مشاوره

  • ك . بیدآبادی - چهارشنبه 2 فروردین 1396

    اولا دختر خانم 29 ساله ای كه بقول خودشان تحصیلات عالیه هم دارند خواستگار را كه از ریشه خواستن است ، به اشتباه خاستگار از ریشه بلند شدن نوشته اند ،ثانیا حالا زمان احمد شاه نیست كه دخترها را در 9 سالگی شوهر میدادند ، فعلا در شهرهای بزرگ تعداد زیادی دختر خانمهای هفتاد ، هشتاد ساله زندگی می كنند كه هیچ اعتنایی هم به خواستگارهای سینه چاك ندارند!

  • زهرا فانی - چهارشنبه 2 فروردین 1396

    سلام بعد از ۴ سال زندگی تازه فهمیدم شوهرم تمام مسائل زندگیمون را برا مادرش باز گو میكنه به نظر شما چه كار كنم

    جام جم سرا


    سلام.وابستگی به والدین بعد از ازدواج،ریشه در دوران كودكی دارد اما نمی توانیم بررسی كنیم و خارج از موضوع ماست.بهترین راه حل صحبت كردن در این مورد با همسرتان است.علتش را بپرسید و بگویید این كار ناراحت تان می كند و احساس امنیت نمی كنید.حتما دلایلی خواهند داشت برای گفتن .از ایشان جدی بخواهید این كار را نكند.از طرفی به این فكر كنید گفتن آن حرف ها تا كنون چقدر به ضرر یا نفع شما بوده است.شاید درددلی باشد .اما درست تر این است به مشاور خانواده مراجعه كنید تا همسرتان نیز مورد بررسی قرار گیرد.موفق باشید.
    لیلا كامرانی،كارشناس ارشد روان شناسی بالینی

  • میترا - سه شنبه 1 فروردین 1396

    سلام من بیست و نه سالمه با تحصیلات عالیه شاغلم هستم ولی اصلا خاستگار ندارم, یه تعداد اندكم تحصیلاتشون پایین تره نمیدونم باید چیكار كنم, احساس میكنم این مشكل حل نشدنیه و هیچ وقت نمیتونم ازدواج كنم, چیكار باید كنم

    جام جم سرا


    سلام.بیست و نه سال ،سن زیادی نیست كه شما را نگران و هراسان كند.البته بستگی به بافتی دارد كه در آن زندگی می كنید .با توجه به تحصیلات دانشگاهی تان،انتظار می رود بهتر و امروزی تر فكر كنید.حتما فرصت هایی داشته اید كه از دست داده اید.باز هم فرصت هست.اما اجازه ندهید ترس نداشتن خواستگار و تنها ماندن بر شما غلبه كند.مهم طول زندگی نیست بلكه عمق و مفید بودن آن است.شاید ده سال دیگر ازدواج كنید اما بسیار احساس خوشبختی و آرامش كنید تا الان عجولانه ازدواج نادرستی داشته باشید و عذاب بكشید.ازدواج یكی از مهم ترین مراحل زندگی است كه باید در آن كمترین خطا را داشت.پس با هوش و دانایی انتخاب كنید.تحصیلات پایین تر یا بالاتر هم می تواند مهم باشد و هم نباشد.با توجه به موقعیت و شخص باید بررسی شود.پیشنهاد می كنم شرایطی را كه از طرف مقابل انتظار دارید بنویسید و رتبه بندی كنید.با توجه به خواستگارتان آنها را چك كنید و مجدد رتبه بندی كنید.ببینید چقدر با خواسته شما متفاوت است.شاید بشود بعضی از آنها را جا به جا كرد.این تصمیمی است كه شما باید بگیرید.نكته دیگر این كه بیشتر در جامعه حضور داشته باشید.كلاس یا فعالیت جدیدی شروع كنید.بعضی از مراكز مجاز همسریابی نیز هست كه می تواند كمك كننده باشد. نكته دیگر،كمك برای افزایش اعتماد و عزت نفس شماست.این كه خودتان با خودتان رو در رو شوید و بتوانید شرایط را تغییر دهید و معیارهای مناسب تان را دریابید.مهم ترین توصیه ام مراجعه حضوری به روان شناس است تا شما را یاری دهد برای به شناخت بهتر رسیدن و انتخاب خوب داشتن.موفق باشید.
    لیلا كامرانی،كارشناس ارشد روان شناس بالینی

  • ساحل - شنبه 28 اسفند 1395

    سلام
    من 36 سالمه و كارمند هستم اصلا خواستگار ندارم همه میرن به دنبال خانم هایی با سن های پایین نمیدونم باید چ كار كنم و به كجا مراجعه كنم تا مشكلم حل بشه از طرفی از تنهایی هم خیلی رنج میبرم میترسم تا آخر عمرم تنها بمونم افسرده شدم وقتی هم به كسی میگی میگه كه بختت رو بستن اصلا نمیدونم بستن بخت واقعیت داره یا نه . ممنون میشم راهنمای كنید

    جام جم سرا

    سلام.احتمالا خواستگار داشته اید و آنها را نپسندیدی یا به هر دلیلی نشده است.حالا هم ترس از تنهایی بر شما غلبه است و به دنبال كوچك ترین فرصت هستید تا ازدواج كنید.فراموش نكنید آنها كه از ترس تنها ماندن یا فرار از خانه ازدواج كرده اند، درصد بسیاری ناراضی بوده اند و به جدایی رسیده اند.پس نگذارید تنهایی بر شما چیره شود.خوشبختانه شما كارمند و شاغلید.دستتان در جیب خودتان است.به خودتان اعتماد داشته باشید.عزت نفس و اعتماد به نفس تان را ارتقا دهید.به داشته هایتان ببالید.تلاش كنید بیشتر در محافل و میان مردم حضور داشته باشید.بخت بسته خرافات است و باور نكنید.درضمن مراكز همسریابی ای هم وجود دارد كه می توانید به آنجاها مراجعه كنید.اما فراموش نكنید مهم ترین نكته این است خودتان را باور داشته باشید و نقاط منفی تان را كم كنید و از بین ببرید.فعالیت های جدیدی شروع كنید.ورزش ،هنر، درس و...كمك كننده است.درنهایت مفیدترین توصیه مراجعه حضوری به روان شناس است تا روی اعتماد به نفس و توانایی های شما كار كند و خودتان را به شما بشناساند.موفق باشید.
    لیلا كامرانی،كارشناس ارشد روان شناسی بالینی

  • سودابه - پنج شنبه 26 اسفند 1395

    سلام واقعا متشكرم از پاسخگویی های دقیقتون من مدتی پیش پیامی گذاشتم14بهمن ماه باهمین نام و جواب گرفتم.نمیدونم خاطرتون هست با حجم زیاد پیغامها.ب هرحال من تصمیم به ازدواج گرفتم من تحصیلاتم لیسانس حسابداری دارم اما پسری ك قصد ازدواج با ایشان را دارم دیپلم ناقص دارد من خیلی مشكل داشتم با ایشان ولی با تعهد و قول و گفتگو حل كردیم اختلافاتمون رو الان خیلی همه چیز عالی و خوبه اما چیزی ك هست ایشون قد و تحصیلات و حدودا ظاهری خوبی نسبت بمن نداره یك دلیل من برای ازدواج چون بكارتم رو از دست داده بودم و بحث ابرو و دیگر اینكه پسر با مسوولیت و با ایمان و كاری هستن ایا تحصیلات و ظاهر در اینده تاثیر در زندگی میگذارد و میتواند زندگی را تلخ كند ؟
    ناگفته نماندایشون ب همه قولهایی ك به خانواده ام داده بود عمل كرد و خوبی هاشو ثابت كرد اما من بازهم نگرانم. با این حال چاره ای هم ندارم بخاطر حفظ ابرو

    جام جم سرا

    سلام.امیدوارم انتخاب ایشان بر اساس اخلاق و صلاحیت باشد ،نه ترس نداشتن بكارت.چون ترس ذهن را منحرف می كند و نتایج خوبی نخواهد داشت.اما این كه تحصیلات و ظاهر چقدر مهم هستند ،كاملا نسبی است.برای بعضی ها به قدری مهم است كه بسیاری از ویژگی ها را تحت تاثیر قرار می دهد.مثلا به اخلاق و رفتار و خانواده اهمیت نمی دهند چون ظاهر و تحصیلات را دیده اند.برای عده ای برعكس است.یعنی اولویت نیست.اما تجربه می گوید همین قدر كه زوجین در كنار هم آرامش داشته باشند و همدیگر را پذیرفته و دوست داشته باشند كافی است.باید دید شما چه می خواهید.ممكن است از نظر اطرافیان بشنوید كاش مدرك تحصیلی آنچنان داشت یا چقدر قیافه اش زشت است ،اما مهم شمایید.وقتی وارد زندگی می شوید دیگران وجود نخواهند داشت.منظورم این است كه به حرف های دیگران اهمیت ندهید مگر در خصوص اخلاق و تربیت باشد.اگر طرف مقابل تان اخلاق خوبی داشته باشد ،حتما به نظر شما زیبا خواهد آمد.در غیر این صورت زیباترین بدون ویژگی های حسنه،زشت ترین به نظر خواهد آمد.توصیه می كنم دوران نامزدی كمی طولانی بگذرانید.در كنارش بیشتر قرار بگیرید.در مراكز خرید یا پارك ها.یعنی بیشتر بیرون بروید ،بعد ببینید احساس تان چه می گوید.آیا ناراحت تان كرد یا اصلا حس بدی نداشتید.تحصیلات هم قابل حل است.به قدری انواع دانشگاه ها وجود دارد كه می توان درس خواند.اما درنهایت تصمیم گیرنده شما هستید.توصیه مهم این است كه به مشاوره پیش از ازدواج بروید تا به خوبی به هم شناسانده شوید.موفق باشید.
    لیلا كامرانی،كارشناس ارشد روان شناسی بالینی

  • خانم میم - چهارشنبه 25 اسفند 1395

    سلام من ۲۴ سالمه و خواستگاری دارم كه بین خواستگارای زیادی كه داشتم اولین نفریه كه خیلی از همه لحاظ به دلم نشسته...اما چیزی كه منو نگران میكنه اینه كه خودش بهم گفته كمی عصبیه و این منو خیلی مردد كرده. از كجا بدونم تا چه حد عصبیه؟ من خودم هم آدم زودرنجی هستم و میترسم در آینده مشكل پیدا كنیم اما دلمم نمیاد ردش كنم...نمیدونم چیكار كنم لطفا راهنماییم كنید.

    جام جم سرا

    سلام.خیلی خوب است كه ایشان این موضوع را به صراحت به شما گفته اند.در ازدواج، هم تفاوت ها و هم تشابه ها مهم هستند.قرار نیست زن و شوهر شبیه هم باشند اما تفاوت داشتن هم اندازه دارد.این كه مثلا من از دروغ بدم می آید و طرف مقابل دروغگوست تفاوت بسیار بدی است ، اما گاهی مثلا من سریال دوست دارم و همسرم اخبار.خب می توان به گونه ای برنامه ریخت كه هر دو راضی باشیم.حالا ایشان گفته اند عصبی هستند اما مشخص نیست چقدر عصبی و چه نوع عصبی ای.من هم از این طریق نمی توانم تشخیص دهم.بنابراین بهترین كار این است كه به مشاوره پیش از ازدواج بروید تا با تست و مصاحبه خیال شما را راحت كند.شاید این ویژگی از نظر ایشان مهم بوده ولی اگر بررسی بیشتر شود فاكتورهای دیگری هم مشخص شود.پس همان طور كه تاكنون صحیح گام برداشته اید و از روان شناس كمك گرفته اید ، ادامه دهید و حضوری مراجعه كنید.موفق باشید.
    لیلا كامرانی، كارشناس ارشد روان شناسی بالینی

  • امیر - یکشنبه 22 اسفند 1395

    با سلام و خسته نباشی
    من حدود 2سال هست كه ازدواج كرده ام ولی از اول ازدواج تا الان خانومم چند بار از قهر كرده است و به خانه مادرش رفته است و هر بار قهر به مدت چند ماه در خانه مادرش می ماند خانواده اش خیلی حمایتش میكنن و دخالت در زندگی ما خیلی دارن و به حرف مردم خیلی خیلی میره الانم 8 ماهه قهر كرده خواهشا راهنمایم كنید ممنون میشم

    جام جم سرا

    سلام.هر دعوا و مشاجره دلیلی دارد و دو طرف در آن نقش دارند.تا علت دعواها و اختلاف ها برطرف نشود ، همین رویه ادامه خواهد داشت ،همان طور كه رفتار شما تا كنون باعث تغییر شیوه همسرتان نشده است. پس ابتدا باید علل بررسی و رفع شود.پس باید با همسرتان گفتگو كنید.بدون حضور دیگران حرف بزنید.بحث و جدل نكنید.باید حرف زدن تان مفید باشد.تكنیك گفتگوی مفید این است كه آرام ، بدون داد و بیداد شروع می كنید به حرف زدن.تا جایی كه دارد دعوا می شود بحث را تمام می كنید.اصلا مهم نیست به نتیجه رسیده اید یا نه.موضوع را به زمان بعد موكول می كنید.این سیستم را ادامه می دهید تا بهترین نتیجه را بگیرید.اما نكته دوم این است كه شما باید اعتماد به نفس خودتان را تقویت كنید و بر جرات مندی خودتان بیفزایید.باید بتوانید از حق خودتان دفاع كنید. از همه مهم تر نكته سوم است كه مراجعه به روان شناس است برای زوج درمانی.لازم است شما و همسرتان مراجعه كنید تا رابطه تان ترمیم شود.موفق باشید.
    لیلا كامرانی،كارشناس ارشد روان شناسی بالینی

  • سلام - شنبه 21 اسفند 1395

    سلام . شوهرم رفته زن دوم گرفته پنهونی از من . به بهونه اینكه ۶ساله ازدواج كردیم دوتامون هم سالمیم ولی بچه دار نشدیم . دكترا هم میگن مشكلی ندارین . زن دومش فامیلشونه . سه بار ازدواج كرده . همسن شوهرمه . حالا هم حامله است . من ۲۳ سالمه چیكار كنم ؟ اومدم قهر ! زندگیم نابود شده . ما هیچ مشكلی باهم نداشتیم . عاشق هم بودیم همه میدونستن . نمیدونم یه دفعه چی شد ! تو رو خدا راهنماییم كنید . زنش خیلی موذیه . اینكاره است با نصف پسرای فامیل شوهرم رابطه داشته . شوهرم میگه فقط به خاطر بچه اینكارو كرده وگرنه من براش چیزی كم نذاشتم . چیكار كنم .؟

    جام جم سرا

    سلام.این كه باید چكار كنید را خودتان باید تصمیم بگیرید.می توانید منتظر باشید ببینید فقط بچه برای همسرتان مهم است و بعد از به دنیا آمدنش چكار می خواهد بكند.می توانید ببخشید و به زندگیتان ادامه دهید با شرایط جدید كنار بیایید.می توانید جدا شوید و زندگی تازه ای را آغاز كنید و ...در كل با توجه به شرایط و موقعیت ، خودتان راحت می توانید تصمیم بگیرید.با بزرگ ترها مشورت كنید.حتما با توجه به فرهنگ و پیشینه خانوادگی راهكار خواهند داشت.من فقط می توانم بگویم شرایط سختی را می گذرانید.حتما همسر شما قانع نشده اند كه مشكلی برای بارداری وجود ندارد.بهتر بود این موضوع را زودتر حل می كردید.در ضمن در اختلافات زن و شوهری هر دو طرف مقصر هستند با درصد های مختلف.حتما برای شما هم مشكلاتی بوده كه بی توجه به آنها روزها را می گذراندید.به هر حال كار به اینجا كشیده شده است.بهتر است خودتان را قوی كنید تا بتوانید با شرایط جدید كنار بیایید.نباید بگذارید این اتفاق شما را ضعیف و افسرده كند.باید بیشتر به خودتان توجه كنید و توانایی ها و قابلیت های تان را بشناسید.فعالیت جدیدی برای خودتان شروع كنید.هنر، درس،كار نیمه وقت ، ورزش و...خلاصه كاری كه با دیروزتان فرق داشته باشید.فعال تان كند و هویت جدیدی به شما ببخشد.چون این روزهایتان خوب نیست و ممكن است شما را خموده و افسرده كند.پس زودتر این دوران را بگذرانید .موفق باشید.
    لیلا كامرانی،كارشناس ارشد روان شناسی بالینی

  • فرشته - شنبه 21 اسفند 1395

    سلام راجع به ازدواج هم مشاوره میدین؟

    جام جم سرا

    سلام بله

  • aria - جمعه 20 اسفند 1395

    سلام خسته نباشی من پدرم یك معتاده شیشه مصرف میكنه . هر روز دعوا با مادرم جنگ اعصاب .كلا داغون شدم دیگه هیچ چاره ای ندارم جز مشاوره چون بعضی وقت ها دوست دارم بكشمش خواهشا كمكم كنید.

    جام جم سرا

    سلام.حق با شماست كه زندگی برایتان سخت شده است و متفاوت از دیگران مجبورید زندگی كنید.اما باید بهترین گزینه را برای بهبود شرایط انتخاب كنید مثل همین مشاوره.شما كارهای مختلفی می توانید انجام دهید تا حال و هوایتان عوض شود.باید برای خودتان سرگرمی یا اشتغالات خوب و موثر فراهم كنید.ورزش،مطالعه،كلاس های آموزشی،فعالیت های كانون ها و...كلی كار می توانید انجام دهید.ننوشته اید چندساله هستید.اگر دانش آموزید وقت بیشتری برای درس و مطالعه بگذارید.با مشاور مدرسه در ارتباط باشید و از همه مهم تر باید كنترل خشم را بیاموزید.مثلا هنگام خشم و عصبانیت محیط را ترك كنید.یا نفس عمیق بكشید و آن را بشمارید.یا همان لحظه كار دیگری انجام دهید مانند موسیقی گوش كردن یا حركات ورزشی.باید تمرین كنید تا بر خشم خودتان مسلط شوید.كتاب های مفیدی در این زمینه وجود دارد و در اینترنت نیز می توانید مطالب خوبی بیابید.شما اگر كنترل خشم را یاد بگیرید می توانید به مادرتان نیز كمك كنید تا شرایط را راحت تر تحمل كند.اگر شرایطش را دارید از مشاوره حضوری بهره ببرید.موفق باشید.
    لیلا كامرانی ،كارشناس ارشد روان شناسی بالینی

  • Saniya - پنج شنبه 19 اسفند 1395

    Saniyaدوستم به من كم محلی میكنه ناراحتم

    جام جم سرا

    سلام.اطلاعات كمی داده اید.خب باید با او صحبت كنید و دلایل كم محلی را بپرسید.شاید اصلا ویژگی های شخصیتی شما دو نفر با هم جور نیست.شاید كاری كرده اید كه ناراحت شده و ...دلایل زیادی می توان مطرح كرد.اما بهترین راه گفتگو با خود شخص است.قراری بگذارید و خیلی آرام و دوستانه حرف بزنید.اگر امكان داشت موانع را بردارید.در نهایت تكلیف تان مشخص می شود و از ناراحتی و دل نگرانی خارج می شوید.موفق باشید.
    لیلا كامرانی،كارشناس ارشد روان شناسی بالینی

  • Zeinab - چهارشنبه 18 اسفند 1395

    سلام...
    دوستمو خیلی دوست دارم اولای سال اصلا نفمهیدم چه جوری باهاش دوست شدم ولی الان خیلی دوستش دارم .اما اون اصلا همچین حسی نسبت به من نداره كمتر به من محل میذاره یعنی اصلا اون حس هایی كه من نسبت بهش دارم رو به من نداره . كس دیگه ای هم نیست دوستش داشته باشه تقریبا با همه همینجوریه ولی اولای سال بامن بهتر بود اما حالا یه كم تغییر كرده شاید هم بیشتر بهش وابسته شدم و این فكر رو میكنم😢

    جام جم سرا

    سلام.برای پاسخ دقیق ، به سنجش هر دو نفر نیاز است.در این حد كه شما توضیح داده اید ایشان شخصیت ویژه ای دارد كه احتمالا كمتر با همه صمیمی می شود و قوانینی برای دوستی دارد.به هر حال هر فردی ویژگی های خاص خودش را دارد.شاید كسی هم دوست دارد با شما دوست شود اما شما او را نمی پذیرید و محلش نمی گذارید.اما این دلیل بر بد بودن هیچ كدام تان نیست.ممكن است ایشان شخصیت ناوابسته و شما وابسته ای داشته باشید كه همین تفاوت باعث آزار شما می شود، زیرا شما دوست دارید دایم از حال و اوضاع او باخبر شوید و برعكس ایشان دلیلی نداشته باشد همه چیز را به شما بگوید.پس خودتان را تغییر دهید .باید این وابسته بودن را از خودتان دور كنید.باید دیگران را همانطور كه هستند بپذیرید نه آنگونه كه خودتان می خواهید.دلیل تغییر رفتارشان را از خودشان می توانید بپرسید.با او حرف بزنید و تصمیم بگیرید كه به این دوستی به شكل چسبنده ادامه دهید یا فقط یك دوستی عادی هر ازگاهی داشته باشید در حد احوالپرسی.بهترین منبع كمك هم مشاور مدرسه است.پیشنهاد می كنم از مشاور كمك بگیرید تا خودتان را بهتر بشناسید.موفق باشید.
    لیلاكامرانی،كارشناس ارشد روان شناسی بالینی

  • نیایش - سه شنبه 17 اسفند 1395

    من یه نوجوون16 ساله ام كه نسبت به وزنم حساسم و به مقدار كافی غذا میخورم اما والدینم اینو درك نمیكنند(احساسات نوجوونیم نیست و واقعا به حرفام گوش نمیدهند) تا حدی كه دلم میخواد برم پرورشگاه زندگی كنم یعنی به این نقطه رسیدم. من باید چیكار كنم

    جام جم سرا

    سلام.مشخص نشده از چاقی ناراحتید یا لاغری.در هر صورت مهم این است شكل ظاهر بدنی تان مشكل ساز شده است.اگر خودتان از شرایط تان راضی هستید و آن را دوست دارید و پذیرفته اید،كافی است كاملا جدی و محكم همین احساس را به خانواده تان بگویید.لازم است گاهی باید بارها موضوعی گفته شود تا دیگران هم آن را بپذیرند.پس كمی صبور باشید تا به هدف برسید.همانطور كه گفتم كافی است احساس خوبتان را علنی كنید.به والدین تان بگویید حرف هایشان شما را می رنجاند و شما دوست ندارید.اگر جدی باشید آنها نیز شما را باور خواهند كرد.در نهایت از یك معتمد كه هم شما و هم خانواده او را دوست دارند و به حرف هایش توجه دارند را واسطه قرار دهید.بخواهید او با والدین تان صحبت كند.حتما با تلاش تان مساله حل می شود.موفق باشید.
    لیلا كامرانی ،كارشناس ارشد روان شناسی بالینی

  • سارا - دوشنبه 16 اسفند 1395

    سلام
    شوهرم یه دوستی داره كه مثل برادرش میمونه.یه زمانی با هم زندگی و كار میكردن ولی با اینكه الان یك ساله كه با هم ازدواج كردیم حساب مشترك بانكی دارن هنوز و هر وقت پول نیاز داره بهش زنگ میزنه و از حسابش برداشت میكنه با اینكه خودش مغازه داره ولی هر وقت پول میخواد میاد سراغ همسر من ....خودش متاهله و یه بچه چهار ماهه هم داره ...البته میگه كه قرض میگیره و بهم پس میده ولی بازم من دوست ندارم حساب بانكی مشترك داشته باشن چند وقت پیش میخواست ماشین قسطی بخره اومد الانم كه یخچال نو میخواد واسه مغازه اش و خیلی چیزای دیگه...میخواستم ببینم چطوری با این مسأله كنار بیام

    جام جم سرا

    سلام.هر كس برای خودش حریم خصوصی ای دارد كه باید به آن احترام گذاشت.این رفاقت چندساله این گونه است و شما باید برایش احترام قائل باشید.حتما شما هم حریم خصوصی دارید كه انتظار دارید طرف مقابل همین كار را بكند.بهتر است آنها را همین گونه كه هستند بپذیرید و قبول كنید چون مخالف شما باعث رنجش همسر و احتمالا پنهانكاریشان می شود.خودتان را جای همسرتان بگذارید.ببینید از دخالت خوشتان می آمد؟سعی كنید با افكار آزاردهنده تان مبارزه كنید.اجازه ندهید روابط خوب تان به بهانه های بی دلیل و نسنجیده خراب شود.هر زمان كه فكری به ذهن تان آمد در این ارتباط،سریع آن را با یك فكر خوب یا فعالیتی جایگزین كنید.مثلا همان زمان كاری را شروع كنید.ورزش،مطالعه،موسیقی،آشپزی و...می توانند به شما كمك كنند.هر زمان كه افكارتان را كنترل كردید با همسرتان در آرامش صحبت كنید و نگرانی ها و ناراحتی تان را بگویید اما بدون دعوا.باید گفتگوی مفید و مثمر ثمر داشته باشید.اما فقط بگویید.پیگیر نتیجه اش نشوید.اجازه دهید همسرتان تصمیم بگیرد.موفق باشید.

  • ناشناس - دوشنبه 16 اسفند 1395

    سلام من 21 سالمه چند ماه عقد كردیم همسرم قبلا كسی رو دوست داشته من فهمیدم چون كه بهش پیام داده بوده و دختره هم ازدواج كرده
    همسرم گفت ببخش منو و.... الان بهش میگم اگه میخوای مثل فبل دوست داشته باشم باید بهم ثابت كنی برات مهمم .جواب میده من چیزی برای اثبات ندارم به روابط قبلمون نگاه كن و فكر كن بعد بیا حرف بزنیم من منظورشو نمیفهمم.
    انگار براش مهم نیست دوستش نداشته باشم و دوستم نداشته باشه.
    چه كار كنم زندگیم درست بشه.

    جام جم سرا

    سلام.تغییر عادات رفتاری از مجردی به متاهلی در بعضی آدم ها به زمان زیادی نیاز دارد.چون ازدواج اتفاق مهمی است كه شرایط را دگرگون می كند.شما باید صبر داشته باشید و برای رسیدن به هدف تلاش كنید.اگر می خواهید زندگی خوبی داشته باشید باید مهارت های زندگی را یاد بگیرید .باید یاد بگیرید ببخشید.منظورم این نیست كه حتما ببخشید یا نبخشید بلكه وقتی بخشیدید ،واقعی ببخشید.نه این كه مدام به همسرتان ،كارش را یادآوری كنید.این یكی از مهارت های ارتباطی است كه باید بیاموزید.اگر واقعا ایشان متوجه اشتباه شان شده اند و عذرخواهی كرده اند و بخشیده اید،پس نباید موضوع را ادامه دهید. فراموش نكرده اید اما بخشیده اید.لطفا تحقیق و تفحص هم نكنید.این كار نتیجه خوبی ندارد.افكار منفی را از خودتان دور كنید و افكار مثبت را جایگزین كنید.مثلا در برابر وسوسه چك كردن همسر مقاومت كنید و سرتان با كارهای دیگر گرم كنید.سعی كنید رابطه تان را گرم و صمیمی كنید.حتما برای همسرتان مهم است كه هم دوستش داشته باشید و هم دوستتان داشته باشد.پس اجازه ندهید قهر و دلخوری بین تان فاصله بیندازد .فرصت بیشتری برای شناخت بهتر فراهم آورید و از لحظه هایتان خوب استفاده كنید.در نهایت توصیه میكنم به روانشناس مراجعه كنید تا شما را گام به گام راهنمایی كند.موفق باشید.

  • سارا - شنبه 14 اسفند 1395

    سلام من یك ساله عقدم شوهرم سریع عصبی میشه اوایل ازدواج چون هنوز حرمت بود جلوی من به كسی تندی نمیكرد و یا با خودم اما یك دو بار با من تندی كرد من سریع در عرض پنج دقیقه بخشیدمش اما الان زیاد شد.
    شوهرم خیلی به فكر همه هست برای همینم كمی توقع زیاده
    الان دیگه جلوی من با خانوادش تندی میكنه و تو خلوت با خود من عصبی صحبت میكنه و گاهی شروع میكنه خودشو به زدن و فحش زشت دادن به بقیه و خودش .
    كلا پدرش و خواهر بزرگشم عصبی هستن
    شوهرمم الان یكم شرایطش سخته سربازه و درامدش كم و قسط و قرض داره پول مراسم و وسیله خریدن نداره و من به خاطر این موارد میگم فشار روشه و میبخشمش.
    اصلا نمیشه بهش چیزی گفت سریع ناراحت میشه و سكوت میكنه. من دیگه می ترسم كه اگه فلان كارو بكنم الان ناراحت میشه و دلخور
    باید چه جوری درستش كنم.

    جام جم سرا


    سلام.عصبی شدن بدون دلیل نیست.ابتدا ایشان باید تحت نظر پزشك آزمایش بدهند تا ببینند غدد و هورمون ها مشكلی ندارند.چون مسائل فیزیولوژی باعث پرخاشگری و عصبانیت می شود.بخصوص كه می گویید پدر و خواهرشان هم عصبی هستند.بعد مشاوره با روانپزشك.چون خود زنی دارند باید حتما به روانپزشك گفته شود.اگر نمی توانید روانپزشك بروید یا ایشان نمی پذیرند این نكته را به دكتر داخلی كه مراجعه می كنید ،بگویید.اطرافیان فقط می توانند شرایط عصبانی شدن ایشان را فراهم نیاورند.دركش كنند و كمك كنند برای حل كردن مشكلاتش.شما هم در خلوت خودتان وقتی حالشان خوب است ،با هم حرف بزنید و بگویید رفتارس باعث ناراحتی شما و اطرافیان می شود.با ملایمت بگویید كه می تواند تصمیم های بهتری بگیرد.وقتی عصبانی هستند چندتا نفس عمیق بكشند و آب بنوشند و محل را ترك كنند و هر زمان آرام شدند برای ادامه گفتگو بیایند.سعی كنید در كنارشان باشید و راهنمایی كنید.یعنی هنگام ناراحتی شما محیط را مدیریت كنید .زمان می برد اما حتما تاثیرگذار است.مهم ترین توصیه مراجعه به روان شناس است تا شما را در هر جلسه راهنمایی كند.موفق باشید.

سوال شما از مشاور

  • مخاطبان گرامی!
  • بخش مشاوره برای راهنمایی و پاسخگویی به مسائل و مشکلات شما در زمینه‌های خانوادگی و حقوقی راه اندازی شده است. پرسش‌های خود را کوتاه، روشن وواضح، با حروف فارسی بنویسید و با کلیک روی ارسال پرسش برای ما بفرستید تا در اختیار مشاوران، کار‌شناسان ومتخصصان جام جم سرا قراردهیم وپس ازدریافت پاسخ آن‌ها، نظرشان را درهمين بخش به آگاهیتان برسانیم. تا دریافت پاسخ مشاوران زمانی لازم است که امیدواریم دراین مدت شکیبا باشید.
تصویر امنیتی :

ضمیمه این هفته