برای یك سری مصلحت های كم اهمیت كوتاه نیایید. فرقی نمی كند كه كودكتان در مدرسه باشد، در مسجد باشد و یا در فروشگاه. شما از او انتظار دارید كه پرخاشگری نكند و اگر این كار را كرد عواقبی دارد. خوب است كه انتظاراتتان را بر روی یك كاغذ بنویسید و این كاغذ هم در اختیار خود شما و هم در اختیار فرزندتان باشد. قوانین و انتظارات نوشته شده در كاغذ نباید به صورت استبدادی و یك طرفه باشد بلكه با همفكری و تأیید دو طرف در كاغذ نوشته می شود. این كاغذ حكم یك قرارداد و تعهد كتبی را دارد. نكته مهم اینكه، مستحكم بودن در قوانین به معنی این نیست كه رابطه دوستانه و با محبت شما زیر پا گذاشته می شود. رابطه دوستانه شما در جای خود وجود دارد. شما اگر مدتی بر روی قوانین خود مستحكم باشید، كودكان این قوانین را به عنوان یك واقعیت طبیعی می پذیرند و همزمان هم رابطه با محبتی با شما دارند. همچنین استحكام در قوانین به معنی عدم انعطاف پذیری مطلق نیست. زمان هایی كه فرزندتان به قوانین اعتراض دارد، ابتدا به او یادآور شوید كه این قوانین را با توافق یكدیگر تنظیم كرده اند و اگر احساس می كنید كمی حق با اوست، شما استدلال های او را بشنوید و با او گفت و گو كنید و نظر او را بخواهید كه دوست دارد چه تغییراتی در قوانین ایجاد شود. اگر از نظر شما منطقی بود قانون را اصلاح كنید. گاهی اوقات قوانین ما منطقی نیست و فشار زیادی به فرزند وارد می كند. اما این را بدانید كه حرف آخر را شما می زنید. شما پدر یا مادر هستید. فرزند باید بداند كه شما قدرت بالاترید. اینجاست كه شما باید والد باشید.موفق باشید. لیلاكامرانی،‌كارشناس ارشد روان شناسی بالینی

  • پیام‌های شما

    • چون که شعبان ، ماه میلاد حسین مرتضاست . ماه شعبان ، ماه رحمت ، ماه ختم انبیاست

      حمید کلباسی

    • از آقای فرهودی خیلی وقت است بی خبریم ، كجایی داداش؟!

      ك . بیدآبادی

  • جرعه مهربانی

    سلام من یه دختره ٢٦ساله هستم و مهندس برق قدرتم. تا به حال با كسی رابطه ای نداشتم و درواقع ترجیح نمی دادم رابطه كوتاه بی هدف داشته باشم. یكسال و نیم پیش علی رغم میل باطنیم خواستگاری داشتم كه شش سال از من بزرگتر بود و افسر دایر جنایی آگاهی . پذیرفتم بیان و باهم آشنا بشیم. جلسه اول فقط معارفه بود و شناخت سطحی ...جلسه دوم به فاصله یك هفته بعد اتفاق افتاد كه با هم رفتیم حرف زدیم و ایشون در برخورد اول متاسفانه در مورد حقوق من پرسید و من بسیار جا خوردم از این نوع شروع شدن صحبت !تقریبا تو جلسه اول از اون آقا خوشم اومد ولی جلسه دوم خودش بد پیش رفت جلو و ... دیگه ادامه پیدا نكرد و منم برام مهم نبود الان بعد اون همه اتفاقات ایشون رو با نامزدش دیدم و كلی حالم بده ... برای خودش خوشحالم اما برا خودم نمیدونم ....میخوام كمك كنید علت حال بدم رو بدونم و این كه بتونم به ارامش برسم