مشاوره

  • م-ح - یکشنبه 2 مهر 1396

    سلام وقت بخیر خانم كامرانی عزیز
    با تشكر از پاسخ شفاف شما به سوال قبلی لطفا بفرمایید آیا آزمایشی برای اثبات اعتیاد به شیشه وجوددارد بعد از مدتی استفاده نكردن ؟ چون شنیده ام دردادگاه خانواده اعتیاد به شیشه را نمی توان ثابت كردودلیل محكمه پسندی برای طلاق نیست. پیشاپیش از زحمتی كه برای پاسخ متحمل می شوید سپاسگزارم.

    جام جم سرا

    سلام.كیت هایی وجود دارد كه با ادرار می تواند نشان دهد مصرف كننده است یا خیر.با آزمایش هم معلوم می شود.اما این كه در دستگاه قضایی چگونه عمل می شود را باید از حقوقدان بپرسید.در ضمن اگر با روان شناس متخصص در اعتیاد مشاوره داشته باشید تمام نكات را به شما خواهند گفت.موفق باشید.
    لیلاكامرانی،‌كارشناس ارشد روان شناسی بالینی

  • میترا - دوشنبه 27 شهریور 1396

    سلام, ببخشید من میخوام از كارم استعفا بدم تا چند ماه دیگه چون سطح كارم نسبت به تحصیلاتم پایینه. من كارشناس ارشد هستم ولی در حال حاضر منشی هستم. به نظرتون لازمه به خواستگارم بگم سر كار میرم یا چون دیگه نمیخوام برم بگم كلا سر كار نمیرم.....ممنون

    جام جم سرا

    سلام.همین را كه برای من نوشتید را به خواستگارتان بگویید.چه اشكالی دارد.بگویید برای مدتی سر این كاررفتم و به این دلیل نمی خواهم ادامه دهم.دیگر ادامه كار كه می خواهید شاغل باشید یا نباشید به خودتان بستگی دارد و خواستگارتان را از تصمیم تان مطلع كنید.موفق باشید.
    لیلاكامرانی، كارشناس ارشد روان شناسی بالینی

  • مریم - چهارشنبه 22 شهریور 1396

    خانم كامرانی عزیز مشاوره هاتون عالیه. وقتی می خونم اعتماد به نفس می گیرم....واقعا آدم نباید بی قرار كسی باشه كه بی قرارش نیست. تنها باشه خیلی بهتره....

    جام جم سرا

    سلام.ممنون از بازخوردتان.

  • م-ح - سه شنبه 21 شهریور 1396

    باسلام وخسته نباشید
    همسرمن چند سالی است به شیشه اعتیاد داردوخودش منكر این مسأله است اما من از روی حركات و توهم هایی كه دارد متوجه شده ام خانواده اش یك بار اورا به كمپ فرستادند البته بدون اطلاع و یك روز بیشتر نماند. بعد از آن هم با آنها قطع رابطه كرد. مدام به همه چیز مشكوك است ومن هم به تنهایی نمی توانم او را درمان كنم آیا مراكز ترك اعتیاد و نیروی انتظامی بدون اینكه ابتدا نامی ازمن ببرند به من كمك می كنندتا اورا ببرند وبعد تشكیل پرونده بدهم . لطفا من را راهنمایی كنید .با تشكر

    جام جم سرا

    سلام. ابتدا كه راه اجباری موثر نیست. اما اگر دگر چاره ای نمانده ۳ راه اجباری وجود دارد.
    اول .استفاده از خدمات روانپزشكی و كمك از اورژانس خصوصی مثل اورژانس است كه با تماس با این اورژانس ها شرایط انتقال به بیمارستان های خصوصی یا كمپ های ترك اعیاد فراهم می شود.
    دوم .شكایت از فرد مصرف كننده به دلیل مصرف مواد آن هم فقط در دادسرای انقلاب و گرفتن حكم قضایی جهت انتقال فردبه بیمارستان های روانپزشكی .كمپ ها یا زندان بسته به نظر باز پرس است.
    سوم و راه حلی كه اصلا دوست ندارم در شرایطی كه فرد هیچ راهی ندارد و فرد مصرف كننده در شرایط خطرناكی است مثل همراه داشتن سلاح گرم و سرد یا دردگیری های منجر به جرح استفاده از كمپ های اجباری كه متاسفانه هیچ مجوزی ندارند و نظارتی بر كار آنها هم نیست و مسئولیت این اقدام كاملا به عهده خانواده و مسئول كمپ است.
    در همه موارد فرد اقدام كننده باید اعضای درجه یك خانواده باشند.
    توصیه اصلی من به شما این است كه از روان شناس متخصص اعتیاد كمك بگیرید.موفق باشید.
    لیلاكامرانی،‌كارشناس ارشد روان شناسی بالینی

  • ت - یکشنبه 19 شهریور 1396

    باسلام و خسته نباشید خدمت خانم دكتر .
    خواستم بپرسم اینكه می گویند خودت را دوست داشته باش و به خودت احترام بگذار ، یعنی باید چكار كنیم كه خودمان را دوست داشته باشیم و ضمنا كتاب هایی در رابطه با خودشناسی و اعتماد به نفس اگر می دانید معرفی نمایید و یا نویسندگانی كه در این زمینه كتابهای خوبی نوشته اند اعلام نمایید تا بخوانیم با تشكر.

    جام جم سرا

    سلام.این كه خودت را دوست داشته باش یعنی به علایق خودت احترام بگذار.آنها را برآردوه كن.احساس شادی كن و آنچه باعث شادیت می شود را فراهم آور.مثلا هدیه برای خودتان بخرید.شاید دوست داشته باشید یه شال قرمز رنگ داشته باشید و در خریدش تعلل می كنید.به ازای كار خوبی كه انجام داده اید یا به مناسبت تولدتان آن را بخرید.اگر در خیابان راه می روید و منظره زیبایی می بینید ، صبر كنید و آن را با خیال راحت ببینید.از كسانی كه سطح انرژی شما را پایین می آورند، دوری كنید.این كه هیچ رابطه ای نداشته باشید، خیلی بهتر است تا این كه در یك رابطه اشتباه باشید. بی قرار كسانی نباشید كه بی قرار شما نیستند! متوجه ارزش خودتان باشید. وقتی به كسانی ارزش می نهید كه به شما احترام كافی نمی گذارند، بازنده هستید. دوستانتان باید به شما احترام بگذارند، بهتان انگیزه بدهند و تشویقتان كنند. اطرافیانتان باید حامی شما باشند. به خاطر داشته باشید كه همیشه كیفیت بهتر از كمیت است. گذشته خودتان را ببخشید.وقتی با قسمت های تاریك خودتان روبه رو می شوید و روی آنها كار می كنید تا با نور بخشش، آنها را از بین ببرید؛ موفق می شوید. كافی است بپذیرید گاهی اوقات آدم های خوب مثل شما، انتخاب های نادرست می كنند. این اصلا به این معنی نیست كه شما بد هستید، بلكه به این معنی است كه شما انسان هستید. بی خیال گذشته شوید؛ گذشته تمام شده. برای كارهایی كه فكر می كنید انجام داده اید یا كارهایی كه فكر می كنید باید انجام می دادید ولی انجام نداده اید، خودتان را ببخشید! روی كارهایی تمركز كنید كه از این لحظه می خواهید انجام دهید. شروع كنید به انجام تغییراتی كه می دانید به آنها نیاز دارید.
    این كه چیزی در گذشته شما را شاد می كرده، اصلا به این معنی نیست كه باید تا آخر دنیا آن را نگه دارید. اگر می خواهید امروز در زندگیتان تغییراتی ببینید، باید كارهایی انجام دهید كه قبلا انجام نداده اید.
    ورودی متفاوت مساوی است با خروجی متفاوت.از چیزهایی كه شما را تخلیه انرژی می كنند دوری كنید و به سمت افكار و فعالیت هایی بروید كه شما را قدرتمند و پر می كنند. در خصوص كتاب هم باید بگویم با توجه به هر شخص می توان كتاب های متفاوت معرفی كرد.یونگ ، اریك برن و خیلی ها كتاب دارند.موفق باشید.
    لیلاكامرانی،‌كارشناس ارشد روان شناسی بالینی

  • m - پنج شنبه 16 شهریور 1396

    سلام.خسته نباشید.
    من همیشه وقتی دعوایی میبینم بدنم حسابی میلرزه و خیلی خیلی میترسم(پدرم تن صداش بلنده دعوا نمیكنه ولی صداش جوریه انگار داره دعوا میكنه) منم حسابی میترسم.با اینكه واقعا دعوا نیست.تو بچگیم هم اصلا یادم نمیاد دعوایی دیده باشم كه تو ناخوداگاهم مونده باشه.ممنون میشم كمكم كنین چون وقتی دعوا یا بحث كوچیكی میشه من بدترین افكار میاد تو ذهنم كه یه دفعه جدا شن خدایی نكرده یا.....

    جام جم سرا

    سلام.این كه چه اتفاقی افتاده شما، هم واكنش فیزیولوژی نشان می دهید و هم روانی را روانكاو به شما خواهد گفت. شاید شما چیزی به خاطر نداشته باشید اما وجود داشته باشد.حتی ممكن است ناراحتی یا ترسی متفاوت تغییر وضعیت دهد و به این شكل برون ریزی داشته باشد.اما هر چه هست واكنش فیزیولوژی شما به صدای بلند شرطی شده است.در پی این اتفاق هم افكار منفی به سراغ تان می آید كه ممكن است هیچ وقت هم عملی نشوند ولی باعث آزار شما می شوند.بهترین توصیه و مهم ترین توصیه مراجعه به روان شناس است .چون روند درمان شما باید مرتب و با دقت و نظارت پیش برود و از این طریق من نمی توانم به شما كمك كنم.اما می توانم اطمینان دهدم كه قابل رفع شدن است و با خیال راحت اقدام كنید.موفق باشید.
    لیلاكامرانی،‌كارشناس ارشد روان شناسی بالینی

  • ماهرخ - چهارشنبه 15 شهریور 1396

    سلام. دختری هشت ساله دارم كه مرتب در منزل و نزد من و پدرش كلمات زشت و حتی اندام های جنسی را نام می برد اگر ترانه ای از تلویزیون پخش می شود او با كلمات زشت آن را بازخوانی می كند.سعی میكنم وقتش را پر كنم.دیگر خسته شدم از بس با زبان خوش و ناخوش بهش تذكر دادم و فایده نداشت.ممنون میشوم من را راهنمایی كنید

    جام جم سرا

    سلام.تذكر تاثیرگذار نخواهد بود.بلكه واكنشی در برابر رفتار كودك است و همین به گونه ای باعث تقویت كودك می شود.در ضمن زشتی آن كلمات نزد كودك برابر با ما نیست. او دركی از زشتی ندارد فقط چون واكنش شما را در پی دارد ،‌خوشش می آید.عموم كودكان چنین دوره ای را می گذرانند چون در رشد این مراحل طبیعی است و با افزایش سن تغییر می كند.در ادامه 7 روش درمانی برای فحاشی می گویم كه امیدورام با صبر و حوصله بتوانید آنها را به كار بگیرید تا به نتیجه برسید.
    كودكانی كه فحش می دهند ، معمولا بسیار لجباز و خشن هستند.
    1-والدین باید به طور كلی ناسزاگویی را ترك كنند همچنین به كودك توضیح دهند رفتار قبلی آنها صحیح نبوده است.

    2 -كنترل محیط و تعاملات كودك بسیار حائز اهمیت است باید با دور كردن كودك از محیط های ناسالم، دوستان و رفت و آمدهای مناسبی جایگزین كرد. مناسب تر است كه والدین به طور ویژه از ۲ سالگی یعنی زمانی كه كودك تقلید كلامی رو به پیشرفتی را نشان می دهد به این نكته توجه داشته باشند.

    3 -والدین با دقت بیشتری كارتون ها، فیلم ها و بازی های رایانه ای را برای كودكانشان انتخاب كنند.

    4 -روش های سختگیرانه والدین، رفتارهای پرخاشگرانه به خصوص ناسزاگویی كودك را افزایش می دهد، تغییر شیوه های تعامل با كودك از تثبیت این رفتار جلوگیری می كند.

    5-در مقابل فحاشی كودك هیچ گونه واكنشی نشان ندهید و كاملا حركات او را نادیده بگیرید تا حس كنترل كردن دیگران در او تقویت نشود.

    6-با شنیدن حرف های زشت كودك نخندید، بلكه با او صحبت كنید و برایش توضیح دهید هر روزی كه حرف های ناپسند نزند یا درمهمانی ها این رفتار را نداشته باشد پاداش خواهد گرفت.

    7-باید در پی ایجاد كردن موقعیت هایی باشید كه كودك احساس نشاط و دوست داشتنی بودن را تجربه كند. در چنین مواردی باید به درمان حالات افسرده وار او نیز بپردازیم. این حس را باید در تمامی تعاملات بگنجانید تا از افسردگی و اضطراب او بكاهید.

    نكته: با این حال چنان چه ناسزاگویی همراه با لجبازی یا تحرك بیش از حد باشد و كودك خشونت زیادی را نیز ابراز كند مراجعه به روان پزشك كودكان توصیه می شود زیرا ممكن است استفاده از الفاظ ناپسند تنها بخشی از یك مشكل عمده تر باشد.موفق باشید.
    لیلاكامرانی،‌كارشناس ارشد روان شناسی بالینی

  • محمدعلیرضا - سه شنبه 14 شهریور 1396

    سلام
    بنده یه اقای 26ساله هستم وقصد ازداوج دارم اما هنوز نتونستم یه شریك زندگی انتخاب كنم.هم از فامیل هست وهم غیره اما خودم در انتخاب همسرم موندم.لطفا راهنمایی كنید.

    جام جم سرا

    سلام.نكته مهم در سخن شما این است كه فقط قصد ازدواج دارید.نمی دانید واقعا آماده تشكیل زندگی هستید و می توانید چنین مسئولیتی را قبول كنید یا خیر.این كه من می خواهم ازدواج كنم برای تشكیل زندگی كافی نیست.پس مطمئن شوید این مسئولیت را می پذیرید و می توانید آن را به خوبی قبول كنید.
    در مراحل آشنایی برای ازدواج تمام خواسته های خودرا طبقه بندی كنید و بر اساس اولویت آنها را با همسر آینده تان در میان بگذارید .
    در این میان خواسته های اولویت بندی شده شما چند ستون را تشكیل می دهند.
    ستون اول :
    تمام ویژگی هایی كه حتما همسرآینده تان "باید" دارا باشد .
    ستون دوم :
    تمام ویژگی هایی كه "نباید" همسرآینده تان داشته باش
    ستون سوم :
    ویژگی هایی كه ترجیح می دهید وجود داشته باشد .
    و نهایتا بر این اساس و براساس كلیتی كه مشهود است رابطه ایی را برای شناخت و ارزیابی فرد مورد نظر شروع می كنید.
    و نهایتا پس از مدتی كه بااو در تعامل بودید متوجه خواهید شد كه ستون انتظارات شما تا كجا تكمیل شده است . و اینكه آیا او انتخاب شما به عنوان همسر آینده تان هست یا نیست ؟
    در ضمن برای انتخاب می توانید از اطرافیان نیز كمك بگیرید.موفق باشید.
    لیلاكامرانی،‌كارشناس ارشد روان شناسی بالینی

  • راشین -----35ساله - دوشنبه 13 شهریور 1396

    سلام
    من یه پسر8 ساله دارم .از یه طرف خیلی دوست دارم بچه دوم داشته باشم اما كلا آدم ترسویی هستم و یاد بیمارستان و عمل و سزارین میفتم كه چقدر سخت بود پشیمون میشم.از طرفی میگم درآینده پسرم نگه چرا براش خواهرو برادری نیاوردم و ضربه بخوره ؟یا میگم شاید نتونم اونو تامین كنم . ما وضع متوسطی داریم و شاید در آینده باابن همه امكانات تازه ناراحت بشه كه توان رسیدن به منو نداشتین چرا بچه دوم؟البته خودم خیلی كم حوصله ام و دوس دارم دیگه به خودم برسم احساس می كنم بچه دوم بازم منو از خودم دور میكنه و باید درگیر بشم بازم بچه پوشك گریه شبانه و .دلم می خواد برم استخربرم باشگاه به كارام برسم و با همه توانم به پسرم و همسرم ؟واقعا نمیدونم تصمیم بگیرم چیكا ركنم؟هركسی بچه دوم میاره منم میگم آخی پسرم تنهاس بارش بچه بیارم باز پشیمون میشم؟همسرم میگه قدرت داشته با ش رو تصمیمت بمون و به خاطردیگران خودتو اذیت نكن اون با هر تصمیم من موافقه با بچه دوم یا همین یك بچه اصلا نظری نداره....شاید همین بی نظربودنش منو اذیت میكنه یا می گفت نترس نگران نباش پشت من نیست .چی كار كنم؟میترسم بیارم بعدا كمك نكنه بگه خودت خواستی كلا زیاد مسئولیت پذیرنیست بعضی وقتها میگم چرا به یه بچه دیگه كه وجود نداره ظلم كنم وبیارم تو این دنیا همین یكی بسه .لطفا راهنمایی كنید

    جام جم سرا

    سلام. پیشنهاد می كنم مثبت و منفی دوتا بچه داشتن را بنویسید.رتبه بندی كنید.ببینید كدام طرف سنگین تر است.به هر حال بچه ای داشتن همراه با مسئولیت است كه باید آماده باشید.شما كه یك بچه دارید راحت تر باید به نتیجه برسید چون از شیرینی و سختی هایش آگاهید و تجربه كرده اید. من فقط می توانم بگویم یك بچه از بسیاری جهت خوب و كامل رشد نمی كند.داشتن خواهر یا برادر می تواند تغییرات شگرفی در بچه اول به وجود آورد.بسیاری از جنبه های رشدی و خلق و خویی بچه ها با هم و كنار هم شكل می گیرد.پس داشتن دو بچه فواید زیادی دارد ؛‌اما این كه چه تغییراتی در زندگی و شرایط شما به وجود اورد را شما تعیین می كنید. موفق باشید.
    لیلاكامرانی، كارشناسی ارشد روان شناسی بالینی

  • f - دوشنبه 13 شهریور 1396

    با عرض سلام.من حدود بیست ساله ازدواج كردم.خواهر و برادرها و شوهر خواهر های من از لحاظ تحصیلات و فرهنگی پایین تر از همسرم هستند.به همین علت همسر من مایل به ارتباط با انها نیست و با یكسری از آنها كه اصلا ارتباط نداره و با یكسری دیگر هم ایام عید كلی اعصاب مرا خرد میكنه و بهانه گیری میكنه تا به بازدید آنها برویم.بالاخره من دوست دارم تا حدودی با آنها ارتباط داشته باشم و از این وضع كلافه شده ام.خوب من هم این وضع را كه میبینم بر خلاف میل باطنی ام دیگه دوست ندارم با خانواده او ارتباط صمیمانه داشته باشم.من باید چه كار كنم.لطفا راهنمایی كنید.

    جام جم سرا

    سلام.راه حل های گوناگونی وجود دارد.می توانید از روش تلافی كردن استفاده كنید و اگر ایشان نمی آید، شما هم نروید كه نتیجه اش همیشه جنگ خواهد بود و اختلاف.می توانید گزینشی عمل كنید گاهی بروید یا گاهی نروید كه نتیجه این هم عموما به جر و بحث ختم می شود. می توانید همدیگر را به همین شكل هستید بپذیرید.به عقاید هم احترام بگذارید و مطابق با همان عقاید رفتار كنید.این بهترین حالت است اما رسیدن به این پذیرش سخت است.شما از ابتدا همسری بالاتر از اعضای خانواده انتخاب كرده اید كه هیچ ایرادی ندارد اما به شناخت درستی از ایشان نرسیده اید.بعد از ازدواج متوجه شده اید كه باز هم تا اینجا هیچ اشكالی ندارد. اشكال اینجاست كه بعد از بیست سال زندگی مشترك هنوز درگیر چنین مشكلی هستید.این یعنی نپذیرفتن همدیگر و تلاش و امید برای تغییر دادن یكدیگر.احتمالا خجالت می كشید كه نمی آیند و صدتا فكر منفی به سراغتان می آید و خودتان را در معرض قضاوت دیگران می بینید.اما باید بدانید هر كس با خودش سنجیده و قضاوت می شود.اقوام تان شما را خوب می شناسند و هر تغییری را نتیجه ازدواج و همسرتان خواهند دانست.پس شما مورد قضاوت قرار نمی گیرید.در ضمن اگر یك رویه را در پیش بگیرید همه به همان عادت خواهند كرد.وقتی همسرتان نباشد یواش یواش نبودنشان عادی می شود و دیگر كسی قضاوتی نخواهد كرد.نكته مهم دیگر این كه شما باید به گونه ای زندگی كنید كه خودتان راحت باشید نه دیگران.یعنی باید تلاش كنید برای افزایش آرامش زندگی تان تا در این آراامش بتوانید بهترین راه حل را برگزینید و قضاوت دیگران نباید اصلا مهم باشد.چه بسا افرادی كه در زندگی خوب و خوش هستند ،‌اما دیگران قضاوت دیگری درباره شان دارند.قضاوت دیگران چه اهمیتی دارد.اما چون این قضاوت برای شما مهم است بیست است این مشكل را با خودتان كشانده اید.در جایی باید آن را زمین بگذارید و تغییر كنید.بپذیرید همسرتان این گونه راحت است و وقتی به عقیده و خواستش احترام می گذارید با شما مهربان تر و بهتر خواهد بود؛‌پس همین كار را بكنید.حتما ایشان هم در جاهایی به خواست شما و قوانین شما احترام گذاشته اند.تلاش برای تغییر یكدیگر نیست بیهوده است چون چنین كاری در كل اشتباه است.پس از امروز تلاش كنید رویه تان را تغییر دهید.همدیگر را بپذیرید.اجازه دهید احترام به خواسته شان را درك كنند شاید به مرور در این شرایط تغییراتی به وجود آمد.لازم است شما حتما ده مهارت ارتباطی را بیاموزید.در اینجا به صورت خلاصه آنها را می گویم.1- 1-مهارت خودآگاهی
    2- مهارت همدلی
    3- مهارت روابط بین فردی
    4- مهارت ارتباط موثر
    5- مهارت مقابله با استرس
    6- مهارت مدیریت هیجان
    7- مهارت حل مسئله
    8- مهارت تصمیم گیری
    9- مهارت تفكر خلاق
    10- مهارت تفكر نقادانه
    🍁 مهارت خودآگاهی
    توانایی شناخت نقاط ضعف و قوت و یافتن تصویری واقع بینانه از خود. شناخت نیازها و تمایلات فردی برای آشنایی با حقوق و مسئولیت های فردی - اجتماعی
    🍁 مهارت همدلی
    درك كردن دیگران و مشكلاتشان در هر شرایطی. این مهارت به دوست داشتن و دوست داشته شدن و در نتیجه،روابط اجتماعیِ بهترِ افراد با یكدیگر می انجامد.
    🍁 مهارت روابط بین فردی
    مشاركت و همكاری با دیگران، همراه با اعتماد واقع بینانه، كه در كنار تقویت دوستی ها، دوستی های ناسالم را خاتمه می دهد تا كسی از چنین روابطی آسیب نبیند.
    🍁 مهارت ارتباط موثر
    درك بهتر نیازها و احساسات دیگران، به شیوه ای كه فرد بتواند نیازها و احساسات خودش را نیز در میان بگذارد. تا ارتباطی رضایت بخش شكل گیرد.
    🍁 مهارت مقابله با استرس
    با آموختن این مهارت افراد هیجان های مثبت و منفی را در خود و دیگران می شناسند و سعی می كنند واكنشی نشان دهند كه این عوامل مشكلی برای آنها ایجاد نكنند.
    🍁 مهارت مدیریت هیجان
    هر انسانی كه در زندگی خود با هیجانات گوناگونی از جمله غم، خشم، ترس، خوشحالی، لذت و موارد دیگر مواجه است كه همه این هیجانات بر زندگی او تاثیر می گذارد. شناخت و مهار این هیجانات، همان مدیریت هیجان است. برای كسب این مهارت فرد به طور كامل باید بتواند احساسات و هیجانات دیگران را نیز درك و به نوعی این هیجانات را مهار كند.
    🍁 مهارت حل مسئله
    زندگی سرشار از مسائل ساده و پیچیده است. با كسب این مهارت بهتر می توانیم مشكلات و مسائلی را كه هر روز در زندگی برایمان رخ می دهند، از سر راه زندگی مان برداریم.
    🍁 مهارت تصمیم گیری
    برای برداشتن هر قدمی در زندگی باید تصمیم گیری كنیم، مسیر زندگی انسان را تصمیم گیری های او مشخص می كند. با آموختن این مهارت هداف خود را واقع بینانه تعیین و از میان راه حل های موجود بهترین را انتخاب می كنیم و مسئولیت عواقب آن را نیز به عهده می گیریم.
    🍁 مهارت تفكر خلاق
    تفكر یكی از مهمترین مهارت های زندگی است. مهارت تفكر خلاق، همان قدرت كشف، نوآوری و خلق ایده ای جدید است تا در موارد گوناگون بتوانیم راهی جدید و موثر بیابیم. با آموختن تفكر خلاق، هنگام مواجهه با مشكلات و دشواری ها احساسات منفی را به احساسات مثبت تبدیل می كنیم.هنگامی كه تفكر خلاق را می آموزیم دیگر مشكلات زندگی مزاحم ما نیستند، بلكه هر كدام فرصتی هستند تا راه حل های جدید بیابیم و مشكلات را به گونه ای حل كنیم كه كسی تاكنون این كار را نكرده باشد.
    🍁 مهارت تفكر نقادانه
    این مهارت موجب می شود هر چیزی را به سادگی قبول یا رد نكنیم و پیش از آن، موضوع مورد نظر را به خوبی مورد بررسی قرار دهیم و پس از آن، در مورد رد یا پذیرش آن تصمیم گیری كنیم. با آموختن تفكر نقادانه فریب دیگران را نمی خوریم و به عاقبت امور به خوبی فكر می كنیم و دقیق و درست تصمیم می گیریم و ارتباطات درستی برقرار می كنیم.
    در نهایت مهم ترین توصیه ام مراجعه حضوری به روان شناس است تا این مشكلات قدیمی و عمیق با كمك ایشان برطرف شود.موفق باشید.
    لیلاكامرانی،‌كارشناس ارشد روان شناسی بالینی

  • اعتماد بنفس - شنبه 11 شهریور 1396

    سلام من اعتماد به نفسم صفره و از وقتی وارد بازاركار شدم بدتر شدم به دلیل تحقیر و تمسخر و توهین رییس و همكاران و ... خجالت و ترس هم اضافه شده و شدیدا عصبی و پرخاشگر شدم .چكار كنم ؟

    جام جم سرا

    سلام.اعتماد به نفس تان صفر نیست چون اگر صفر بود اصلا نمی توانستید وارد جامعه شوید.فقط كمی متزلزل شده است كه آن هم نیاز به بررسی دارد.باید دید چرا شما را تمسخر می كنند،‌آیا واقعا تمسخر می كنند یا شما این گونه تصور می كنید یا چرا اجازه می دهید تمسخر كنند و...همه اینها باید مشخص و روشن شود كه از این طریق امكان چنین بررسی ای وجود ندارد.اما می توان پیشنهادهایی كرد برای تقویت اعتماد به نفس.تمرین كنید تا به نتیجه مطلوب برسید.
    برای افزایش اعتماد به نفس خود چكار كنیم؟
    خواستن:
    در گام اول باید بخواهید تغییر كنید و فرد دیگری شوید. میزان بهبود اعتمادبه‌نفس شما به میزان خواستن، انگیزه، توجه، احساس مسئولیت و پشتكار شما بستگی دارد.
    خودشناسی:
    باید تصویرهای نادرستی را كه در ذهنتان دارید، بشكنید. باید یك تصویر واقعی داشته باشید. بدین منظور، روی یك كاغذ جنبه‌های مثبت و منفی خود را در همه‌ زمینه‌ها‌ی جسمی، روحی، رفتاری، افكار و احساسات بنویسید. اگر خودتان را همان طور كه هستید بشناسید و همه‌ جنبه‌های ضعف و قوت‌تان را بپذیرید، گام بزرگی برای بهبود اعتمادبه‌نفس خود برداشته‌اید.
    به چالش كشیدن:
    پس از آن، افكار، احساسات و رفتارتان را ارزیابی كردید. با خودتان به گفت‌وگو بنشینید و درست و غلط بودن آنها را سبك و سنگین كنید.
    خودكنترلی:
    سخت‌ترین و آخرین گام را محكم بردارید. احساسات منفی را مهار كنید. بر افكار و احساسات‌تان مسلط باشید و آنها را به كنترل خود درآورید. شیوه‌ تفكرتان را تغییر دهید. سخت‌گیر نباشید. شتاب‌زده نتیجه‌گیری نكنید. در هیچ موردی پیشگیری نكنید. مثبت باشید و از كلمات منفی اجتناب كنید. برای خودتان و توانایی های‌تان ارزش قائل باشید. به خودتان احترام بگذارید. از جهت جسمی و ظاهری به خودتان برسید و ورزش كنید. خوابتان را منظم كنید. خودتان باشید. روابط اجتماعی از جمله رابطه با دوستان و اقوام خود را تقویت كنید. سعی كنید همیشه لبخند بزنید. راحت راه بروید و بنشینید. سرتان را بالا نگه دارید و موقع گفت‌وگو به چشمان طرف مقابل نگاه كنید.
    تمرین های افزایش اعتماد به نفس
    تمرین اول : نوشتن جملات مثبت و هرروز این جملات را جلوی آیینه حداقل به مدت 10 دقیقه به خودتان بگویید .
    تمرین دوم : یك آگهی تبلیغاتی برای خودتون درست كنید یك فیلم كوتاه یا یك نوشته زیبا از توانایی های خودتون و هرروز چند بار به آن نگاه كنید یا بخونید .
    تمرین سوم : مراقبت از جسم خود
    بدین صورت كه هرروز استحمام كنید ، شاداب مرتب باشید ، 8 ساعت خواب شیرین شبانه داشته باشید ، صبحانه كامل میل كنید و در طی روز نیز میوه و سبزیجات بخورید و از خوردن چای یا قهوه درطی روز لذت ببرید.
    تمرین چهارم : به خودتون برسید.
    به وضع ظاهر خود برسید، كفش هایتان را واكس بزنید ، مسواك بزنید، تمرین های پوگا انجام بدید، لباس های مد روز بپوشید ولی افراط نكنید ، بانظم باشید و شلخته نباشید .
    تمرین پنجم: تبسم زدن و لبخند زدن عامل دیگری است كه موجب افزایش اعتمادبه نفس می شود .
    تمرین ششم: هنگام صحبت كردن با مخاطبان به چشمانشان آنها نگاه كنید.خوش‌تیپ باشید
    هیچ كس به اندازه خود شما درباره وضعیت ظاهرتان اطلاع ندارد؛ بنابراین وقتی ظاهر خوبی نداشته باشید، كاملا طبیعی است نحوه راه رفتن و تعامل شما هم با دیگران تغییر یابد. البته این موضوع اصلا به معنای خرید لباس‌های گران‌قمیت نیست و می‌توان با صرف هزینه‌ای اندك لباس‌هایی مناسب و زیبا تهیه كرد. در ضمن، سعی كنید لباس‌هایی بخرید كه آنها را دوست دارید، چون با این كار حس بهتری هم خواهید داشت.
    تمیز باشید.
    به ظاهرتان اهمیت دهید و با تمیز نگه داشتن آن، حس بهتری را تجربه كنید. امتحانش ضرر ندارد؛ می‌توانید دندان‌هایتان را مسواك بزنید، لباس‌های تمیز بپوشید، موهایتان را شانه كنید و با صورتی تمیز و شاداب در جمع حاضر شوید تا اعتماد به نفس‌تان هم بیشتر شود.
    تمرین هفتم:محكم بایستید.شانه‌های آویزان و حركات آرام و بی‌حال، نشان‌دهنده عدم اعتماد به نفس افراد است. این گروه معمولا علاقه‌ای به خودشان ندارند و شخصیت خود را مهم نمی‌دانند. در حالی كه با تمرین قرار گیری بدن در وضع مناسب، می‌توانید اعتماد به نفس بیشتری را تجربه كنید؛ صاف بایستید، سرتان را بالا بگیرید و با دیگران ارتباط چشمی برقرار كنید. با این كار تاثیر مثبتی بر دیگران بگذارید و احساس هوشیاری و شادابی بیشتری خواهید داشت.
    تمرین هشتم:به طور منظم ورزش كنید.آمادگی جسمانی و وضعیت جسمی مناسب، تاثیر زیادی بر اعتماد به نفس افراد دارد. بنابراین اگر از نظر فیزیكی، وضع خوبی ندارید، ورزش كردن را فراموش نكنید.
    همچنین اگر بتوانید صبح‌ها مشغول ورزش شوید، علاوه بر تاثیرات آن، روز خوبی را هم شروع خواهید كرد.
    تمرین نهم:به صورت داوطلبانه با سازمانی همكاری كنید.اگر دائم به خودتان و موضوعات شخصی زندگی‌تان فكر نكنید و كمی بیشتر به فكر سایرین باشید، نگرانی‌تان هم كمتر خواهد شد. همین مساله به ظاهر ساده، اعتماد به نفس شما را تقویت می‌كند.
    بنابراین اگر می‌خواهید اعتماد به نفس‌تان پرورش یابد و زندگی شادتری را تجربه كنید، بهتر است از همین امروز این شیوه‌ها را تمرین كنید؛ مطمئن باشید با تكرار و تمرین به نتیجه دلخواه خواهید رسید.
    در ادامه این تمرین ها و خودباوری و افزایش اعتماد به نفس باید با همكاران یا مدیران خودتان صحبت كنید و علت رفتارشان را بپرسید.شاید بتوان با گفتگوی مسالمت امیز متوجه خیلی مسائل شد و به نتیجه مطلوب رسید.موفق باشید.
    لیلاكامرانی،‌كارشناس ارشد روان شناسی بالینی

  • آیدا - شنبه 11 شهریور 1396

    سلام وقت بخیر
    بنده 44 ساله كارمند و لیسانسه هستم كه از ازدواج اولم یك دختر 17 ساله دارم و دارای وضع مالی خوب هستم كه یكسال پیش مجدد ازدواج كردم با آقایی فوق لیسانس و به شدت وابسته به خانواده كه ابتدا مشخص نبود و گذر زمان مشكلاتی رو برام به وجودآورده 1- دخالت بیش از حد پدر ومادر و خواهران همسرم در زندگیم2- چارچوب و حریم نداشتن زندگی3- بی اختیاری و بی ارادگی همسرم در برخورد با خانواده و تصمیمات زندگی كه اجازه دخالت به خانوادش رو میده 4- پرداخت هزینه های خانواده همسرم به عهده همسر من است كه باعث كم گذاشتن تو زندگی خودمان می شود و وظایفش رو درست انجام نمی دهد و مدام خودم تقبل هزینه ها رو می كنم به خاطر حفظ آبرو جلوی دختر خودم چون همسرم خرج نمی كند . 5- بی احترامی های مستقیم خانوادش كه وقتی هم همسرم متوجه می شود توجیه می كندكه خانواده ام سنتی و بی سواد هستند و تقاضا دارد بچه دار بشوم تا رفتار خانوادش با من خوب شود كه من نمی پذیرم. ضمنا همسرم دكترا قبول شده و می ترسم همین تفاوت تحصیلات و وضعیت مالی خوب من نسبت به همسرم باعث به وجودآمدن مشكلات در آینده شود.لطفا راهنمایی ام كنید ؟

    جام جم سرا

    سلام.در نگاه كلی هر كس این جملات شما را بخواند،‌به این می اندیشد و برایش این سوال مطرح می شود كه مردی با این همه مشكل را چرا انتخاب كرده اید؟اما مطمئن هستم ایشان به این بدی ای كه می گویید نیستند.حتما محسناتی دارند.نكته اول ، دراین مشكلات شما هم مقصر هستید اما این كه چند درصد سهم شماست را نمی دانم چون نیاز به مصاحبه دارد.اما سهامدار هستید.تمام نكات مطرح شده از جانب شما پر از غرور است.همین یك مشكل.شما خودتان را در این زندگی آمیخته نكرده اید و این دومین مشكل.شما از ابتدا به شناخت درست نرسیده اید و ازدواج كرده اید و این بزرگ ترین مشكل.شما درباره این كه بچه دار شوید یا نشوید به توافق رسیده بودید؟درباره این كه چگونه خرج كنید و حقوق تان چه شود حرف زده بودید؟این كه موافق ادامه تحصیل هستید یا خیر، چطور؟همین شناخت ناكافی و نصفه و نیمه شما را گیر انداخته است.بهتر است فهرستی از مشكلات تهیه كنید.آنها را اولویت بندی كنید.یعنی رتبه بندی كنید كه كدام مهم تر و فوری تر است و دیگری نه.سپس برای برطرف كردن آنها گام بردارید.1-از ضمیرهای من، مال من، برای من و هر چه كه فقط و فقط شما را مطرح می كند اصلا استفاده نكنید.2-باید و نباید نداریم.به جای این واژه ها بگویید بهتر است یا پیشنهاد می كنم یا انجام دهیم خوب است و...3-شما پذیرفته اید دخترتان پدری داشته باشد ولو غیرخونی.پس ایشان را باید دخیل كنید در امورات زندگی.اگر احیانا فكر می كنید به دخترتان توجه ویژه نمی شود یا آنطور كه شما می خواهید ،‌توجه نمی شود باید خودتان را متعادل كنید.باید اجازه بدهید ایشان به دختر داشتن و پدری خو بگیرد.سعی نكنید بین آنها قرار بگیرید تا شرایط را آنطور كه می خواهید پیش ببرید.هر سه باید به شرایط جدید عادت كنید و یك سال زمان كافی ای برای این همه كار نیست.4-از همسرتان نزد دختران تان تعریف و تمجید كنید.خوبی های ایشان را پررنگ كنید.خجالت ندارد وقتی نمی توانید برای دخترتان خرج كنید.اجازه دهید با شرایط جدید كناربیاید تا تجارب تازه به دست آورد.5-روی مهارت های حل مساله تان كار كنید.همیشه آنچه به ذهن ما می رسد بهترین راه حل نیست چون احتمالا احساسات و هیجان اجازه نمی دهند ما بهترین راه را انتخاب كنیم.گاهی بهترین راه ،‌سخت و دردناك است اما جوابش عالی است.چه اشكالی دارد.ما عادت داریم راه كوتاه و شیرین را برویم و جواب نامطلوب آخرش حالمان را خراب كند.6-ما بین همسرتان و خانواده اش قرار نگیرید چون یا همسرتان را از دست می دهید یا ایشان خانواده اش را یا پنهانكاری شروع می شود كه هر سه نامطلوب است .زمان بدهید . جبهه نگیرید.اجازه دهید ایشان شما را به عنوان همراه بپذیرند.یك سری از این مشكلات به مرور زمان و اثبات طرفین به یكدیگر حل خواهد شد.توصیه می كنم بهترین راه حل را انتخاب كنید.طرف مقابل تان را نیز ببینید.7-توصیه نهایی ،‌مراجعه به یك خانواده درمانگر است تا در تمام راه ،‌همراه شما باشد.موفق باشید.
    لیلاكامرانی،‌كارشناس ارشد روان شناسی بالینی

  • ن - جمعه 10 شهریور 1396

    .سلام ببخشید من جدیدا یه عادت پیدا كردم.نمیتونم تركش كنم.
    موهامو میكنم.درموردش شنیده بودم كه در دوره نوجوانی شروع میشه و.....
    اما من به خاطر جنس بد بعضی از موهام این كار رو میكنم. حالا شنیدم همون موها سفید میشن.خیلی ترسیدم اما هنوز اونكارو میكنم.ایا از نظر علمی اینجوره واقعا؟اخه یكی از اقوام میگن قبلا موهاشونو كندن و دقیقا همون قسمت سفید شده. منم نوجونم میترسم موهام سفیدشن....چیكار كنم؟

    جام جم سرا

    سلام.سوال اصلی شما پزشكی است و متخصص مربوط باید پاسخ دهد.اما آنچه تاكنون خوانده و شنیده ام ، نمی گوید كندن مو باعث سفید شدن یا افزایش تعداد موهای سفید شود.نكته مهم در سوال شما این است كه نباید كند مو به شكل عادت در آید و شما مدام این كار را انجام دهید.بهتر است مو را با قیچی كوتاه كنید.

  • مهدی - چهارشنبه 8 شهریور 1396

    سركارخانم كامرانی ارجمندسلام.
    عارضه بدبینی همیشه یك خصلت بدشخصیتی است؟آیایك فردباشخصیت روانی سالم نبایدبه هیچ وجه چنین ویژگی ای داشته باشد؟همچنین خوش بینی هم میتواندخصلت بدشخصیتی باشد؟
    ازراهنمایی های روشنگرشماسپاسگزارم.

    جام جم سرا

    سلام.هر انسانی با مجموعه ای خصوصیات به شكل ژنتیك به دنیا می آید.در دوران رشد بعضی ها تقویت می شود و بعضی كم .بعضی پررنگ و برخی كمرنگ می شود.عوامل زیادی دست به دست هم می دهد تا انسانی با خصوصیاتش ویژه خودش شكل بگیرد.برخی ژنتیك را موثر می دانند و برخی محیط و تربیت را. پس همه به شكل كلی رگه هایی از حسادت داریم.این كه چه می شود تا بعضی حسادت شان قوی و پررنگ شود ، نیاز به بررسی دارد. كلا رگه های شخصیتی یكسان در همه هست و هیچ كدام تا زمانی كه اختلال ایجاد نكنند در زندگی به عنوان مشكل یا اختلال به آنها نگاه نمی شود.مثلا كمالگرایی در همه وجود دارد ،‌اما وقتی كمالگرایی باعث شود شما خوب زندگی نكنید و استرس به وجود آورد یا عملكردتان را مختل كند،‌نیاز به بررسی و درمان دارد.در نهایت ما انسان سالم بسیار كم داریم چون ویژگی های خاص خودش را دارد.عموم انسان ها نرمال یا بهنجار هستند.موفق باشید.
    لیلاكامرانی،‌كارشناس ارشد روان شناسی بالینی

  • مهدی - دوشنبه 6 شهریور 1396

    سركارخانم كامرانی گرامی سلام.ازراهنمایی های تان بسیاربهره مندهستم وازشماسپاسگزارم.جای یك قسمت درارتباط باآشنایی پیرامون مهارت های زندگی دراین سایت خالی است.

    جام جم سرا

    ممنون از بازخورد خوب تان.در حال نوشتن مهارت های دهگانه زندگی هستم. حتما اعلام خواهم كرد.

  • tara - شنبه 4 شهریور 1396

    سلام. ازتون كمك میخوام.جدیدا ادم حسودی شدم. مادر وپدرم و اطرافیانم ازم تعریف نمیكنن.ولی وقتی جلوم از كس دیگه ای تعریف میكنن حسودیم میشه و میگم نه اینجور نیس.بابام گفت حسود دیگرانی و همیشه نظر مخالفو میدی.اما اگر كسی ازم تعریف میكرد اینجوری نمیشدم. چه طور میشه بعضیا تا كسیو میبینن میگن مثلا یه پارچه خانم.به به و فلان....؟
    چیكار كنم كه منو هم ادم حساب كنن.از خوبیام بگن؟

    جام جم سرا

    سلام.دیگران باید ویژگی لااقل ظاهری عجیب و غریب داشه باشند تا دافعه ایجاد كنند وگرنه به شكل كلی بیشتر آدم ها معقول و پسندیده اند.به همین دلیل وقتی كسی دیگر را می بینند ، می گویند چه خانمی بود یا چه پسر خوبی بود.این جمله فقط ظاهر و شرایط طرف مقابل را بیان می كند.اما این كه ایشان دارای چه هنرها و توانمندی ای است و چه اخلاقی دارد در مراحل بعد است كه گاهی اصلا نیازی به دانستنش نیست چون ارتباطی ندارد.پس این جملات بیشتر در حد تعارف هستند و برداشت شان از ظاهر طرف .شما ناراحت می شوید چون گمان می كنید به اندازه او دیده نشده اید یا حسادت می كنید كه چرا مرا نمی گویند.والدین ممكن است نگویند اما دیگران نیز در برخورد با شما همان جملات تعارفی و مودبانه را رد و بدل می كنند.پس جای ناراحتی ندارد.در ضمن والدین می دانند فرزندانشان چگونه اند و متاسفانه خیلی كم از فرزندان شان تعریف می كنند. عموما خیلی عادت ندارند به ناز و نوازش و تعریف از اولاد ؛ اما تعریف و ناز و نوازش نكردن دلیل بر دوست نداشتن یا ناآگاهی از توانمندی و خوبی های فرزندان نیست.یك جور عادت رفتاری است.اما شما چه باید بكنید. ابتدا باید به اعتماد به نفس و عزت نفس تان بپردازید.یعنی باید آنها را تقویت كنید تا نیازمند تعریف و تمجید دیگران نباشید. انسان هایی كه اعتماد به نفس و عزت نفس خوبی دارند ، خودشان را بی نیاز از این حرف ها و تعارفات می دانند. باید بر حسادت خودتان نیز غلبه كنید.اگر از كسی تعریفی شنیدید بگویید بله حتما دلیلی دارد و بكوشید شما نیز مهارت هایی به دست آورید.نه این كه دیگران هر كاری كردن شما نیز همان را انجام دهید ،‌بلكه شما با توجه به شرایط و علایق تان تلاش كنید برای آموختن.در نهایت این كه در غیاب تان هم حتما از شما تعریف می شود.پس ناراحت نباشید.موفق باشید.
    لیلاكامرانی، كارشناس ارشد روان شناسی بالینی

سوال شما از مشاور

  • مخاطبان گرامی!
  • بخش مشاوره برای راهنمایی و پاسخگویی به مسائل و مشکلات شما در زمینه‌های خانوادگی و حقوقی راه اندازی شده است. پرسش‌های خود را کوتاه، روشن وواضح، با حروف فارسی بنویسید و با کلیک روی ارسال پرسش برای ما بفرستید تا در اختیار مشاوران، کار‌شناسان ومتخصصان جام جم سرا قراردهیم وپس ازدریافت پاسخ آن‌ها، نظرشان را درهمين بخش به آگاهیتان برسانیم. تا دریافت پاسخ مشاوران زمانی لازم است که امیدواریم دراین مدت شکیبا باشید.
تصویر امنیتی :

ضمیمه این هفته