• 0

اگر قسمت سومي وجود داشت

یکشنبه 1 مرداد 1385 ساعت 05:02
مجتبی بیطرفان در 2 قسمت از سریال راه شب نقش سرباز ترکمنی را ایفا کرد که برای انجام خدمت سربازی به تهران آمده بود. او دختردایی خود را دوست داشت
؛ اما دایی برای ازدواج یک میلیون تومان شیربها طلب کرده بود و....آنچه پیش رو دارید، گفتگویی صمیمانه با بیطرفان است که این روزها مشغول بازی در نقش کتابدار فرعون در سریال حضرت یوسف ع است و نیز در سریال رویای نمناک به کارگردانی اصغر یوسفی نژاد بازی می کند.
میهمانی از بهشت ، روشنایی دشت ، عشق سالهای جنگ ، دیوانه ای در شهر، سفر به ریشه ها، آواز قو، کما، فراری ، روژان ، مردان ماندگار، باغ بلور، حضرت یوسف ع و آشیانه سیمرغ برخی از فعالیت های او بوده است.
داریوش فرهنگ در ساخته های خود تمایل زیادی به استفاده از بازیگران چهره و شناخته شده داشته است . رفتار او با بازیگرانی که چندان شناخته شده نبودند، در این سریال چگونه بود؛
داریوش فرهنگ با توجه به تجربه بازیگری خود همیشه تلاش می کند بازیگران خود را قانع کند. به همین دلیل ، معمولا در چند کلام ساده حرف و منظور خود را به بازیگر منتقل می کند. شاید خیلی از کارگردان ها تمایلی به این مساله نداشته باشند که از بازیگری استفاده کنند که فیزیک و صورت چشمگیر و مد روزی ندارد و برای مخاطب هم تازه است. در این اپیزود، در کنار من نادر سلیمانی هم بازی داشت و ما 2 نفر تنها افرادی بودیم که در آن جمع تجربه قبلی داشتیم. این مساله تاثیر زیادی در واقعی تر شدن داستان ها داشت. فرهنگ همیشه می گفت دوست دارم بازیگرانم گلچین آدمهای واقعی جامعه باشند.
آیا این قصه که یک سرباز برای تامین مبلغ شیربهای همسر آینده اش مجبور به انجام کارهایی می شود که خدمت سربازی اش را به تاخیر بیندازد ، می توانست در بستر دیگری اتفاق بیفتد؛
می شد ؛ اما سربازی دورانی است که همه اقشار جامعه درگیر آن هستند. هر کس در هر موقعیت و مرتبه ای که باشد، باید به سربازی برود و سختی های دوران خدمت را تحمل کند.
اما دخترها و زنها که با این مساله درگیری ندارند؛
آنها هم بالاخره درگیر هستند. خانواده ها سرباز داشتند. دخترها همسر، نامزد یا برادرشان سرباز بوده اند و آنها هم نسبت به این دوره کنجکاوی دارند. به همین دلیل اتفاق هایی که مثلا در یک آسایشگاه رخ می دهد، به دلیل بکر بودن آن برای این مخاطبان هم جذاب است.
با این فضایی که توصیف کردید، آیا کار بر اساس یک فیلمنامه از پیش نوشته شده پیش رفت یا این که ایده های مختلف دوران سربازی افراد درگیر کار مرتب به داستان اضافه می شد؛
خطوط کلی فیلمنامه مشخص بود. اپیزود سرباز تنها اپیزود 90 دقیقه ای این سریال بود که در 2 قسمت پخش شد. البته کارگردان سر صحنه مساله چه کنم چه کنم نداشت و بر اساس همان متن اولیه کار پیش رفت.
شیوه کار فرهنگ در بازی گیری چطور است؛ آیا بازیگر را در چارچوب خاصی محدود می کند؛
او معمولا بازیگر را آزاد می گذارد و حس اعتمادی را برای او به وجود می آورد. او بازیگر را رها می کند و به او این امکان را می دهد که تیپ را به شخصیت تبدیل کند.
سخت ترین بخش این کار کجا بود؛
یک سکانس تلفنی در پایان کار که عیجان می خواهد با نامزدش قطع رابطه کند. خداحافطی او با آلتینای بر خلاف میل باطنی خود و برای لجاجت با دایی اش است و به همین دلیل از عشق دست می کشد و به سوی زنی بیوه می آید. البته این مساله برای خودم دغدغه بود و نمی توانستم بپذیرم که یک آدم عشق خود را کنار بگذارد. اگر چنین چیزی رخ دهد، این آدم چطور می تواند بقا داشته باشد؛
اگر قسمت سومی هم وجود داشت ، به نظرت باید چه اتفاقی رخ می داد؛
آن دختر باید شرایط و بستر ازدواج را فراهم می کرد. باید خانواده اش را متقاعد و عیجان را درست معرفی به آنها می کرد. دختر باید سعی می کرد پاکی ، مرد زندگی بودن و جنبه های مثبت پسر را برای خانواده مطرح و از او دفاع کند.
خیلی اوقات بازیگران به سراغ زیبایی می روند تا نقشهای بیشتری به آنها پیشنهاد شود. به نظرت این مساله چقدر در ایفای درست نقش موثر است؛
زیبایی نمی تواند برای ماندگاری بازیگر موثر باشد. بازیگری که با استفاده از زیبایی و یا تیپ سازی مدتی در بورس قرار می گیرد، مثل موج بلندی است که در یک لحظه خود نمایی می کند و در لحظه بعد فید می شود و می رود اما کسی ماندگار است که از تکنیک و ابزار به طور موازی با هم استفاده کند. تجربه هم ثابت کرده است بازیگرانی همچون پرویز پرستویی ، اکبرعبدی ، خسرو شکیبایی ، امین حیایی که تنها متکی به جذابیت فیزیکی خود نبودند و بر اساس توان شخصی به این نقطه رسیدند، مثل آب روان هستند که در یک رودخانه جریان پیدا می کنند و از زیر یک صخره را می تراشند و یک نقش برجسته ایجاد می کنند. بازیگرانی مانند حسین پناهی و مهدی فتحی همیشه در عرصه بازیگری ماندگارند و تکرار شدنی نیستند. آنها مثل شعر هستند. اما برخی دیگر از بازیگران مانند لطیفه هستند که یک لحظه باعث انبساط خاطر می شوند و بعد تمام می شوند.


رضا استادی
به اشتراک گذاری
کد خبر : 669424614903938043
برچسب‌ها :
لینک کوتاه :

ارسال نظر

  • مخاطبان گرامی، برای انتشار نظرات لطفا نکات زیر را رعایت فرمایید:
  • 1- نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • 2- نظرات حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های اسلامی منتشر نمی‌شود.
  • 3- نظرات پس از ویرایش ارسال می‌شود.
تصویر امنیتی: